تبلیغات
انعکاس - مطالب آذر 1392

انعکاس

فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست...

جمعه 29 آذر 1392

لبخند ظریف به تحریم های جدید!

نویسنده: احمد طحانی   

..................................................................................................................

.....................................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت همت نیوز و سایت حنفا و سایت یزد فردا منتشر شده است:

لبخند ظریف، به تحریم های جدید!

هنوز جوهر امضای توافق ژنو خشک نشده است که خوی استکباری آمریکا نمایان می شود و تحریم های تازه از راه می رسد! وزارت خزانه داری آمریکا، 19 تحریم جدید را علیه ایران تصویب می کند. تحریم 19 شخص حقیقی و حقوقی، آنهم بعد از اینکه در توافقنامه ژنو به صراحت تاکیده شده است: «عدم اعمال تحریم جدید در آمریکا!». ماجرایی که اتفاق افتاده است، بار دیگر اثبات می کند که قرار نیست ماه پشت ابر بماند، همانطور که گرگ صفتی آمریکایی ها هم پشت کروات و ادکلن آنها پنهان نمانده و نخواهد ماند. اما سوالی که بعد از اعمال تحریم های جدید در ذهن هر ایرانی بوجود می آید اینست که واکنش مسولان کشورمان در این مورد چه بوده است؟

1. آقای صالحی، معاون رئیس جمهور رئیس سازمان انرژی اتمی، در واکنش به اعمال تحریم های جدید، در گفتگویی اظهار می دارند: «رفتار آمریکا و وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، متناسب با شرایطی که آنها قبلا اعلام کرده بودند که با حسن نیت وارد مذاکرات با ایران خواهند شد، تفاوت اساسی دارد و در واقع رفتارشان متناقض با گفتار اولیه آنها است و این اقدامات و رفتارهای آمریکا ثابت کرد که آنها هیچ‌گاه در طول تاریخ قابل اعتماد نیستند.» البته فرمایشات آقای صالحی، با توجه به عقبه اصولگرایی ایشان، بسیار بجا و قابل تامل است. حضور ایشان در حلقه دانشجویی که در اطراف فرودو انجام شده بود نیز شاهدی بر این ادعاست. اما از این ایشان هم به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی، توقع می رود که در مقابل «عمل» آمریکایی ها، «عکس العمل» نشان دهند و تنها به حرف بسنده نکنند. حرفهایی که البته در جای خود بسیار بجا و قاطع است: «در طول 34 سال آمریکایی‌ها همواره ثابت کردند که قابل اعتماد نیستند اما ما فکر می کردیم که اینبار آنها از در حسن نیت با ایران وارد مذاکرات خواهند شد، اما باز آمریکا به قول و عهد خود عمل نکرد و توافق‌نامه ژنو را نقض کرد.»

2. آقای ظریف، وزیر امور خارجه در رابطه با تحریم های جدید فرموده اند: «این اقدامی کاملا اشتباه بود و من از این تصمیم متاسف و ناراحت شدم اما به توافق کوتاه مدت برای ادامه مذاکرات طولانی مدت متعهد هستم.»

فرمایش آقای ظریف، گرچه از یک بعد امیدوار کننده است، اما از طرف دیگر نشان می دهد که مسولان کشور، قصد نشان دادن واکنشی قاطع در مقابل تصمیم آمریکایی ها ندارند. آقای ظریف می فرمایند «ناراحت»شده اند. اما واقعا ناراحتی ایشان جواب مناسبی به عمل آمریکایی هاست؟ وقتی توافقی به امضا رسیده است، فارغ از بررسی مفاد آن، اگر یک طرف بر خلاف آن عمل کند، واکنش منطقی طرف مقابل فقط «ناراحتی» است؟ ایشان همچنین در بخشی دیگر از فرمایش خود که در مصاحبه با شبکه سی بی اس آمریکا انجام شده است می فرمایند: «مذاکرات هسته‌ای از مسیر خارج شده اما هنوز نمرده است، حتی اگر ایران از دور تازه تحریمهای وزارت خزانه داری آمریکا عصبانی باشد!» این بخش از فرمایشات ایشان هم متاسفانه، نشان می دهد بیش و پیش از آنکه آمریکایی ها و طرف غربی به کشاندن ایران به توافق ژنو افتخار کنند، مسولان ما به آن دلبسته اند. البته در اینکه آقای ظریف، همه تلاش خود را به کار بسته اند تا «جمهوری اسلامی» سربلند باشد شکی نیست؛ اما سوال اینست که از چه مسیری و به چه قیمتی؟ به هر روی، به نظر می رسد فرمایشات ملایم آقای ظریف، تنها لبخند تلخی باشد که بدون هیچ عکس العملی در مقابل تحریم های جدید آمریکایی اتخاذ شده است.

3. آقای عراقچی، معاون وزیر امور خارجه در مورد تحریم های جدید، اظهار نظر قابل تاملی دارند؛ ایشان تحریم های جدید را خلاف متن توافقنامه ندانسته و آنرا تنها خلاف روح توافقنامه عنوان کرده است. اظهار نظری که اگر پای مصالح ملی در میان نبود، می شد گفت بیشتر موجب خنده و انبساط خاطر مخاطب می شود. باید از آقای عراقچی پرسید که از کی شاهکار ژنو(!) صاحب «روح» شده و کسی خبر ندارد؟ و مگر آنچه به امضای 5+1 رسیده است، عدم اعمال تحریم جدید توسط شورای امنیت، اروپا و آمریکا نبوده است؟ در مقابل همه امتیازاتی که در توافق ژنو به طرف مقابل داده شده است_از جمله حق غنی سازی بالای 5 درصد و رقیق سازی 196 کیلوگرم از زحمات دانشمندان هسته ای_ تعهد طرف مقابل به عدم اعمال تحریم بود که می شد از آن به نقاط مثبت توافقنامه یاد کرد. آنهم به همین راحتی زیر سوال رفته است و آنوقت آقایان صحبت از روح توافق می کنند!
4. اما مهمترین واکنش مسولان دولت یازدهم در مقابل نقض صریح توافق ژنو، ترک اجلاس کارشناسی وین بود که بسیار به موقع انجام شد. نمی خواهیم بدبینانه به این اقدام هوشمندانه نگاه کنیم؛ و الا با توجه به اظهارات ملایم مسولان، این احتمال می رفت که تیم مذاکره کننده کشورمان، برای رهایی از فشار مردم کشور دست به این اقدام زده باشد. مردمی که از یک طرف قدردان زحمات مسولان کشورشان هستند و از طرف دیگر منتظر اقدامات قاطع و هوشیارانه آنها. بدون شک اگر در مورد تحریم های جدید آمریکا، این اقدام_یعنی ترک اجلاس وین_صورت نمی گرفت، علامت سوال بزرگی در ذهن قاطبه مردم شکل می گرفت که به راحتی زدودنی نبود...

در پایان بد نیست نگاهی به سیر اظهارات رئیس جمهور آمریکا درباره ایران و توافق ژنو بیاندازیم:

1: اگر ایران به توافق پایبند نماند، تحریم ها را افزایش می دهیم و آمادگی برای گزینه نظامی هم وجود دارد!/92/9/16

2: در دیدار با نخست وزیر رژیم صهیونیستی: تهران باید صداقت خود را با اقدامش ثابت کند و نه با کلمات!/92/7/9

3: رویکرد دولت آمریکا در قبال تسلیحات سوریه باید به ایران نشان دهد که برای یک رویارویی تسلیحاتی، پتانسیل حل مساله به شکل دیپلماتیک وجود دارد!/92/6/25

آقای اوباما ادعا می کند که اگر ایران به توافق پایبند نماند تحریم ها را افزایش می دهد. آیا واقعا اینگونه است؟ و تحریم های جدید بعد از کارشکنی ایران صورت گرفته است؟ اوباما از گزینه نظامی هم سخن به میان می آورد و بعد از آن آقای ظریف آن اظهار نظر جنجالی را بیان می کنند که حقیقتا جای تعجب و سوال دارد. بعد هم بحث سوریه و تهدید پیش کشیده می شود و در مقابل ما تنها شاهد ادبیات ملایم مسولان کشورمان در مقابل کارشکنی های متعدد آمریکایی ها هستیم...

والسلام

پی نوشت:

لینک مطلب در همت نیوز

لینک مطلب در حنفا

لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: صلّ الله علیک یا اباعبدالله

......................................................................................................

........................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت حنفا و سایت همت نیوز منتشر شده است:

آقای ظریف، شما «سرهنگ» نیستید!

جناب آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه در سخنانی قابل تامل فرموده اند: « آیا فکر کردید آمریکا که می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد از سیستم دفاعی ما می ترسد؟ آیا واقعا به خاطر قدرت نظامی، آمریکا جلو نمی آید؟/وزیر امور خارجه در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»

از دید جناب آقای ظریف، سیستم دفاعی جمهوری اسلامی به یک بمب آمریکا بند است! به عبارت دیگر، «توان بازدارندگی جمهوری اسلامی» یعنی کشک! اتفاقا فرمایشات آقای ظریف از یک جهت کاملا درست؛ بمب آمریکا خیلی چیزها را نابود می کند. ایمان و اعتقاد خیلی ها را از بین می برد و در دل خیلی ها وحشت ایجاد می کند. همان یک بمب، می تواند صدها و بلکه هزاران نفر را در عراق و افغانستان و ویتنام بی خانمان کند. همان یک بمب تعداد زیادی زن و کودک را می کشد. یک بمب ناقابل آمریکا، می تواند خیلی چیزها را از کار بیاندازد، اما به طور قطع، سیستم دفاعی نظام اسلامی با یک بمب از کار نخواهد افتاد. شاید یک بمب برای ترساندن کسانی که از شهامت و شجاعت فاصله دارند کافی باشد، اما یقینا برای از کار انداختن سیستم دفاعی «جمهوری اسلامی» کافی نیست. آقای دکتر توجه نداشته اند که اگر آمریکا چنین بمبی داشت، که یک دانه اش سیستم دفاعی کشور را از کار می انداخت، در همان سالهای جنگ تحمیلی از آن استفاده کرده بود! البته ایشان به هر دلیلی فضای جنگ و جبهه را تجربه نکرده اند، و حق هم دارند که از هیمنه دشمن جانب احتیاط را بگیرند، اما باید بدانند که بمب های آمریکایی، در دل امت حزب الله هیچ وحشتی ایجاد نمی کند...

اگر سخنان وزیر امور خارجه دولت یازدهم، در دفاع از قدرت نظامی آمریکا(!)، اینقدر قاطع نبود، احتمال می دادیم که اشتباه لپی صورت گرفته باشد. احتمال می دادیم که رعب اسرائیلی ها از موشک های «فجر حزب الله» ایشان را واقع بین کرده است. اما چه کنیم که فرمایشات جناب ظریف، اینقدر قاطع بیان شده که جای هیچ شکی را باقی نمی گذارد...

ایشان در بخشی دیگر از صحبتشان در جمع دانشجویان می گویند: «غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند بلکه از مردم ایران می‌ترسند.../وزیر امور خارجه در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»

به دو دلیل، بعید به نظر می رسد در فرمایشات جناب ظریف، اشتباهی صورت گرفته باشد: اول اینکه اگر اشتباهی صورت گرفته بود، ایشان می توانستند بلافاصله و در اولین سخنرانی خود، آن اشتباه را اصلاح کرده و عذرخواهی کنند. در حالیکه هرگز چنین اتفاقی نیافتاد. البته توضیحاتی ارائه شد که به نظر می رسد تایید سخنان قبلی ایشان بود: «بدیهی است جایگاه و توان بالای قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران منبعث از مقاومت مردم شجاع و قهرمان ایران است.../سایت وزارت امور خارجه». و دوم اینکه از انسان باهوش و زیرکی مثل آقای ظریف، با آن سابقه طولانی، چنین اشتباهی و با این شدت پذیرفته نیست. یعنی شخصیت با تجربه و باهوشی مثل دکتر ظریف، می تواند در مورد مسئله ای به این مهمی اشتباه کند؟ آنهم در این حد؟ آنچه در توضیحات تکمیلی آقای ظریف به آن تاکید شده، قدرت نظامی کشور است، اما در عین حال صحبتی از آن یک موشک کذایی به میان نیامده، و به عبارت بهتر، ایشان قبلا هم اطلاعاتی راجع به قدرت نظامی کشور داشته اند و معنی حرفشان انکار «سیستم دفاعی» کشور نیست، بلکه در واقع اذعان به قدرت وحشتناک «بمب های آمریکایی» است! بمب هایی که با وجود قدرت نظامی ایران، قدرتی خارق العاده دارند، بطوریکه یک دانه از آن بمب ها برای ترکاندن همه چیز کافیست!!

در هر صورت جا دارد چند نکته را خدمت ایشان به عنوان تذکر و نقدی که همیشه از آن استقبال کرده اند عرض کنیم:

1. آقای ظریف، یادتان باشد که شما سرهنگ نیستید! شما از قدرت نظامی ایران چیزی نمی دانید. پیشنهاد می کنیم در جلسات هیات دولت، از سردار دهقان، وزیر محترم دفاع، مختصری کسب اطلاع کنید تا درباره قدرت نظامی کشورتان اینگونه سخن نرانید.

2. آقای ظریف، شما به هر دلیلی در جبهه ها حضور نداشتید، و همزمانی که قشرهای مختلف مردمی در کار سپاه و ارتش و بسیج در لباس رزم به دفاع از کیان این مرز و بوم می پرداختند، شما مشغول تحصیل در «آمریکا» بودید. جناب آقای ظریف، اگر آمریکا آنگونه که شما شناختیدش، می توانست سیستم دفاعی کشور را با یک بمب از کار بیاندازد، او و همه هم پیمانانش، هشت سال پشت خط مقدم بسیجی ها نمی ماندند. چطور از خودتان سوال نمی کنید که چرا آمریکا آن یک بمب را در جنگ تحمیلی استفاده نکرده است؟ و چطور آمریکا که چنین قدرتی دارد، به همراه غلدر به درک واصل شده منطقه، یعنی صدام حسین، نتوانست یک وجب از خاک کشور را به اشغال خود در بیاورد؟

3. آقای ظریف، فرموده اید که غربی ها از چهارتا تانک و موشک ما نمی ترسند! اتفاقا درست فرموده اید!! چهار تا تانک و موشک که ترس ندارد. آنچه غربی ها از آن می ترسند، فرهنگ عاشوراست. فرهنگ «هیهات منّا الذله» است. آنچه غربی ها می ترسند، تجهیزات بی شمار نظامی کشور است. تجهیزاتی که همین بچه حزب اللهی ها ساخته اند. همین ها که سالهاست نیش و کنایه های مختلف را تحمل می کنند، اما به فرموده مقتدایشان (حفظه الله) خشم خود را برای دشمن نگه داشته اند. جناب ظریف، شمار تجهیزات نظامی کشور که رعب و وحشت را همبستر صهیونیست های غاصب کرده است از چهارتا خیلی بیشتر است. شاید در این مورد هم بتوانید از سردار دهقان مشورت بگیرید.

4. آقای ظریف؛ ما از دشمن نمی ترسیم. از دوستانی می ترسیم که غفلت می ورزند! از دوستانی که در زمین دشمن بازی می کنند. از آنهایی که به فرموده امام راحل در خانه های مجلل، راحت و بی درد آرمیده اند. آنها که چیزی از مبارزه نمی دانند. آنها که جنگ نرم و سرد برایشان معنایی ندارد. آنها که «تهاجم فرهنگی» نمی فهمند. آقای ظریف، به مناسبت مسولیت حساسی که دارید، مراقب باشید که خدای نکرده ترس از دشمن و از بمب هایش، منافع نظام مقدس جمهوری اسلامی را به خطر نیاندازد، که اگر اینطور بشود، فردای قیامت شما می مانید و جواب خون شهدا...

والسلام

پی نوشت:

لینک مطلب در حنفا

لینک مطلب در همت نیوز

پیوست: استغفر الله ربّی و اتوب الیه

........................................................................................................

............................................................................................................

سلام

این مطلب در
سایت خیبر آنلاین و سایت حنفا و سایت همت نیوز منتشر شده است:

تلاش برای رفع فیلتر «ابزار جاسوسی»!

تامل:
واقعیت اینست که امروزه شبکه های مجازی، به خوبی نیاز مخاطب را شناسایی کرده و بروی آن سرمایه گذاری می کنند. مخاطب امروز، از روبرویی با اطلاعاتی که یک طرفه در اختیارش گذارده شود گریزان است. بنابراین می بینیم که قسمت نظرات در سایت های مختلف، آنها را از حالت تک گویی و منولوگ خارج کرده است؛ خبری در فلان سایت درج می شود. مخاطب آنرا مطالعه می کند و بعد به راحتی در قسمت نظرات نسبت به آن خبر واکنش نشان می دهد. اما کمی که جلوتر بیاییم، می بینیم که حس خلاقیت و نیازهای روز، چیزی بیش از آنچه قبلا وجود داشته را می طلبد. به این ترتیب که مخاطب، خود باید تولید کننده باشد؛ بتواند مطلب بنویسد، آلبوم عکس و فیلم ایجاد کند، با دیگر مخاطبین ارتباط بگیرد و خلاصه آزادانه هرچه می خواهد بکند. در چنین فضایی است که شبکه های اجتماعی پا به عرصه وجود می گذارند. شبکه هایی که ماهیتشان اطلاعاتی است که از کاربران مختلف بدست می آورند. هم اطلاعات عمومی و هم اطلاعات شخصی. به این ترتیب که یک شبکه اجتماعی خاص، با تعداد کاربرانی که دارد رشد پیدا می کند. مطالبی که کاربران روی آن شبکه قرار می دهند، می تواند جایگاه آن را ارتقا دهد. و از طرف دیگر، خیلی از اطلاعات شخصی کاربران مختلف در اختیار مدیران شبکه قرار می گیرد...
 
فیس بوک چیست:
یکی از شبکه های مهم دنیای مجازی امروز، وب گاه فیس بوک است که بنیان گذار آن جوانی به نام مارک زاکربرگ می باشد. جالب است بدانیم که مارک زاکربرگ، به عنوان چهارمین صهیونیست تاثیر گذار در سطح جهان شناخته شده است! کسی که روابط نزدیک و صمیمانه ای هم با مسولان رژیم اشغالگر قدس دارد. این سایت در سال 2004 راه اندازی گردیده و از آنروز کاربران بیشماری از سراسر دنیا در آن ثبت نام کرده اند. ویژگی مهم این شبکه اجتماعی، امکان استفاده رایگان از آن است. به نحوی که یک کاربر معمولی، می تواند به راحتی در این سایت ثبت نام کرده و فیلم، عکس و اطلاعاتی که علاقه دارد را در صفحه شخصی اش و برای نمایش عموم، آنهم بصورت رایگان، قرار دهد.
 
نارضایتی ها از فیس بوک:
متاسفانه شانتاژ رسانه ای حاکم بر فضای رسانه ای و اطلاعاتی کشور، اینگونه وانمود می کند که استفاده از فیس بوک در تمام کشورها آزاد است و تنها در کشور ایران محدود شده است. در حالی که واقعیت چیز دیگری است. برای بررسی این واقعیت چند نمونه از نارضایتی ها از فیس بوک را مورد بررسی قرار می دهیم:
1: نتایج یک مطالعه در انگلستان نشان می دهد که حدود یک پنجم تا یک سوم از طلاق های این کشور به فیس بوک بر می گردد. به طوریکه در دادخواست طلاق، نارضایتی یکی از طرفین به خاطر استفاده از این شبکه اجتماعی و تبعات سوء آن است./ویکی پدیا_صفحه فیس بوک
2: جولیان آسانژ، موسس وب سایت ویکی لیکس، فیس بوک را یکی از تنفر آمیز ترین ابزارهای جاسوسی می داند و در این مورد می گوید: «فیس‌بوک تنفر آمیز ترین ابزار جاسوسی است که تاکنون ایجاد شده‌است. هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه اجتماعی فیس‌بوک اضافه می‌کند باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکاست و این گنجینه اطلاعاتی را برای آنها تکمیل می‌کند./ویکی پدیا_صفحه فیس بوک»
3: دانشگاه الازهر مصر، استفاده از فیس بوک را برای مسلمانان حرام می داند. آنها دلیل صدور این فتوا را فروپاشی خانواده ها اعلام کرده اند./ ویکی پدیا_صفحه فیس بوک
4: گزارشی که خود فیس بوک در سال 2013 منتشر کرده نشان می دهد که اطلاعات کاربران مختلف، بنا به درخواست دولت های مختلف، در اختیار آنها قرار گرفته است. در این گزارش آمده است: تنها در نیمهٔ نخست سال ۲۰۱۳ میلادی دولت‌های گوناگون خواستار دستیابی به اطلاعات بیش از ۳۸ هزار کاربر این شبکهٔ اجتماعی شده‌اند که در ۸۰٪ موارد درخواست‌ها به نتیجه رسیده‌اند. بیش از ۷۴ کشور جهان چنین درخواست‌هایی از فیسبوک داشته‌اند. بیش از نیمی از درخواست‌ها مربوط به دولت آمریکا بوده است (۲۰ تا ۲۱ هزار کاربر) که به ۷۹٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده است. میزان دقیق درخواست‌های آمریکا به علت وجود قوانینی که مانع افشای آمار دقیق هستند ممکن نبوده. دولت بریتانیا نیز ۲۳۰۰ درخواست در این زمینه داشته است که به ۶۸٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده. مقامات ترکیه اطلاعات ۱۷۳ کاربر فیسبوک را از این وب‌گاه درخواست کرده‌اند که فیسبوک به ۴۵ مورد از آن‌ها پاسخ داده است. به گفتهٔ فیسبوک این اطلاعات به «تهدید کودکان و شرایط اضطراری» مربوط بوده‌اند. وکیل فیسبوک در اینبار اظهار امیدواری کرده است که این گزارش در جهت دستیابی به «معیارهای مناسب برای درخواست‌های دولت‌ها درباره اطلاعات کاربران» مفید باشد./ویکی پدیا_صفحه فیس بوک
5: جان سی دورک، کارشناس امور IT در مورد جاسوسی فیس بوک نظر جالبی دارد. او معتقد است در حال حاضر قدرتهای بزرگ از هر ابزاری برای جاسوسی استفاده می کنند و مهمترین ابزار جاسوسی آنها در عصر حاضر اینترنت و فضای مجازی است، چون هزینه کمتری دارد. به گفته او، کاربران فیس بوک نباید شک داشته باشند که قدرتهای جهان در عصر حاضر از طریق همین پایگاه اینترنتی جاسوسی می کنند!
6: جالب است بدانیم در کشور آمریکا، دیداری بین رئیس جمهور این کشور، آقای اوباما، و رئیس فیس بوک صورت می گیرد. فکر می کنید دلیل این ملاقات چیست؟ آقای اوباما که تصمیم گرفته مالیات افراد ثروتمند جامعه را افزایش بدهد، از مارک زاکربرگ برای تکمیل اطلاعاتش کمک می گیرد! یعنی به همین راحتی، فیس بوک تبدیل به یکی از ابزارهای اطلاعاتی برای یک تصمیم مهم می شود، و از آن راحت تر، خیل شخصیت هایی که اطلاعاتشان توسط فیس بوک به دولت ارائه می شود، به جمع کسانی که مورد سوء استفاده اطلاعاتی قرار گرفته اند اضافه می شوند.
 
اطلاعات ما به چه کار شبکه های جاسوسی می آید:
ممکن است کاربران این شبکه اجتماعی، از خود بپرسند که اطلاعات من چه دردی از سازمان های جاسوسی دوا می کند؟ جواب این سوال را در چند بخش مورد بررسی قرار می دهیم:
1: طبق آمار، نزدیک به 20 درصد از کاربران شبکه های اجتماعی، از پسورد های مشابهی برای سایر حساب ها خود استفاده می کنند. به عنوان مثال، یک کاربر مبتدی ممکن است با یک رمز عبور، هم از ایمیل و جیمیل شخصی اش استفاده کند، و هم حساب فیس بوک و توئیترش را چک کند. با این وجود روشن است که چه فاجعه ای ممکن است رخ دهد؛ فاش شدن همه آنچه در فضای مجازی دارد! اطلاعات موجود در ایمیل هایی که بین او و دوستانش رد و بدل شده ممکن است چندان مهم به نظر نرسند (اگرچه از داخل همان ها هم اطلاعات مفید زیادی استخراج می شود). اما اطلاعات مهم کاری، سیاسی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی رد و بدل شده بین کاربر و سایر افراد و نهادهای جامعه برای سازمان های جاسوسی بسیار قیمتی هستند. امروزه دشمنان بر اساس همین اطلاعات دریافته اند که ملت ایران به اباعبدالله الحسین (ع) توجه و عنایت ویژه ای دارند و جدا کردن عاشق از معشوق ممکن نیست. بنابراین با روش های خاص دیگر تصمیم به پایین آوردن بازدهی مراسم عزاداری می کنند. به عنوان مثال استفاده از ابزارهای موسیقایی و همینطور ارتباط بین دختران و پسران جوان یکی از روشن ترین این موارد برای انحراف ذهن و دور شدن از هدف عزاداری است.
2: در مورد بعد، که درصد پایین تری از کاربران شبکه های اجتماعی را بخود اختصاص می دهد، فرد از اطلاعات اداره، سازمان و یا شرکت محل کارش در این شبکه ها استفاده می کند. به این ترتیب، کلیه اطلاعات مفید محل کار این کاربر، در اختیار سازمان های جاسوسی قرار می گیرد. ممکن است سوال شود که اطلاعات یک شرکت خصوصی و کوچک ساختمانی به چه کار جاسوسان می آید؟ پاسخ اینست که «جامعه آماری» یکی از تکیه گاه های مهم سازمان های جاسوسی است. وضعیت اقتصادی و معیشتی شخص، و همینطور اوضاع اقتصادی جامعه و رضایت یا نارضایتی افراد مرتبط با این شرکت ها اطلاعات مهمی است که تصمیم های بسیاری بر مبنای آنها گرفته می شود. تصور بفرمایید که نتیجه یک عملیات جاسوسی گسترده در ایران، این باشد که اوضاع اقتصادی برای مردم ایران سخت شده است. مطمئنا این اطلاعات در سیاست های دولت های استکباری برای تصمیم گیری در مورد تشدید تحریم ها کمک شایانی می کند. آنها می توانند همین اطلاعات را به اهرم فشاری برای قبول خواسته هایش توسط دولت تبدیل کنند!
3: یکی دیگر از شیوه های جاسوسی مهم از شبکه های اجتماعی، استفاده از اطلاعات شخصی کاربران آنهاست. به طور قطع هر کاربری که از این شبکه ها استفاده می کند، به مدیران این شبکه اعتماد کرده و اطلاعات شخصی اش را در اختیار آنها قرار می دهد. اسم و فامیل و محل سکونت و میزان تحصیلات و علاقه مندی ها و... . در نگاه اول به نظر می رسد این اطلاعات چندان هم مهم نباشند. اما واقعیت اینست که ریزترین این اطلاعات هم می تواند به سازمان های جاسوسی و به تبع آن به دولت های استکباری کمک کند تا برای پیشبرد سیاست های خصمانه شان بهتر تصمیم گیری کنند. به عنوان مثال، اگر میزان علاقه مندی کاربران ایرانی فیس بوک به فیلم بیشتر از سایر موارد باشد، قطعا به همین واسطه، شبکه های فارسی زبانی بوجود می آیند که فیلم های هدفمند را بصورت دوبله شده در اختیار آنها قرار می دهند. شبکه هایی که هم اکنون تعدادشان از تعداد انگشتان هر دو دست هم فراتر رفته است! فیلم هایی که هدف آنها ترویج بی بند و باری یا بی اعتمادی نسبت به دین و جامعه و حکومت است توسط این شبکه ها، آنهم بصورت کاملا رایگان پخش می شود. یا اگر کاربران مثلا به کتاب توجه بیشتری داشته باشند، این دولت ها روی بخش نشر سرمایه گذاری می کنند. کتاب هایی که بطور رایگان در فضای مجازی منتشر شده است، و البته در آنها مذهب مورد هجمه قرار گرفته است گواه روشنی بر این ادعاست.
 
فیس بوک چرا فیلتر شد:
یکی از اعضای شورای عالی فضای مجازی، دو دلیل عمده را برای فیلتر شدن فیس بوک ذکر می کند؛ اول توزیع فساد و فحشا در بین کاربران، و دوم در اختیار گذاشتن اطلاعات آنها به شبکه های جاسوسی. توزیع فساد و فحشا به وسیله فیلم، عکس و نوشته های مستهجنی صورت می گیرد که به گفته مدیران فیس بوک، اگر توهین به کسی نباشد جرم نیست! به هر حال بی بندوباری های جنسی، در یک محیط کاملا آزاد، اینقدر شیوع پیدا می کند که یک کاربر سالم هم، اگرچه ناخواسته، حتی برای یکبار هم که شده با آن برخورد خواهد داشت. امکان ایجاد صفحه های جدید، آنهم بطور نامحدود، عملا فرایند «فیلتر صفحه های غیر مجاز» را نا ممکن می سازد. چراکه کاربری که عکس های مستهجن را به نمایش گذاشته و بازدید کنندگان زیادی دارد، وقتی با فیلترینگ صفحه اش مواجه شد، به راحتی صفحه جدیدی تاسیس کرده و کارش را ادامه می دهد. این شیوه در فرایند فیلترینگ سایت ها هم مشاهده می شود. به عنوان مثال سایتی با اسم «فیلم»، خدماتی را به کاربرانش می دهد که بعضی از آنها مجرمانه است. بعد از طی مراحل مختلفی همچون تذکر، و یا فیلترینگ موقت، کار به فیلترینگ دائمی سایت می رسد. اما می بینیم که به راحتی هرچه تمامتر، و با استفاده از بنیه مالی که تبلغیات سایت و دیگر منابع درآمدزای اینترنتی برای مدیرش فراهم کرده، ارائه همان خدمات با عنوان «فیلم 2» ادامه پیدا می کند!
یکی دیگر از دلایل فیلترینگ فیس بوک، سوء استفاده های سیاسی از آن بود. بطوریکه در جریان فتنه آمریکایی_اسرائیلی 88، شاهد بودیم که دعوتنامه هایی از گروه های خاص برای کابران این سایت ارسال می شد و بدین ترتیب از آنها دعوت می شد تا در فلان راهپیمایی بدون مجوز و غیر قانونی حضور پیدا کنند. مطمئنا اگر فیس بوک، چارچوب قوانین امنیتی کشورها را لحاظ می کرد، هیچ وقت به این گستردگی مورد استقبال قرار نمی گرفت. بنابراین روشن است که در قبال خدمات رایگانی که از طریق این سایت، آنهم بدون هیچ مرز و محدودیتی، در اختیار کاربران قرار می گیرد، کاربران هم ناخواسته خدماتی را به مدیران این سایت ارائه می دهند...
 
تلاش ها برای رفع فیلتر فیس بوک:
بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم، دولتی ها با رویکردی خاص به شبکه های اجتماعی برخورد کردند. بطوریکه هم اکنون بعضی از وزرای دولت در شبکه های اجتماعی عضو بوده و تعدادی از آنها نیز به کرّات از این شبکه ها استفاده می کنند. به عنوان مثال، آقای ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان یکی از کاربران پر و پا قرص شبکه اجتماعی فیس بوک است. ایشان بارها از ابتدای حضورشان در دولت، با مطالبی که در صفحه شخصی شان قرار می دادند خبر ساز شده اند. جمله معروف ایشان که همان «کسی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است!» هم در همان شبکه اجتماعی نوشته شده است. چندی پیش هم ویدئوی سخنان دکتر روحانی، رئیس جمهور کشورمان از طریق یوتوب منتشر شد. دکتر روحانی در حالی از این وبسایت فیلتر شده برای انتقال پیام خود به دنیا استفاده کرد که صفحه ای شخصی هم در همین شبکه های اجتماعی غیر مجاز دارد. معاون اول رئیس جمهور هم پست های متعددی را در صفحه شخصی خودش در یکی از شبکه های اجتماعی فیلتر شده قرار داده است. همچنین حسام الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور هم با کاربران صفحه اجتماعی خود ارتباط نزدیکی داشته و هر چند وقت یکبار سوال هایی را از آنها می پرسد. نگرانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات هم از سوء استفاده هایی که از صفحه های اجتماعی مسولان دولت می شود قابل تامل است: «به هر حال اعضای دولت مقامات رسمی هستند و صحبت‌هایی که از سوی آنها در فیس‌بوک مطرح می‌شود موضع دولت محسوب می‌شود بنابراین همان‌طور که گفتم کمیته‌ای در ریاست ‌جمهوری در این ارتباط تشکیل شده است تا تصمیمی جدی در این ارتباط گرفته شود.» یکی از نمایندگان مجلس هم در مورد تلاش های صورت گرفته درباب رفع فیلتر فیس بوک می گوید: «در حال حاضر موضوع رفع فیلتر فیس بوک در دولت در حال بررسی است که منتظر جمع بندی این موضوع در دولت از سوی کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ هستیم. امیدواریم اگر دولت دلایلی در خصوص رفع فیلتر شبکه اجتماعی فیس بوک دارد به کمیسیون فرهنگی ارائه دهد تا بر اساس قانون موضوع بررسی شود.» اما شاید جنجالی ترین سخن در مورد فیس بوک را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی زده باشد. او در این مورد می گوید: «از نظر شخص من  فیسبوک جزء مصادیق مجرمانه نیست و کسانی که در آن هستند ارتباطات سالم و درستی دارند. من هم در این شبکه اجتماعی صفحه دارم.»
 
واکنش ها:
سردار رادان در واکنش به اقدامات دولتی ها در قبح شکنی استفاده از فیلتر شکن و سایت های خاص می گوید: «این روش که برخی مسئولان آرام آرام شروع به عبور از خط قرمز کرده و وارد فضاهایی می‌شوند که استفاده از آن برای شهروندان ممنوع است، چیز خوبی نیست و همه باید در این زمینه رعایت کنند. نگاه ما به بحث اینترنت و استفاده از شبکه‌های اجتماعی، نگاهی مبتنی بر فرصت‌محوری است ولی برخی مسئولان باید به خاطر داشته باشند که با زیر پا گذاشتن قوانین راه را بر تخطی از قوانین هموار نسازند.» از طرف دیگر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای نیز درباره فیس بوک می گوید: «اختلافی بین نیروی انتظامی و دستگاه قضائی در این باره وجود ندارد و فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده موارد مجرمانه‌ای دارند که این موضوع از سوی کارگروه مربوطه و یا مراجع ذیصلاح دیده شده و درباره آن اقدام شده است. در فضای فیس‌بوک اقدامات ضدامنیتی، خلاف عفت و فحشاء و آموزش‌های ناصحیح داده می‌شود که تا این اقدامات غیرقانونی در آن وجود داشته باشد این روند ادامه خواهد داشت اما اگر مسئولان این شبکه‌ها مسایل مجرمانه را حذف کنند تصمیم دیگری گرفته خواهد شد.» شخصیت های مذهبی کشور نیز واکنش های بسیاری در برابر تلاش دولتی ها برای رفع فیلتر فیس بوک داشته اند که برای پرهیز از حرمت شکنی های احتمالی از ذکر نام آن بزرگواران خودداری می کنیم...
 
کلام آخر:
به عنوان کلام آخر تنها یک پرسش مطرح است، و آن اینکه مسولین دولت یازدهم، و در راس آنها آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور عزیز کشورمان چطور حاضرند با عضویت در این شبکه های اجتماعی، جوانان کشورمان را به عضویت در آنها تشویق کنند؟ آن هم با توجه به مضراتی که ذکر شد و در شرایطی که اوباما، رئیس جمهور آمریکا، اجازه عضویت در این شبکه ها را به فرزندان خودش هم نداده است!؟
.........................................................................................

...........................................................................................

پی نوشت:
لینک مطلب در خیبر آنلاین

لینک مطلب در حنفا
لیتک مطلب در همت نیوز

پیوست: السلام علی موسی بن جعفر الکاظم (ع)

دوشنبه 18 آذر 1392

پاکسازی تدریجی جریان فتنه...

نویسنده: احمد طحانی   

....................................................................................................

.......................................................................................................

سلام

این مطلب در
سایت همت نیوز  و سایت حنفا منتشر شده است:

فتنه جدیدی در راه است...
«پاکسازی تدریجی جریان فتنه»
 
آغاز ماجرا:
در ظاهر همه چیز از نشست دکتر حسن روحانی با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف آغاز شد. نشستی که با پرسش و پاسخ دانشجویان همراه بود. اتفاقا دانشجویی از آقای روحانی در مورد حصر خانگی فتنه گران پرسید و اینکه اگر آقای روحانی انتخاب شود، چه سیاستی را در این مورد در پیش خواهد گرفت؟ جواب ایشان دقیق ایشان جای تامل بسیار دارد: « معتقدم اساساً رئیس جمهور آینده باید به دنبال کم کردن فاصله‌ها و از بین بردن فضای امنیتی در کشور باشد تا نه تنها آنهایی که در حصر هستند آزاد شوند بلکه آنهایی که به خاطر اتفاقات سال ٨٨ زندانی شده‌اند هم آزاد شوند...». بعد از آن پیام تلوزیونی رئیس جمهور مورد بحث قرار گرفت. چراکه دکتر روحانی، رسما از سید محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین کشورمان که نقش پررنگی در فتنه 88 داشت تقدیر کرد؛ «بی شک نقش امیدآفرین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و دیگر چهره‌های درخشان نظام در این خیزش و خروش شایسته قدرشناسی است.» بعد از آن، در مراسم تنفیذ، دکتر روحانی از تردید و سوء ظن بخشی از جامعه در مورد انتخابات سخن به میان آورد، و همینطور نتیجه انتخابات را برای بسیاری غافلگیر کننده دانست. سخنانی که در واقع اشاره ای لطیف به اعتراضات سال 88 داشت: «انتخابات خرداد 92 گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تایید و استقبال عموم مردم به پایان رسید و انتخابات با شفافیت و رقابت و آرامش کامل برگزار شد و نتیجه آن برای بسیاری غافلگیر کننده بود.» در همان مراسم، دکتر روحانی از زمینه سازی برای رفع تنگناهایی سخن به میان آورد که تحلیل های متفاوتی را در پی داشت: «حداقل انتظار مردم از دولت جدید، ایجاد ثبات در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهایی است که کشور با آن مواجه است.»
اما باطن کار چه بود؟ واقعیت این است که بعد از رسوایی فتنه گران در عاشورای 88 و بعد از آن قیام مردمی 9 دی، هم خود فتنه گران و هم حامیان داخلی و خارجی آنها برنامه ریزی برای سر و سامان دادن به وضعیت خود را شروع کردند. آنها می بایست اول شاکله به هم ریخته خود را بازسازی می کردند و پس از آن برای طرح ها و هدف های جدید خود _بخوانید فتنه جدید_ آماده می شدند. در دولت جدید، که رئیس آن، فردی خدوم و شناخته شده و از معتمدین نظام است، متاسفانه بستری فراهم شد تا موج رسانه ای برای آزاد سازی سران فتنه از حصر و همینطور فتنه گران ریز و درشتی که محکوم بودند فراهم شود. موجی که سخنگوی دولت، آقای دکتر باقر نوبخت هم به شدت گرفتنش کمک کرد: «با توجه به رویكرد دولت هر اقدامی كه در مسائل سیاسی و رفع حصر و گشایش‌های امنیتی و سیاسی كشور مورد انتظار جامعه است در دستور كار رییس‌جمهور قرار دارد. در این دست موارد كه جامعه منتظر اقدام دولت است گاهی بهتر است به‌جای پیگیری جزییات امور به دولت اعتماد كرد و گذاشت دولتمردان امور را پیش ببرند.». سخنان سخنگوی دولت حکایت از آن دارد که تلاش هایی در پس پرده برای آزاد سازی سران فتنه در حال انجام است که اگر رسانه ای شود، ممکن است به نتیجه نرسد. گرچه مصطفی پور محمدی، وزیر دادگستری دولت یازدهم در مورد تلاش برای رفع حصر فتنه گران به خبرنگاران می گوید: «چنین چیزی درست نیست و دولت هرگز وارد این گونه مباحث نمی شود». اما به نظر می رسد وزن شخصیت هایی که در دولت جدید، با آقای پور محمدی همفکر باشند بسیار سبک و ناچیز است، و از طرف دیگر سخنان رئیس جمهور هیات دولت را باید از سر دلسوزی و خوشبینی به اتفاقات گذشته دانست. اتفاقاتی که هر کدام از آنها، چراغی است برای مسیر آینده نظام اسلامی.
 
برخی از واکنش ها:
1: آیت الله علی محمد دستغیب در سخنانی خطاب به رئیس جمهور منتخب می گوید: «مردم که به شما رای دادند و با شعار "یاحسین میرحسین" پای صندوق آمدند، یعنی ما به خاطر او به شما رای می دهیم، ولی متاسفانه شما حرفی نمی زنید». وی ادامه می دهد: «بنده و دیگران، طبق آنچه از شعارهایشان استفاده کردیم، به شما رای مشروط دادیم. شرطمان هم اول از همه این بود که سعی کنید زندانیان سیاسی را آزاد کنید. به خصوص حصر آقای موسوی و کروبی را بردارید. کسانی که مخالف این عقیده بودند به دیگران رای دادند.»
گرچه در همین سخنان، به طور غیر مستقیم به سلامت انتخابات در نظام اسلامی اشاره شده است، لیکن باید دید آیت الله دستغیب با کدام فرمول همه رای دهندگان آقای روحانی را از یک طیف می دانند؟ یقینا حضرات اینگونه فکر می کنند و چند نفر اطراف خود را می بینند که می توانند اینگونه حماسه سیاسی مردم را مصادره کنند. مردم ایران اسلامی، اگر طبق آنچه گفته می شود طرفدار فتنه گران بودند، اصلا در انتخاباتی که نتیجه اش از قبل مشخص است شرکت نمی کردند! چطور می شود در سال 88 ادعای تقلب مطرح کرد و کشور را به آشوب کشاند و از طرف دیگر باز در همان انتخابات شرکت کرد و آرای شخص پیروز را مصادره نمود؟
2: این تناقض گویی ها در نامه ای که بی بی سی فارسی از آن به عنوان «نامه دهه ها نفر از زندانیان سیاسی» یاد می کند هم تکرار شده است. در این نامه خطاب به دکتر روحانی آمده است: «تلاش های جنابعالی در حوزه سیاست خارجی بدون توجه به ضرورت پاسخ گویی به حقوق بنیادین ملت به ثمر نخواهد رسید.» نامه زندانیان سیاسی خطاب به رئیس جمهور در حالی منتشر می شود که انتخابات یازدهم را در اوج صحت و سلامت، همان دولتی برگزار کرده که حضرات آنرا متقلب می خواندند. اختلاف اندک آرای آقای روحانی با اکثریت آراء که می توانست انتخابات را به دور دوم بکشاند، خود نشان می دهد که نظام مقدس جمهوری اسلامی، از تک تک آرای مردمش دفاع می کند. چطور می شود که کسانی که علیه امنیت ملی کشور اقدام کرده و طبق قانون دوران محکومیت خود را سپری می کنند، به رئیس جمهوری که با آرای مردم و از همان انتخاباتی که قبلا فرمایشی لقبش می دادند انتخاب شده نامه بنویسند و ادعاهای قبلی خود را تکرار کنند؟ آقایان باید پاسخ بدهند که اگر تقلبی در کار نبوده است چرا اینهمه هزینه به کشور تحمیل کردند؟ و اگر تقلب در کار است، از منتخب انتخاباتی که فرمایشی است چه می خواهند؟
3: اما عبد الله نوری، از دیگر چهره های اصلاح طلب هم در اینباره می گوید: «آقای روحانی و دولت محترم فراموش نکنند که پایگاه و رای و بدنه اجتماعی حامیشان اغلب کسانی بودند که از بی قانونی و تضییع حقوق شهروندی و تنگ نظری ها به ستوه آمدند و با امید رهایی از این وضعیت راهی متفاوت را برگزیدند». ایشان همچنین علاوه بر اینکه برای دولت منتخب مردم تعیین تکلیف می کند، به دولت توصیه کرده «تمرکز بر مشکلات اقتصادی و دیپلماتیک ایران باعث کم توجهی به آزادی های سیاسی در داخل کشور نشود.» ایشان البته فراموش کرده اند که آقای روحانی از دل انتخاباتی بیرون آمده است که با شعار «حماسه سیاسی» و با حضور حداکثری مردم برگزار شده. اگر مردم به ادعای فتنه گران مبنی بر تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری توجه می کردند،  هرگز حاضر نبودند در انتخابات یازدهم حضور پیدا کنند. این چه منطقی است که در آن، همزمان و از یک طرف ادعای تقلب می شود و از طرف دیگر با منتخب ملت طلبکارانه سخن می رود!؟
4: سید محمد خاتمی هم در دیدار با همسر و فرزندان کروبی و سه دختر موسوی و رهنورد می گوید: «گزارش های موثقی درباره آزادی موسوی و کروبی دریافت کرده، اما نمی داند چرا این اتفاق نیافتاده است.» در مورد مواضع زیگزاگی آقای خاتمی حرف بسیار است، اما فقط یک نکته را باید در نظر داشت که آقایان موسوی و کروبی که اسم مبارکشان از دهان بوش و نتانیاهو بیرون آمده و در واقع حمایت این دو را دارند، باید منتظر مجازات قانونی باشند، و نه آزادی! فراموش نکرده ایم روزگاری که بوش اصلاح طلبان را خط مقدم نبرد آمریکا با ملت ایران(!) می دانست، و نتانیاهو جنبش سبز را سرمایه بزرگ(!) اسرائیل می خواند...
 
پاسخی روشن برای فتنه گران و فتنه دوستان:
آقای داریوش سجادی، از مشاوران سابق کروبی، در رابطه با تلاش ها و مظلوم نمایی های صورت گرفته می گوید: «اینک بعد از سپری شدن هزار روز از انزوای گریزناپذیر، همه شواهد و قرائن نشان از آن دارد که با وضعیت موجود نباید و نمی‌توان چشم انتظار اتفاق جدیدی برای شما (موسوی) بود. در عین حال بر این باورم که شما قبل از آن که در حصر حکومت باشید، اسیر حصر ذهنی خود شده‌اید. آری میرحسین موسوی محصور و اسیر و زندانی و گروگان حصر خودساخته‌ای شده که دیوارهایش بر شالوده‌های توهم و تعصب و لجاجت بالا رفته و ضخامت گرفته و استوار گشته و قوام یافته است. این عزلت تحمیلی هرگز به خاطر ادعای تقلب نبوده و نیست. اجازه دهید خودتان و خودمان را گول نزنیم! این حصر از هرج و مرج‌طلبی و به آشوب‌ کشیدن شهر ناشی شد و الا تا پیش از آن جنابعالی بیش از یک سال آزاد بودید و پشت به پشت با کوبیدن بر طبل تقلب، بیانه صادر کردید اما انصافا صبر حکومت را زمانی لبریز کردید که اسباب ناامنی و آشوب را فراهم کردید که آخرین آن فراخوان روز والنتاین در 25 بهمن 89 به بهانه انقلاب مصری بود که متحیرانه تا چند ماه پیش‌تر امت‌تان در روز قدس با شعار «نه غزه - نه لبنان» برخلاف ادعای والنتاین 89 لاقیدانه خواستار بی‌وقعی به دغدغه‌ها و رنج و ستم و مبارزات ملت‌های عرب منطقه شده بودند! چهار سال گذشت و مطمئنا 40 سال هم که از افسانه تقلب بگذرد، تاریخ گریبان موسوی را برای مستندات آن ادعا رها نخواهد کرد...»
 
واکنش برخی از مسولان:
.....................................................................................................

........................................................................................................
1: آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان در مورد جریانی که برای رفع حصر و پاکسازی جریان فتنه به راه افتاده است می گویند: «نظام خیلی منت بر سر اینها گذاشته و گفته است بمانید و زنده باشید و در خانه خودتان باشید و بهداشت را رعایت کنید.» ایشان ادامه می دهند: «اگر رافت فوق العاده نظام اسلامی نبود، اینها باید اعدام می شدند. الان فتنه گران نیز بر سر مواضعشان هستند. آنها اگر یک کلمه می گفتند ما اشتباه کردیم، شاید یک راه فرجی پیدا می شد.» آیت الله جنتی در بخشی دیگر از سخنانشان که در خطبه های نماز جمعه تهران ایراد شده است خطاب به کسانی که از فتنه گران دفاع می کنند می گویند: «به این سوال پاسخ دهند که در فقه اسلام، مفسد فی الارض مستوجب اعدام هست یا نه؟... حال کسی که 8 ماه مملکت را نا امن کرده و چقدر انسان ها را به کشتن داده، مفسد فی الارض نیست؟»
2: حجت الاسلام حیدر مصلحی، وزیر پیشین اطلاعات هم فتنه گران را به همراهی با استکبار، آمریکا و دشمنان انقلاب خوانده و آنها را «محارب فی الارض و یاغی» می داند. ایشان همچنین تلاش های گسترده برای رفع حصر را بدون نتیجه عنوان کرده و می گوید: «ایجاد محدودیت برای این افراد، مصوبه رسمی شورای عالی امنیت ملی است و مصوبه ای در این سطح را نمی توان به این سادگی لغو کرد.»
3: حجت الاسلام مهدی طائب، رئیس قرار گاه عمار نیز در مورد سران فتنه اظهار می دارد: «رافت اسلامی این است که نظام این آقایان را اعدام نکرد.» وی همچنین ادامه می دهد: «مجرم بودن سران فتنه اثبات شده است، زیرا هم برای آن شاهد وجود دارد و هم اعتراف.»
4:حجت الاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران هم در مورد تلاش های صورت گرفته برای پاکسازی فتنه گران می گوید: «جرم سران فتنه سنگین بود، اما با آنها برخورد حداکثری نشد. حصر خانگی کروبی و موسوی رهنورد با چند درجه تخفیف و به رغم خواست بسیاری از مردم برای برخورد قاطع با آنها صورت گرفت.» ایشان همچنین تلاش های صورت گرفته برای آزادی سران فتنه را فضا سازی خوانده و ادامه می دهد: «مردم ما اجازه نمی دهند به همین سادگی از سران فتنه گذشت شود.»
 
ولایت فقیه و نمایشی از رافت اسلامی:
سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در مصاحبه با روزنامه کیهان پرده از رازی بر می دارد که جز با تعبیر «رافت اسلامی» نمی توان از آن یاد کرد. ایشان می گوید: «در یک جلسه ای بعد از فتنه روز عاشورا ما به ایشان (مقام معظم رهبری) عرض کردیم که یک تعداد از کسانی که در این فتنه دخیل هستند باید دستگیر شوند. فرمودند بروید ابتدا احراز کنید بعد بیاورید پیش من از من مجوز بگیرید. بعد از احراز یک لیست 40 نفره بردیم فرمودند؛ این چند نفر بامن، یعنی ایشان همان الگوی امیرالمومنین را در مورد این چند نفر در نظر گرفتند که البته امیدواریم قدر این عطوفت را بدانند و این فتنه را تبدیل به نهروان نکنند.»
 
کلام آخر:
شکی نیست که مطرح شدن رفع حصر در شرایط کنونی را باید از دو وجه مورد ارزیابی قرار داد. عده ای از سر «خوشبینی» مسئله را طرح می کنند، و عده ای برای فتنه ای جدید خود را آماده می کنند. هر چه هست نباید این دو طیف را با یک چشم دید، بلکه به فرموده ولی امر مسلمین، در خنثی کردن اینگونه توطئه ها باید تقوا پیشه کرد: «شما دیدید فتنه‌ای به وجود آمد، کارهایی شد، تلاش‌هایی شد، آمریکا از فتنه‌گران دفاع کرد، انگلیس دفاع کرد، قدرت‌های غربی دفاع کردند، منافقین دفاع کردند، سلطنت‌طلب‌ها دفاع کردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در مقابل همه این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دی، در روز بیست و دوی بهمن، آنچنان عظمتی از خودشان نشان دادند که دنیا را خیره کرد. ایران امروز، جوان امروز، تحصیلکرده امروز، ایرانیان امروز، آنچنان وضعیتی دارند که هر توطئه‌ای را دشمن علیه نظام جمهوری اسلامی زمینه‌چینی کند به توفیق الهی توطئه را خنثی می‌کنند. منتها توجه داشته باشید؛ باید تقوا پیشه کنیم...»
 
والسلام

پی نوشت:

لینک مطلب در همت نیوز

لینک مطلب در حنفا

پیوست: سلام بر حضرت رقیّه

...........................................................................................................

...............................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
صابر نیوز و همت نیوز و هفته نامه یالثارات منتشر شده است:

«نگاهی جامع به عملکرد 100 روزه دولت یازدهم...»
 
رئیس جمهور محترم و اعضای هیات دولت، بارها به انتقاد پذیری دولت یازدهم اشاره داشته اند. به همین مناسبت، چند نمونه از انتقاداتی که در این مدت کوتاه به دولت وارد بوده را از نظر می گذرانیم. و قبلا به این نکته واقفیم که نقد، نه به قصد تخریب، که با هدف کمک به دولت، می تواند دولتمردان را با نواقص و عیوب احتمالی آشنا کند:
 
1. سخنانی شکیل که خیلی زود فراموش شدند:
به این دو فرمایش رئیس جمهور، که قبل و بعد از انتخابات بیان شده است توجه کنید...
الف) قبل از انتخابات: «راه حل های 100 روزه برای حل مشکلات داخلی و خارجی دارم!»
بعد از انتخابات: «مشکلات چندین ساله در چند ماه و چند روز حل نمی شود!!»
ب) «‌دولت آینده دولت فراجناحی خواهد بود و همه نیروهای شایسته معتدل اصلاح‌طلب و اصولگرا در آن حضور خواهند داشت و محدودیتی وجود نخواهد داشت.»
حال باید پرسید با توجه به معرفی برخی از عوامل موثر در فتنه 88 تا چه اندازه اعتدال در کابینه دولت محترم شکل گرفته است؟ و قبل از آن، معنای اعتدال کدام است!؟
 
2. تفاوت داس با کمباین:
جناب آقای روحانی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود بعد از پیروزی در انتخابات در جواب سوال یکی از خبرنگاران که از برکناری مدیران شایسته دولت دهم پرسیده بود فرمودند: «گفتیم کلید داریم، نه داس!»
حالا و بعد از گذشت نزدیک به صد روز، تنها به یک مورد از مواردی که در زیر مجموعه ایشان صورت گرفته توجه کنید...
وزیر محترم نفت، طی 50 روز، 56 انتصاب انجام داده اند!! یادش بخیر، زمانی که روزنامه ها نوشتند: علی دایی در 7 مسابقه 11 گل زد! آقای گل جهان در حالی این رکورد را ثبت کرده بود که در سالهای پایانی فوتبال خود بسر می برد، اما آقایان نیامده چنین کرده اند و اگر پا بدهد، کاملا روشن است که چه می خواهند بکنند! در همین زمینه آیت الله جنتی، خطیب نماز جمعه تهران می فرمایند: «در حال ‌حاضر عده‌ای با داس مشغول دروی نیروهای انقلابی هستند و روزنامه‌ها نیز بارها از این درویی‌‌ها نوشتند حال سوال من از رئیس جمهور این است که آیا شما این مسائل را می‌دانید یا خیر؟ اگر از این مسائل با خبر هستید که وااسفا اما اگر نمی‌دانید که وا حسرتا.../نماز جمعه اول آذرماه نود و دو»
 
3. دولت راست گویان:
به این اظهارات که توسط مقامات دولتی بیان شده توجه کنید...
الف) رئیس جمهور: دولت یازدهم در شرایطی کار خود را آغاز کرده است که با یک خزانه خالی و انبوهی بدهکاری مواجه است.
ب) وزیر اقتصاد: صندوق توسعه ملی بالای 50 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد.
ج) معاون اول رئیس جمهور: موجودی صندوق 32 میلیارد دلار است.
د) رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس اتاق بازرگانی ایران: صندوق ملی 40 میلیارد موجودی دارد که این مبلغ به تولید اختصاص می یابد.
البته که مردم و رسانه ها در این میان باید پرتقال فروش را پیدا کنند. و صد البته که ما این کار را انجام داده ایم: هرکجا هر مشکلی بود، دولت احمدی نژاد مقصر است، ولاغیر...
 
4: «ابوالمشاغل»:
جناب آقای ترکان، در دولت یازدهم پست های متنوع و جذابی را یکی پس از دیگری به دست آورده اند که در ذیل به آنها اشاره می شود. البته که در دولت قبل، به چنین شخصیت هایی «ابولمشاغل» گفته می شد، بماند که در دولت یازدهم، استفاده از تجربه افرد جایگزین آن شده است...
4_1: مشاور ارشد رئیس جمهور
4_2: دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد
4_3: سرپرست سازمان فضایی ایران
4_4: سرپرست شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور
4_5: عضو شورای اقتصادی دانشگاه آزاد اسلامی
و...؟
 
5: ادب دولتمردان:
این ضرب المثل را از نقدهایی که به دولت های نهم و دهم وارد می شد آموختیم و چقدر هم زیباست که: «ادب مرد به ز دولت اوست!»
دو نمونه از اظهارات دولتمردان، صرفا جهت اطلاع...
جناب آقای ظریف، وزیر امور خارجه در جواب خانم کریستی پلوسی، دختر نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا که در توئیتر در جواب تبریک سال نو آقای ظریف نوشته بود: «سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایرانیان شیرین تر می شود» می نویسند: «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است، سال نو مبارک!»
سوالی که باید از آقای ظریف پرسید اینست که آیا مسئله مهم هولوکاست را می شود به این راحتی مورد بررسی قرار داد؟ اگر وزیر یک کشور، آنهم وزیر امور خارجه، مسئله ای را که از نوع اظهار نظرش مشخص است از آن اطلاعی ندارد به همین راحتی مستمسک رضایت یک بازدید کننده صفحه اینترنتی اش قرار دهد  چه کسی جوابگوی بازتاب و بازخوردهای آن است؟ امیدواریم بعد از پایان عمر دولت، مسولان دولت بعدی از خدمات شما به نیکی یاد کنند و خدای نکرده به این و آن تبریک نگویند که فلانی رفت!
اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس جمهور هم در اظهار نظری جنجانی می گوید: «اگر قرار شد مدیران احمدی نژاد شناسنامه دوم بگیرند، می توانند همراه باشند، اما نمی توانند محور باشند و اگر گروهی ذی نفوذ از چهره‌ها و شخصیت‌های صاحب‌نظر و صاحب مسند اصرار داشته باشند كه مدیران احمدی‌نژادی و از جمله استانداران ابقا شوند، این انتظار غیر منصفانه‌ای خواهد بود.»
شاید این اظهارات آقای ترکان، تفسیر فرمایش آقای روحانی قبل از انتخابات باشد که از همه نیروهای کارآمد و خدوم استفاده خواهد شد!
 
6: بی توجهی به مجلس شورای اسلامی:
الف) آقای نجفی به عنوان گزینه پیشنهادی دولت برای وزارت آموزش و پرورش به مجلس معرفی می شود و بنا به دلایلی روشن موفق به کسب رای اعتماد از نمایندگان نمی شود. رئیس جمهور محترم هم بلافاصله ایشان را در سمتی بالاتر، یعنی معاونت رئیس جمهور منصوب می کنند! آیا معنی این انتصاب دهن کجی به مجلس نیست؟
ب) آقای توفیقی نزدیک به دو ماه سرپرست وزارت علوم می شود. نمایندگان مجلس بنا به استدلالی روشن، از جمله موثر بودن در فتنه 88 به رئیس جمهور اعلام می کنند که ایشان رای اعتماد مجلس را به کسب نخواهند کرد. دولت هم در اقدامی قابل توجه، آقای فرجی دانا را به مجلس معرفی کرده و در جلسه رای اعتماد به وزراء می فرمایند: «دولت اقدامات آقای توفیقی در مدت سرپرستی ایشان را تایید می کند!». به این ترتیب بعد از دکتر میلی منفرد که موفق به کسب رای اعتماد مجلس نمی شوند، و سرپرستی دوماهه آقای توفیقی، دکتر فرجی دانا به مجلس معرفی شده و موفق به کسب رای اعتماد می شوند. اما ایشان بلافاصله بعد از کسب رای اعتماد در اقدامی قابل تامل، هر دو گزینه ای را که مجلس دست رد به سینه آنها زده است به عنوان معاون و مشاور در این وزارت خانه منصوب می کنند. سوال اینجاست که اگر این اقدام دهن کجی به نمایندگان مجلس نیست، پس چیست؟ و اگر به همین راحتی دولت بخواهد فرایند رای اعتماد را دور بزند، چطور می توان ادعا داشت که «مجلس در راس امور است»؟
 
7: معاون پارلمانی:
معاون پارلمانی رئیس جمهور باید مجلسی باشد، تا هم بهتر و بیشتر با نمایندگان در ارتباط باشد، و هم حال و هوای مجلس را بیشتر درک کند. با این حال آقای روحانی در اقدامی قابل توجه، آقای «مجید انصاری» را در این سمت منصوب می کنند. ویدئوی حضور جناب انصاری که در تجمع غیر قانونی 25 خرداد در فضای مجازی در دسترس است به کنار، اما بهتر نبود از بین نمایندگان فعلی مجلس، نماینده ای به این سمت منصوب می شد؟
 
8: سخنگوی زن برای پیشانی دولت:
وزارت امور خارجه یکی از وزارتخانه های مهم دولت است. به نحوی که از آن به پیشانی دولت تعبیر می شود. اقدام دولت یازدهم در نصب سرکار خانم مرضیه افخم به سمت سخنگوی وزارت امور خارجه، مورد انتقاد بسیاری از دوستداران دکتر روحانی قرار گرفته است. به عنوان نمونه آیت الله علم الهدی در دیدار با دکتر روحانی به آیه 18 سوره مبارکه زخرف در خصوص انتخاب سخنگوی زن در امور خارجه می فرمایند: «از جنابعالی در این خصوص انتظار نداشتیم. سخنگوی وزارت خارجه بیانگر سیاست خارجی یک دولت اسلامی و دینی است، لذا نباید در این خصوص خلاف آیه قران عمل کرد.»
 
9: مجلسی که نباید دخالت کند، اما در راس امور است!
اگر در دولت قبل، کسی از بعضی اقدامات نمایندگان مجلس انتقاد می کرد، می گفتند و می نوشتند و فریاد بر می آوردند که
«مجلس در راس امور است». اما حالا که منافعشان ایجاب می کند همان مجلس نه تنها در راس امور نیست که حتی نباید در کار آنها کوچکترین دخالتی داشته باشد. چطور می شود فردی که صلاحیتش در مجلس به رای گذاشته شده، توسط وزیری در همان وزارتخانه منصوب شود و نمایندگان ساکت باشند!؟ چطور ممکن است اقداماتی که برای نظام اسلامی جز ضرر و زیان و فتنه انگیزی فایده دیگری ندارد به راحتی صورت بپذیرد و نمایندگان ساکت باشند؟ چطور می شود دانشجویانی که به جرم اقدام علیه امنیت ملی و آشوب از تحصیل محروم شده اند (و نه دانشجویانی که جرمشان احیانا سیاسی بوده) بدون بررسی پرونده به تحصیل فراخوانده شوند؟ و کسی نباشد که تذکر بدهد؟ ظاهرا برای بعضی مجلس تا زمانی در «راس امور» است که حامی منافع آنها باشد!
 
10: چه کسی رئیس جمهور است؟:
بعد از انتخاب آقای روحانی، نزدیک به 600 دیدار مردمی برای آیت الله هاشمی رفسنجانی ترتیب داده شده است. وظیفه ای که آقای قدرت علیخانی باید آنرا به سرانجام برساند. اگر کسی در گوشه ای پیدا بشود و بگوید مگر رئیس جمهور جدید «مستقل» نیست، چه جوابی باید داد؟ و اگر دیدارهای آقای هاشمی ربطی به انتخاب آقای روحانی ندارد، چرا قبل از این چنین برنامه هایی با این حجم و به این شدت وجود نداشت؟
 
11: حضور عوامل موثر فتنه 88 در دولت:
دولت دکتر روحانی از فتنه گری مبری است. خود آقای رئیس جمهور هم از شخصیت های ممتاز جمهوری اسلامی و معتمد نظامند. لیکن بعضی از شخصیت هایی که توسط دولت معرفی یا نصب شده اند، به وضوح در فتنه انگیزی های پس انقلاب نقش داشته اند. تنها برای نمونه به معرفی آقای سجادی به مجلس اشاره می شود. آقای سجادی زمانی معاون سازمان تربیت بدنی بود و تحصن مجلس ششم اتفاق افتاد، از سمت خود و برای همراهی با تحصن کنندگان استعفا کرد! معاون پارلمانی رئیس جمهور هم سابقه حضور در تجمعات غیر قانونی 25 خرداد 88 را دارد، و... امیدواریم معرفی این افراد، هدف خاصی را دنبال نکند. هدفی که بعضی از تحلیلگران آنرا «پاکسازی تدریجی جریان فتنه» می نامند.
 
12: هر که با ما نیست علیه ماست:
 بخشی از سخنان جنجالی رئیس جمهور در جلسه رای اعتماد به وزیر ورزش و جوانان: «مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند.»
سخنان رئیس جمهور در مجلس اینگونه القا می کند که تقریبا نیمی از رای دهندگان طرفدار استبداد، خشونت و تندروی هستند. چرا که رای مردم به ایشان رای به اعتدال و تدبیر و عقلانیت بوده است، و کسانی که در انتخابات پیروز نشده اند، لابد نماد افراط، تفریط، خشونت، خود رایی و تک رایی، عدم مشورت و تدبیر بوده اند! البته که این مسئله باعث آزردگی خاطر نمایندگان شده و واکنش رسانه های مختلف را برانگیخت، اما انتظار می رفت رئیس جمهور با حضور مجددشان در مجلس شورای اسلامی، سخنان قبلی خود را اصلاح و از مردم عذرخواهی و دلجویی کنند، که این اتفاق هم نیافتاد...
 
13: ایران اسلامی و رابطه با آمریکا:
رابطه ایران اسلامی با استکبار جهانی و در راس آنها آمریکا، در طول سالهای پس از انقلاب، به شکل روشنی قابل بررسی است. اما در همین مدت کوتاه شکل گیری دولت یازدهم و روالی که مذاکرات طبق آن پیش رفته است، شاهد روند متفاوتی هستیم. بطوریکه قبل از مراسم سیزده آبان و روز دانش آموز، جسته و گریخته اظهاراتی در قالب یادداشت و مصاحبه، از شخصیت های مختلف بیان می شود با این مضمون که به خاطر حساسیت مذاکرات باید شعار «مرگ بر آمریکا» حذف شود. از طرف دیگر برای اولین بار پس از انقلاب، بین روسای جمهور ایران و آمریکا تماس تلفنی برقرار می شود، وزرای خارجه دو کشور بر سر میز مذاکره می نشینند و... . اما آنچه برای باید مورد توجه دولتمردان قرار گیرد، فرصت محدودی است که برای خدمت در اختیار آنان قرار گرفته است. می توان از همین فرصت، بهترین استفاده را برد و برعکس، می توان ننگی را برای همیشه بر پیشانی خود نشاند؛ ننگی که شاید کوچکترین آن امتیاز دادن به آمریکا باشد در قبال دریافت وعده هایی پوشالی و البته بده بستان لبخندهایی دیپلماتیک در پای میز مذاکره!
 
14: ادبیات خاص:
تفاوت عمده دکتر احمدی نژاد با آقای روحانی را در همین مدت کوتاه نیز می توان تشخیص داد. احمدی نژاد رک و راست و مستقیم با مردم و مسولان حرف می زد، اما آقای روحانی حرفش را بسیار زیرکانه بیان می کند. در طول استقرار دولت های نهم و دهم بارها و بارها شاهد بودیم که آقای احمدی نژاد در مجلس به گونه ای رک و مستقیم حرف می زد که انتقادهای زیادی را بر می انگیخت. اما امروز آقای روحانی همان حرفها را بسیار زیرکانه بیان می کند. برای نمونه ایشان در جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان به نمایندگان می گویند: «پیام مردم را در انتخابات 92 فراموش نکنیم» و «مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند.» و شاید این فرمایشات به این معنی باشد که کسانی که به هر نحوی با دولت و سیاست هایش مخالفند، و انتقاد دارند، افراطی اند! چراکه پیام رای مردم، و پیروزی آقای روحانی یعنی اعتدال، و آراء سایر نمایندگان یعنی افراط! راستی همانهایی که دیروز دکتر احمدی نژاد را به خود رایی متهم می کردند، چه تعبیری از سخنان دکتر روحانی دارند؟
 
15: مسکن مهر؛ هم بله و هم نه:
وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم، در جلسه رای اعتمادش بر ادامه پروژه موفق مسکن تاکید داشت. اما اندکی بعد این طرح موفق را «تورم زا» توصیف کرد. بعد هم این نوع خانه سازی را به ضرر دولت های آینده دانست. به هر حال نباید به این راحتی طرحی که موجب می شد اقشار کم درآمد خانه دار شوند را زیر سوال برد. گرچه مجلس شورای اسلامی هم در این مورد بخوبی واکنش نشان داد. بطوریکه بعد از اظهارات وزیر راه و شهرسازی، کمیسیون عمران ایشان را برای پاره ای توضیحات به مجلس فراخواند، و یکی از اعضای کمیسیون عمران مجلس با اشاره به جلسه اعضای این کمیسیون با وزیر، اظهار داشت «بر تامین مسکن ارزان قیمت با هر نام و اسمی که باشد اصرار داریم...»
 
16: سفرهای استانی:
سفرهای استانی و رفتن اعضای هیات دولت، و در راس آنها رئیس جمهور به شهرها و روستاهای سراسر کشور، یکی از اقدامات بسیار خوب دولت های نهم و دهم بود که البته دکتر روحانی نیز بر ادامه آن تاکید دارند. اما گذشت بیش از 100 روز از آغاز به کار دولت، بدون حتی یک سفر استانی، و البته صحبت هایی که از گوشه و کنار در مورد حذف دیدارها و نامه های مردمی این سفرها به گوش می رسد کمی نگران کننده است. رئیس حوزه معاونت اجرائی رئیس جمهور در این مورد می گوید: «سفرهای استانی قرار است به لحاظ شکلی و ماهوی تغییرات اساسی نسبت به ادوار گذشته و سفرهای رؤسای جمهوری گذشته داشته باشد. در این سفرها برنامه ریزی برای دیدارهای مردمی که منجر به ارائه صدها هزار نامه غیرقابل پیگیری شود که تعهدات دست و پاگیر برای مسئولان محلی ایجاد کند انجام نشده است و در این سفرها موضوعات کلان در دستور کار قرار می گیرد.»
اما اگر یکی از نکات برجسته سفرهای استانی دولت های نهم و دهم را ارتباط نزدیک با مردم و حل مشکلات آنها بدانیم، معلوم نیست با حذف دیدارهای مردمی چه چیزی از این سفرها باقی می ماند. و اگر قرار بر اتخاذ تصمیمات کلان مدیریتی باشد، نیازی به تحمیل هزینه به کشور و صرف وقت برای بردن دولت به استان ها نیست و از همان پایتخت هم می توان مشکلات بررسی کرد...
 
17: اظهارات جنجالی دولتی ها:
الف) محمد علی نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: «موافق عرضه قلیان در برخی از مکان ها هستم!» و «اگر من با همسر و دخترم قلیان کشیدم چه اشکالی دارد که آنها هم یک پک قلیان بکشند.»
اظهارات آقای نجفی در بین رسانه ها سر و صدای زیادی به پا کرد. عده ای با گفته های ایشان موافق بودند و بعضی مخالف. در این بین نمایندگان مجلس هم نسبت به این سخنان واکنش نشان دادند. از جمله آقای احمدی لاشکی، نماینده نوشهر و چالوس که در واکنش به اظهارات آقای نجفی گفت: «به جای اینکه به حوزه سلامت کمک کنیم، چنین عارضهای به بخش سلامت وارد می کنید؟ ایشان باید روشن و شفاف اعلام کنند که این حرفشان چیزی جز آسیب به سلامت جامعه نیست.»
ب) علی جنتی، وریر فرهنگ و ارشاد اسلامی: «من اشکالی در تک‌خوانی بانوان نمی‌بینم!» و «هرکس در اظهار نظر شخصی خود در این باره آزاد است اما حتی بین مراجع تقلید هم نظر واحدی در این زمینه وجود ندارد. بعضی از مراجع تقلید گفته‌اند تک‌خوانی خانم‌ها اگر موجب مفسده نباشد؛ ایرادی ندارد.»
اما باید از ایشان سوال کرد که آیا مشکلات فرهنگ کشور با تک خوانی زنان حل می شود؟ یا با اینگونه اظهارات رسانه های بیگانه را تهییج می کنیم که در مورد خوانندگی زنان و احکام فقهی اسلام اظهار نظر کرده و اعتقاداتمان را دستمایه اظهارات سخیفشان قرار دهند؟ راستی این اظهارات دل دشمنان اسلام را بیشتر شاد می کند یا دوستان را؟ و اینکه چطور حضرت ایشان می توانند جلوی سوء استفاده هایی که از اینگونه اظهاراتشان می شود را بگیرند تا برای نظام و کشور هزینه ایجاد نکند؟
 
18: مذاکرات ژنو:
درباره مذاکرات ژنو و تعهداتی که داده ایم و آنچه در مقابل بدست آورده ایم حرف بسیار است. کوته سخن آنکه به نظر می رسد وزن آنچه داده ایم، با آنچه در مقابل دریافت می داریم بسیار متفاوت است. به عنوان مثال، تعلیق غنی سازی بالای 5 درصد وزنی دارد بسیار بیشتر از آنچه 5+1 متعهد شده است. خنثی سازی 196 کیلوگرم مواد 20 درصد، که با زحمات دانشمندان و شهدای هسته ای ساخته شده است هم اگر بر باد رفتن بخشی از زحمات دانشمندان نباشد نمی دانیم چیست!؟ و خلاصه اینکه «حفظ شاکله اصلی تحریم ها» و «بازی با کلمات» چیزی نبود که بخواهیم برای آن جشن و پایکوبی راه بیاندازیم. همین چند وقت قبل بود که با حضور دکتر جلیلی در آلماتی بر سر غنی سازی 20 درصد گفتگو می شد و امروز...
 
19: لایحه حقوق شهروندی:
مدتی است که آقای رئیس جمهور از تدوین و بررسی حقوق شهروندی سخن می گویند. در این مورد تنها یک سوال وجود دارد، و آنهم اینکه فصل حقوق ملت، که فصل مستقلی است چه نقصان و کمبودی دارد که بخواهیم قانون جدیدی را در این مورد به تصویب برسانیم؟ و آیا امروز و با اینهمه گرفتاری، توجه به مسائل اقتصادی و فرهنگی مهمتر است و یا ایجاد حاشیه امن برای افرادی خاص؟
 
 20: در پایان فقط یک سوال:
حاج رحیم احمدی روشن، پدر شهید مصطفی احمدی روشن سوالی از آقای رئیس جمهور پرسیده که در حقیقت حرف دل خیلی از خانواده های شهداست: «از آقای رئیس جمهور می پرسم چرا باید کسانی که با مصطفی احمدی روشن زحمت کشیدند و جریان هسته ای را به این مرحله رساندند باید این طور برخورد شود و با اینکه به شغل خود عشق می ورزیدند از کار برکنار شوند؟ یکی از دلخوری های بزرگ ما این است که چرا بچه هایی که با مصطفی احمدی روشن در این وضعیت دخیل بودند و این وضعیت را به لطف خدا به این مرحله رساندند و جمهوری اسلامی ایران از ان بهره برداری می کند به راحتی کنار گذاشته می شوند...»

پیوست:
لینک مطلب در سایت همت نیوز
لینک مطلب در سایت صابر نیوز
لینک مطلب در یالثارات

پی نوشت: اللهّم صلی علی فاطمه و ابیها

سه شنبه 5 آذر 1392

توافق ژنو از نگاهی دیگر...

نویسنده: احمد طحانی   

.................................................................

..................................................................

سلام

این مطلب در
سایت مسیر منتشر شده است:

توافق ژنو از نگاهی دیگر...
 
امتیازاتی که دادیم:
 
1: تعلیق غنی سازی بالای 5 درصد:
همین چهار سال قبل بود که دکتر احمدی نژاد دستور تولید سوخت 20 درصد را خطاب به رئیس وقت سازمان انرژی اتمی صادر کرد. رئیس جمهور سابق کشورمان پس از آنکه کشورهای آمریکا، روسیه و فرانسه حاضر به فروش سوخت 20 درصدی مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران نشدند این تصمیم مهم را اتخاذ کرد. دستور دکتر احمدی نژاد در 18 بهمن ماه 1388 صادر شد و در طی مدت نزدیک به دو سال، از صفحات سوخت 20 درصدی رونمایی شد. در توافق دولتمردان کشورمان در ژنو، به راحتی غنی سازی بالای 5 درصد ایران به حالت تعلیق در می آید و جالب تر اینکه طرف مقابل هم هیچگونه تعهدی نسبت به تامین سوخت هسته ای مورد نیاز کشورمان ندارد! به هر حال شاید مهمترین بند تعهدات کشورمان در ژنو، همین بند باشد، «توقف غنی سازی بالای 5 درصد.»
 
2: خنثی سازی 196 کیلوگرم مواد 20 درصد:
یکی دیگر از تعهدات ایران در توافق ژنو که دولتمردان از آن به عنوان پیروزی یاد می کنند، خنثی سازی اورانیوم های غنی شده توسط دانشمندان کشورمان، و در راس آنها شهدای بزرگوار هسته ای، در سالهای قبل است. در هر صورت این مهم در توافق ژنو وجود دارد و می شود نتیجه گرفت که زحمت شبانه روزی دانشمندان کشورمان، به همین راحتی خنثی سازی شده است! و البته، نیمی از آن قابل غنی سازی مجدد است!! به شرط اینکه طرف مقابل اجازه دهد!!!

3: عدم سوخت گذاری راکتور اراک:
راکتور اراک، بعد از راکتور تحقیقاتی تهران، یکی از مهمترین راکتورهای کشور است که می تواند بعد از پایان عمر مفید راکتور تهران، برای مصارف تحقیقاتی و همچنین تولید رادیو ایزوتوپ های پزشکی مورد استفاده قرار گیرد. البته در این بند از تعهد کشورمان در پیمان ژنو، دولتمردان متعهد شده اند که این راکتور را سوخت گذاری نکنند. شاید توجه به این مسئله که امکان خرید رادیو دارو از خارج کشور بصورت مطمئن تقریبا غیر ممکن است، و این نکته که کشورمان راکتور دیگری که بتواند این محصول را تولید کند ندارد، وضعیت تعهد صورت گرفته را بیش از پیش روشن کند. در هر صورت در این توافق و بدون تعارف، راکتور تقیقاتی اراک کارایی خودش را از دست می دهد...
 
4: ارائه اطلاعات در مورد معادن، شرکت های نورد اورانیوم و منابع مواد:
شاید در بین همه تعهدات کشورمان در ژنو، این سه مورد از همه عجیب تر به نظر برسد. ارائه اطلاعات، آنهم بصورت کاملا خودجوش! و داوطلبانه، به طرفهای مقابل علامت سوال بزرگی را در ذهن هر وطن دوستی می تواند ایجاد کند. اطلاعات معادن کشور، به چه کار 5+1 می آید؟ اطلاعات شرکت های نورد اورانیوم یک کشور مستقل و آزاد، چرا باید در اختیار دیگر کشورها قرار گیرد؟ و راستی چطور حاضر می شویم اطلات منبع مواد مورد استفاده کشورمان در تاسیسات تحقیقاتی و هسته ای را در اختیار 5+1 قرار دهیم؟ روشن است که طرف مقابل ایران، و علی الخصوص آمریکا که این روزها صدای جاسوسی و شنودهای مستبدانه اش از اقصی نقاط دنیا بلند است، به یک برد بزرگ دست یافته است. بطوریکه اگر این تعهد نبود، آمریکاییها حاضر بودند به خاطر این اطلاعات، دست به هر اقدامی بزنند. از جاسوسی گرفته تا شنود. و حاضر بودند مبالغ کلانی را برای رسیدن به هدفشان هزینه کنند. همانطور که قبلا این کار را انجام داده اند، و مثلا با هزینه ای بسیار زیاد، 90 شرکت جاسوسی را در آلمان تاسیس و اداره کرده اند!
 
آنچه در مقابل تحویل گرفتیم:
 
1: در مقابل همه 27 تعهدی که کشورمان در توافق ژنو به انجام آن ملزم شده است، 5+1 نیز 11 تعهد به کشورمان دارد. شاید در مقابل 27 تعهد کشورمان، این بندهای تعهدات 5+1 خنده دار به نظر برسند: «عدم اعمال تحریم جدید در شورای امنیت»، «عدم اعمال تحریم جدید در اروپا»، «عدم اعمال تحریم جدید در آمریکا». واقعیت اینست که تحریم های ظالمانه ای که علیه کشورمان در طول سالهای پس از انقلاب وارد شده است، از یک طرف باعث رشد و بالندگی کشور و اتکای به قدرت ها منابع داخلی بوده و از طرف دیگر باعث ضرر و زیان کشورهای تحریم کننده. بالاخره کشور ایران می تواند با جمعیت بالای 70 میلیون نفر، فواید اقتصادی زیادی برای کشورهای جهان داشته باشد. تحریم نفت و گاز ایران، بیشتر به زیان کشورهای استفاده کننده خواهد بود. وگرنه فروش این محصولات با دور زدن تحریم ها کار چندان دشواری نسیت. کمااینکه در همین چند وقت اخیر و اواخر دولت دهم، کار به همین منوال پیش می رفت. در هر صورت این چند بند، و بندی که به «فراهم کردن امکان ماندن صادرات نفت ایران در حد فعلی(!) و توقف روند کم کردن 20 درصد از آن هر شش ماه و دریافت مقدار مورد توافقی از پول نفتی که از این پس فروخته می شود(!!)» اشاره می کند نشان می دهد که آنچه طرف مقابل به آن متعهد شده، در نهایت حفظ شرایط فعلی کشور است با اندکی تغییر. یعنی تحریم خودرو، خطوط هوایی، طلا و فلزات گرانبها و صادارات پتروشیمی که حق هر کشوری است برداشته شده و باقی تحریم های ظالمانه همچنان در وضع موجود حفظ می شود.
 
2: بر اساس این توافق، چیزی نزدیک به 7 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران آزاد سازی می شود. اما بالغ بر 100 میلیارد دلار از آن همچنان امکان پذیر نخواهد بود. حال با یک محاسبه سرانگشتی، می توان حساب کرد که آیا توقف تولید و مطالعه رادیو داروهایی که برای درمان سرطان کاربرد دارد به آزاد سازی این مقدار ناچیز از دارایی هایی ایران که به ناحق از دسترس کشور خارج شده می صرفد یا خیر؟ همین مقدار هم در حالیست که محدودیت های متعدد دیگری نیز بر حقوق هسته ای مردم سایه انداخته است، از جمله توقف تولید سوخت بالای 5 درصد. به هر حال آزاد سازی این بخش از دارایی های کشور به حساب موقفیت مذاکرات ژنو گذاشته شده است، در حالیکه باید دید در این داد و ستد سیاسی چه داده ایم و چه گرفته ایم. بر همین اساس به نظر می رسد که متاسفانه وزن تنها یک مورد از تعهدات ایران، که همان عدم تولید سوخت بالای 5 درصد است، به آزاد سازی و بلکه پرداخت دهها برابری کل مبلغ بلوکه شده ایران می چربد. همین 7 میلیارد دلار هم در صورتی به عنوان امتیاز دهی 5+1 به ایران محسوب شده که تحریم هایی که صادرات کالاهای نفتی را مختل کرده و موجب از دست رفتن میلیاردها دلار از منابع کشور می شود همچنان به قوت خود باقیست! سوال اینجاست که اگر دولتمردان کشورمان بخواهند به ازای آزادسازی هر 7 میلیارد دلار از اموال بلوکه شدن کشورمان همین مقدار امتیاز بدهند، دیگر چه چیزی برای کشور باقی خواهد ماند؟
 
3: جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا هم در گفتگو با سی ان ان تاکید می کند که برنامه هسته ای ایران واقعا رو به عقب می رود و در حوزه های حساس عملا قفل شده است. همچنین اظهار می دارد که معماری اساسی تحریم ها علیه ایران همچنان برجای خود باقی مانده و تنها کاهش اندکی از تحریم ها مورد توافق قرار گرفته است. وی همچنین در جمع خبرنگاران خارجی می گوید گام اول مذاکرات نمی گوید که ایران حق غنی سازی دارد. در این سند هیچ موردی از حق غنی سازی نیامده و این حق در ان پی تی هم نیامده و در این توافقنامه هم این را نمی گوید. گرچه به صحبت های دشمنان نظام اسلامی که بارها نیت پلید خود را در عرصه های مختلف نشان داده اند اعتبار و اعتمادی نیست، اما هر یک از این اظهارات می تواند زنگ خطری را برای مردم و مسولان کشور به صدا در آورد تا بیش از پیش بهوش باشیم. آنچه سخنان جان کری را برای ما مهم جلوه می دهد، توجه فوق العاده اسرائیلی ها و لابی آیپک به متن توافقنامه است. متنی که «بازی با کلمات» نه یک کلمه به آن اضافه می کند و نه کم. هر چه هست و نیست همین است که بر سر آن توافق شده است.
 
4: حضرت امام جمله معروفی دارند با این مضمون که: «اگر ما یک قدم عقب نشینی کنیم، دشمنان ما صدگام پیشروی خواهند کرد.» حقیقتا معنای این جمله امام اینقدر عمیق و روشن است که در مقابل هر عمل و تصمیمی که گرفته شود، تا انتهای آنرا به راحتی روشن می کند. اگر مبنای بررسی توافقنامه ژنو را همین فرمایش حضرت امام قرار دهیم، باید از مذاکرده کنندگان کشورمان پرسید که چطور می خواهند جلوی پیشروی های بعدی دشمن را بگیرند؟ البته اگر تعلیق غنی سازی بالای 5 درصد، و نابودی آنچه در این سالها بدست آمده را عقب نشینی بدانند! واقعا چطور می شود جلوی پیشروی های بعدی دشمن را گرفت؟ اگر دادن اطلاعات مفت و مجانی به 5+1 یک قدم به عقب باشد، که هست، پیشروی های بعدی دشمن چه خواهد بود؟ آیا غنی سازی 5 درصد هم متوقف می شود؟ آیا قرار است سانتریفیوژهای موجود هم از بین بروند؟ آیا راکتور تهران هم غیر فعال می شود؟ واقعا چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ شاید هم مذاکره کنندگان به این امید نشسته اند که در قدم های بعدی، گروه های مذاکرده کننده بدون هیچ گونه چشم داشتی شروع کنند به امتیاز دادن به ایران و آزاد کردن اموال بلوکه شده ایران در اقساط 7 میلیارد دلاری!؟

پیوست:
لینک مطلب در سایت مسیر

پی نوشت: السلام علی حسن ابن علی ایّها المجتبی یابن رسول الله

سه شنبه 5 آذر 1392

مرگ بر سفارت شنود...

نویسنده: احمد طحانی   

...................................................................................

......................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
خیبر آنلاین  و یزد فردا منتشر شده است:

«مرگ بر سفارت شنود...»

به این اخبار توجه کنید:
 
1: آمریکا مکالمات تلفنی انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان را شنود کرده است!/ایرانا به نقل از روزنامه ینی مساوات: کد 80892518
 
2: پاکستان روز پنجشنبه اعلام کرد در پی ارائه گزارش هایی مبنی بر جاسوسی آمریکا از مکالمات تلفنی مقامات این کشور، اسلام آباد این مسئله را با واشنگتن بررسی کرده است./تسنیم: کد 180316
 
3: پارلمان آلمان مسئله شنود مکالمات مرکل توسط آمریکا را بررسی می کند./پایگاه خبری آفتاب: کد 216587
 
4: جاسوسی های آمریکا به واتیکان هم رسید! شنود مکالمات پاپ!!/جام نیوز: کد 248546
 
5: شنود مکالمات تلفنی از سوی پلیس آمریکا بدون حکم دادگاه./ گرداب: کد 10193
 
6: آژانس امنیت ملی آمریکا مکالمات تلفنی شهروندان فرانسوی را شنود می کرده/سایت فارسی صدای روسیه
 
7: شنود مکالمه تلفنی 70 میلیون فرانسوی توسط آمریکا در یک ماه!/شبکه ایران: کد 175919
 
8: آمریکا 60 میلیون مکالمه در اسپانیا را شنود کرده است!/سایت آریا ایران
 
9: آمریکا بیش از 21 میلیارد تماس تلفنی را در افغانستان شنود کرده است!/سایت العربیه فارسی
 
10: صد و هشتاد و یک میلیون مورد جاسوسی و شنود آمریکا از متحدانش در یک ماه!/وبسایت مرصاد
 
و همینطور مطالبی که بعضی از روزنامه ها کار کردند:
 
1: خشم اروپا از جاسوسی گسترده آمریکا؛ شنود تلفن 35 رهبر جهان/ابتکار 92/8/4
 
2: واکنش بی سابقه اروپا علیه جاسوسی های آمریکا/اطلاعات 92/8/4
 
3: قربانی بزرگ شنود تلفنی آمریکا (تصویری از مرکل، صدر اعظم آلمان)/ایران 92/8/4
 
4: آمریکا و اروپا؛ اعتماد از دست رفته!/بهار 92/8/4
 
5: توفان جاسوسی آمریکا در اروپا/جام جم 92/8/4
 
6: سایه شنود آمریکایی بر نشست سران اروپایی/خراسان 92/8/4
 
7: افشای شنود مکالمات مرکل؛ اروپا: دیگر به آمریکا اعتماد نداریم!/کیهان 92/8/4
 
8: جهان گرفتار چتر جاسوسی واشنگتن؛ آمریکا تلفن 35 تن از سران جهان را شنود کرده است!/مردم سالاری 92/8/4
 
9: گسترش بحران در روابط آمریکا و اروپا/تهران امروز 92/8/4
 
10: اعتراض جهانی علیه جاسوسی های آمریکا/جمهوری اسلامی 92/8/4
 
احتیاجی به شرح آنچه توسط آمریکایی ها رخ داده و البته ادامه خواهد داشت نیست، اما نباید یادمان برود که آمریکایی ها با هم پیمانان خودشان چنین کرده اند! (آلمان، فرانسه، اسپانیا و...)
 
و در پایان فقط یک سوال:
از کشوری که با هم پیمانانش چنین می کند چه توقعی باید داشت!؟

پیوست:
لینک مطلب در خیبر آنلاین

لینک مطلب در یزد فردا

پی نوشت: السلام علی حسن بن علی ایّها المجتبی یابن رسول الله

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :