تبلیغات
انعکاس - مطالب مرداد 1392

انعکاس

فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست...

دوشنبه 28 مرداد 1392

خستگی را خسته کرد و رفت...

نویسنده: احمد طحانی   

.................................................................................................

.....................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

به بهانه پایان دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد

خستگی را خسته کرد و رفت...


1. ماشین حامل دکتر احمدی نژاد که به نارمک می رسد، مردمی که به استقبال آمده اند، برای سلامتی اش صلوات می فرستند. او از مردم می خواهد برای سلامتی همه ایرانیان صلوات بفرستند، و از آنها تشکر می کند که مورد لطفش قرار داده اند. اهالی محل، گوسفندی پیش پای دکتر قربانی می کنند. حالا نوبت اوست که پاسخ محبت مردم را بدهد: «شما بزرگواری کردید و برادر کوچک خود را مورد لطف قرار دادید، همانطور که طی 8 سال گذشته همراه و پشتیبان ما بودید. راضی نبودم در عصر ماه مبارک رمضان برای استقبال از بنده به زحمت بیفتید، امروز افتخار می کنم که در خدمت شما هستم و خوشحالم که از این به بعد بیشتر یکدیگر را می بینیم...»

2. سال 84 وقتی دکتر احمدی نژاد، که به قول حیدری مجری سیما موی سپیدی بر سر و صورت نداشت به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، در دوران انتقالی و قبل از شروع رسمی خدمتش شروع به فعالیت کرد. به پروژه نطنز سر زد. از پروژه های عسلویه بازدید کرد، و... . او پر انرژی شروع کرد، و تا آخرین روز و آخرین لحظه، پر انرژی ادامه داد. در روز آخر کارش و بعد از هشت سال، همانند صبح روز اول، پر تلاش ظاهر شد، و با حضور در منطقه پردیس تهران، از روند ساخت واحدهای جدید مسکن مهر بازدید کرد. پس از آن به تهران غرب رفت و از کارگاه عملیاتی پروژه احداث متروی تهران به شهر جدید پرند بازدید کرد، و چند کار ریز و درشت دیگر هم انجام داد. او مردانه تلاش کرد، از روز اول تا آخرین روز.
 
3. وقتی ردای ریاست جمهوری هنوز بر قامتش بود، مشایی برای انتخابات ثبت نام کرد. شورای نگهبان هنوز اسامی تایید صلاحیت شده ها را اعلام نکرده بود که دوست و دشمن شمشیر کشیدند و گفتند و نوشتند و تاختند که وای! چه برنامه های وحشتناکی دارد؛ گفته در صورت رد صلاحیت مهندس مشایی استعفا می دهد! گفته می خواهد خیلی از فسادهای گسترده نظام را افشا کند! سی دی قرمز پخش می کند! وزیر کشور را عزل می کند! انتخابات را برگزار نمی کند! در روز انتخابات رای نمی دهد، یا رای سفید می دهد! در کشور آشوب به راه می اندازد! در مراسم ارتحال امام راحل شرکت نمی کند! و... . اما احمدی نژاد اهل این برنامه ها نبود و آنهایی که اینگونه می گفتند و می نوشتند، او را نشناخته بودند. همانطور که بعد از رفتنش هم هنوز خیلی ها او را نشناخته اند. او مظلومانه آمد و غریبانه رفت.
 
4. احمدی نژاد قبل از آمدنش یک دانشگاهی بود. یک علم و صنعتی. او با رتبه عالی 132 در سال 54 تحصیلات خود را در مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد. در سال 65 کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و به عضویت هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه در آمد. در سال 76 موفق به دریافت مدرک دکتری مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از همان دانشگاه شد. امروز هم بعد از گذشت سالها خدمت، چه در کسوت شهردار تهران، و چه ریاست جمهوری، و البته خدمات گوناگونی که قبل از این موارد داشته، قرار است باز به دانشگاه برگردد و در حال انجام مراحل قانونی ثبت دانشگاه است. می خواهد گوشه ای از بار رشد علمی کشور را به عهده بگیرد، و در این سنگر خدمت کند. اما، هنوز چیزی مشخص و قطعنی نشده، حضرات منتقد شروع کرده اند! یک روز می گویند اسم دانشگاهش «ایرانیان» است، و روز دیگر فریاد بر می آورند که «جریان انحرافی» می خواهد قطبی برای خودش درست کند! حرف داشتن و انتقاد کردن کاری ندارد، کاش کمی انصاف داشته باشیم...
 
5. اصلا فرض را بگذاریم بر اینکه احمدی نژاد هیچ کاری انجام نداده و هیچ خدمت چشم گیری نکرده است. اما آیا پر تلاش بودنش را هم می شود منکر شد؟ بعضی می گویند کارهای احمدی نژاد، کارشناسی نشده بوده است. به آنها عرض می کنم، مصاحبه آخر رئیس دولت دهم را از شبکه اول سیما دیدید و شنیدید؟ یا بعدا از جایی خواندید؟ اگر نه، یادآوری می کنم که در بخشی از برنامه آقای حیدری مجری سیما، از احمدی نژاد خواست احساسش را نسبت به کلماتی که می گوید بیان کند. حیدری گفت هلی کوپتر، و احمدی نژاد که واکنش چهره اش نشان می داد از آنهمه پرواز هنوز دلهره دارد، احساسش را اینگونه بیان کرد: «از هلیکوپتر خیلی خاطره دارم. هلی کوپتر یعنی چهار بند بدن آدم از هم جدا شوند، البته وسیله بسیار خوبی است و برای جابجایی بسیار کمک کرد و من جا دارد در همین جا از همکاران خود در آشیانه جمهوری اسلامی تشکر کنم که فداکاری بسیاری کردند و جان خود را گذاشتند. بچه‌های هلی کوپتری هلال احمر و در یکی دو مقطع بچه‌های سپاه آمدند اما عمدتا بچه‌های ارتش بودند و خیلی فداکاری کردند.». بیایید یک ذره انصاف داشته باشیم. همین یک قلم را اگر از باقی خدماتش جدا کنیم، و زیر ذره بین معرفت بگیریم، می بینیم او جانش را خیلی جاها کف دست گرفت تا راحت تر اینطرف و آن طرف برود، و در بازه زمانی کمتر، کارهای بیشتری انجام دهد. حادثه ای که اخیرا برای هلی کوپتر حامی احمدی نژاد اتفاق افتاد، و خوشبختانه به خیر گذشت را در نظر بگیرید، و حساب کنید که بالای صد پرواز با هلی کوپتر، با انسان چه می کند. معلوم است که موی سیاه جا نمی گذارد!

6. در دولت های نهم و دهم، که رشد علمی، صنعتی، عمرانی، و اقتصادی کشور رونق چشمگیری پیدا کرد و کشور در زمینه علوم هسته ای و نانو تکنولوژی، هوا و فضا، و تسلیهات نظامی به پیشرفت های قابل توجهی دست یافت، طبیعی بود که تحریم های دشمنان ملت ایران هم افزایش پیدا کند. به عبارت دیگر، دشمنان که در خیال خام خود تحریم ها را ترمزی برای رشد کشورمان می دانستند، همزمان با سرعت گرفتن پیشرفت کشور، میزان تحریم ها را نیز افزایش دادند. اما عده ای، با نادیده گرفتن این حقیقت که «دشمن دشمنی می کند»، مدام از سیاست های احمدی نژاد انتقاد کردند. گفتند دارد دشمن تراشی می کند و... . اما بعد از انتخاب جناب آقای دکتر روحانی، و درست در همان زمانی که رسانه های مختلف در سراسر جهان، از آغاز روند تازه همکاری ایران با کشورهای جهان خبر می دادند، و البته عنوان می کردند که با «تغییر» در سیاست خارجی ایران، تحریم ها نیز  شکسته خواهد شد، دور جدیدی از تصویب ها علیه کشور عزیزمان تصویب شد! تحریم هایی که قرار است بیشتر تمرکزش بر نفت و گاز باشد. اما راستی چرا؟ مگر مشکل احمدی نژاد نبود؟ پس چرا بعد از رفتنش باز هم همان مسیر را ادامه می دهند؟ واقعیت اینست که دشمنان ملت ایران، با نظام حاکم بر کشورمان، و در اصل با اسلام ناب محمدی دشمنند. فرقی نمی کند چه کسی بر مسند امور باشد. آنها می خواهند به اسلام، ایران و انقلاب ضربه بزنند. آنها می خواهند مردم را از نظام حاکم بر کشورشان دلسرد کنند. مشکل آنها با تنه درخت تنومند نظام است، نه شاخه هایی که می آیند و می روند...
 
7. وقتی آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات حائز اکثریت آراء شدند، دکتر احمدی نژاد به دیدار ایشان رفت و پیروزی شان را تبریک گفت. جالب است که بعد از انقلاب، اولین دولتی که تمام وزرایش خدمت رئیس جمهور دولت بعد رسیدند و گزارش دادند، همین دولت دهم بود. خلاصه که آقای احمدی نژاد کار را با جدیت تحویل گرفت، جلو برد، و با جدیت هم به دولت بعد تحویل داد. انشاء الله که با تلاش های دولت «تدبیر و امید» روز به روز بر پیشرفت های ملت بزرگ ایران افزوده شود.

با آروزی سربلندی ایران
و به امید فردایی روشن و آباد

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

....................................................................................

........................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

«مرور بخشی از کارنامه ورزشی دولت های نهم و دهم...»

1. حضور درخشان در المپیک:
کاروان ورزشی کشورمان در بازی های المپیک لندن (2012) با مجموع 12 مدال، در رتبه دوازدهم قرار گرفت، و بهترین نتیجه تاریخ حضورش در تاریخ این رقابت ها را رقم زد. این درحالیست که کاروان ورزشی کشورمان در دوره قبل، یعنی سال 2008 (پکن) تنها با دو مدال در رده پنجاه و یکم و در دوره قبل از آن یعنی 2004 (آتن) با کسب شش مدال در رده بیست و نهم جای گرفته بود.
2. حضور درخشان در پارالمپیک:
کاروان ورزشی ایران، در رقابت های پارالمپیک لندن (2012) با مجموع 24 مدال در رتبه یازدهم قرار گرفت و بهترین نتیجه تاریخ حضورش در این رقابت ها را رقم زد. حالیکه کاروان ورزشی کشورمان، در رقابت های 2008 پکن، در رتبه بیست و دوم و در رقابت های سال 2004 آتن، در رتبه بیست و سوم قرار گرفتند.
3. نتایج درخشان گوانگجو:
تیم کشورمان، در بازی های آسیایی گوانگجو 2010، با مجموع 59 مدال، در رتبه چهارم جدول رده بندی کشورها قرار گرفت و بهترین نتیجه ورزش ایران در این رقابت ها پس از انقلاب شکوهمند اسلامی را رقم زد. و این موفقیت در حالیست که کاروان ورزشی کشورمان در دوره قبل از آن، یعنی سال 2006 با مجموع 48 مدال در رتبه ششم، و در سال 2002 با مجموع 36 مدال در رتبه دهم قرار داشت.
4. صعود مقتدرانه به رقابت های جام جهانی فوتبال:
تیم ملی فوتبال کشورمان، در رقابت های مقدماتی جام جهانی موفق شد برای اولین بار به عنوان تیم نخست به جام جهانی صعود کند. این صعود مقتدرانه در حالی شکل گرفت که تیم کشورمان قبل از آن و در سال 2010 از صعود باز ماند، و در سال 2006 نیز به عنوان تیم دوم و بعد از ژاپن به جام جهانی صعود کرد.
5. نتایج درخشان در کشتی:
تیم ملی کشتی کشورمان، در جام جهانی 2012 باکو، هم در آزاد و هم در فرنگی موفق به کسب مقام قهرمانی شدند و نتیجه ای درخشان را کسب کردند. بعد از آن نوبت به رقابت های المپیک لندن رسید، تا تیم ملی کشتی فرنگی کشورمان، کاری کند کارستان، و با مدال های خوشرنگی که یکی پس از دیگری به دست می آمد، برای اولین بار در تاریخ حضورش بر سکوی قهرمانی این رقابت ها بایستد.
6. نتایج درخشان در والیبال:
تیم ملی والیبال کشورمان، با برتری در دو دیدار برابر ژاپن، آنهم با پیروزی در شش ست، برای اولین بار به لیگ جهانی والیبال صعود کرد. نتایج خیره کننده تیم ملی کشورمان در این رقابت ها، از جمله برد ایتالیا، صربستان و کوبا، هیچگاه از یاد ورزش دوستان کشورمان نخواهد رفت.
7. نتایج درخشان در فوتسال:
تیم ملی فوتسال آقایان، در بازی های آسیایی داخل سالن کره جنوبی توانست با برتری مقابل ژاپن به مقام قهرمانی برسد. در بخش بانوان نیز، تیم ملی کشورمان در این رقابت ها، برای اولین بار، به افتخار نائب قهرمانی و کسب مدال رسیدند.

...................................................................................

......................................................................................

اما:
اگر بخواهیم ادامه دهم، و موفقیت های دیگر را بنویسیم، اگر بخواهیم از تیم ملی فوتبال ساحلی بگوییم، یا از دو و میدانی کاران عزیز، اگر بخواهیم از نتایج درخشان وزنه برداری سخن به میان آوریم، اگر بخواهیم درخشش بانوان ورزشکار کشورمان را قلمی کنیم، اگر بخواهم پیروزی های عجیب و غریب جوانان و نوجوانان کشورمان، در عرصه های مختلف را بازگو کنیم، و اگر بخواهیم از موفقیت های ورزش کشورمان در سالهای اخیر، تنها فهرستی تهیه کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذی می شود که هم خواندنش از حوصله مخاطب خارج است و هم تهیه اش از توان ما. اما این چند خط نوشته شد، تا آنهایی که وقتی در المپیک قبل نتیجه نگرفتیم، به جای آنکه واقع بینانه نگاه کنند و ببینند که نتیجه ای که در آن دوره به دست آمد، عملکرد هشت ساله و بلکه سی ساله دولت های قبل را انعکاس می دهد، از مظلومیت احمدی نژاد و دولتش سوء استفاده کردند و شروع کردند به گفتن و نوشتن که آی! ورزش کشور نابود شد! و... این چند خط فقط برای آنهاست که امروز سر در لاک فرو برده اند، و البته آنهایی که در وقاحت، به حد اعلی رسیده اند، و در نهایت بی انصفای می گویند همّت و همیّت و غیرت مردان و زنان ایرانی در این موفقیت ها موثر بوده است! بر منکرش لعنت!! اما این همت و غیرت، در سالهای مدیریت حضرات بر کشور کجا بود؟ غیر از اینست که شعار «می شود و می توانیم» احمدی نژاد، ایران را بر قله های مختلف ورزشی، علمی، عمرانی و... رساند؟ شخص رئیس جمهور و همفکران و طرفدارانش، این موفقیت ها را ناشی از غیرت و تعصب ایران و ایرانی می دانند. رئیس جمهور بارها و بارها اعلام که باید برقله بایستیم، چون لیاقت و شایستگی اش را داریم. در دیدار چند وقت پیش  ملی پوشان فوتبال کشورمان با آقای احمدی نژاد، ایشان گفتند به موفقیت چشمگیر در جام جهانی فکر کنید، گرچه شاید این موفقیت در جام جهانی پیشرو، آنچنان عملی نباشد، و با توجه به افت زیرساختی فوتبال کشورمان در سالهای قبل از دولت نهم، خود همین صعود مقتدرانه هم مایه مباهات و افتخار باشد، اما همین حرف رئیس جمهور، و همین باور و روحیه او، این امید را در دل ملی پوشان زنده می کند که: می شود، می توانیم. در سایر رشته ها و زمینه ها هم همین است. این موفقیت ها لیاقت مردم ایرانست، اما چاشنی اش، روحیه خود باوری و جسارتی است که با مدیریت شخص دکتر احمدی نژاد بر کشور حاکم شده. و این تنها ورزش کشور نیست که متحول شده و بزرگی می کند. تاریخ در مورد سایر خدمات رئیس جمهور مظلوم و مکتبی کشورمان، و آنچه بر سرش آوردیم بخوبی قضاوت خواهد کرد...

پی نوشت: لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

.........................................................................................

............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا و روزنامه همشهری ضمیمه چارسو منتشر شده است:

به بهانه گرمای بی سابقه هوا

«بادگیر، نماد استفاده درست از طبیعت...»

چند سالی است که وقتی گرمای تابستان را حس می کنم، و صدای کولرهای آبی را می شنوم، به فکر فرو می روم که سالهای سال قبل، خیلی پیش از اینکه برق اختراع شده باشد، یا حتی بعد از آن که دستگاه های خنک کننده هوا هنوز اختراع و تولید نشده بود، مردم چگونه گرمای هوا را تحمل می کردند؟ چگونه فصل تابستان را می گذراندند؟ و چگونه آفتاب تیر و مرداد را به سادگی در زندگی شان می پذیرفتند؟ برای مردم یزد، جواب این سوال خیلی ساده است، و در یک کلمه می شود: «بادگیر». اما کسانی که کمتر به بافت تاریخی دسترسی دارند، و یا این مورد را ندیده و نشنیده اند، ممکن است تعجب کنند! چطور ممکن است در منطقه ای گرم و خشک یزد، آنهم در فصل تابستان و چله تیر ماه که گرمای هوا گاهی حتی به پنجاه درجه می رسد، بتوان با بادگیر سر کرد؟
راستی ممکن است؟
استفاده از بادگیر، تنها مختص یزد نیست، اما یزدی ها در ساخت بادگیر و استفاده از آن شهره اند. شاید به واسطه «بلندترین بادگیر جهان» که در باغ دولت آباد یزد است، و شاید هم به واسطه اینکه هنوز بخشی از بافت تاریخی این شهر حفظ شده است. به هر حال بادگیرها، نمونه ای از تاسیسات سرمایشی در معماری اصیل ایرانی اند، و «شهر بادگیرها»، با بادگیرهای متنوعش، نمونه کاملی از استفاده بهینه از انرژی های خدا دادی است. بناهایی که حقیقتا شگفت انگیزند، و اگر کمی در ساز و کار آنها تامل کنیم، در می یابیم که چطور گذشتگانمان از انرژی های سالم خدادادی همچون آب و باد، برای خنک کردن محیط زندگی شان استفاده می کردند. ساختمان بادگیر در عین پیچیدگی، بسیار ساده است. پیچیده است از این جهت که می تواند در اضلاع مهندسی خاص ساخته شود، مثلا در چهار، شش یا هشت ضلع، و ساده است از این جهت که ساختنش نسبت به ساخت سایر قسمت های یک منزل مسکونی آسانتر است. اگر بخواهیم بر نحوه ساخت و ساز و کار بادگیر تاملی داشته باشیم، می بینیم که ساختمان این بنا، در عین سادگی، ظرافت خاصی دارد. اصولا بادگیر برجی است که هوا را در داخل ساختمان به جریان می اندازد. در درون تنه بادگیر، دو مسیر قرار دارد، مسیری برای وارد شدن هوا، و مسیر دیگری برای خروج هوا. اگر هوایی که از بیرون به داخل وارد می شود، راه خروج دیگری نداشته باشد، منفذی که درون تنه بادگیر قرار دارد می تواند راه خروج مناسبی برای جریان داشتن هوا باشد، و اگر مسیر دیگری وجود داشت، هوا بهتر جریان پیدا می کند. بادگیرها معمولا در چند ضلع ساخته می شوند، و اضلاع آنها، بستگی به منطقه جغرافیایی محل ساخت آنها دارد. بادگیرهای شهر یزد که در منطقه ای بین دو رشته کوه قرار گرفته و کمتر بادهای کویری دارد، اغلب در شش یا هشت ضلع ساخته شده اند. البته نمونه های زیادی از بادگیرهای چهار وجهی هم در یزد وجود دارد. اما در مناطقی که بادهای آزار دهنده کویری بیشتر جریان دارد، معمولا ساختمان بادگیرها یک طرفه و با ارتفاع کم است. زیر تنه اصلی بادگیر منازل مسکونی، معمولا محفظه ای پر از آب قرار دارد. بادی که از منفذ ورودی بادگیر وارد می شود، با عبور از روی آب، هم خنک می شود و هم مطبوع، و چه بسا آلودگی احتمالیش هم کمتر شود. اما بناهای اصیل یزدی، دارای قسمت های مجزای زمستان و تابستان نشین است، و اکثر بادگیرهای مسکونی در یزد، در مرکز قسمت تابستان نشین ساختمان ساخته می شوند. محلی که بادگیر در آن تعبیه شده است، اتاق مانند است. به این صورت که یا از این اتاق، پنجره هایی به اتاق های مجاور تعبیه شده که باد خنک را در آنها به جریان بیاندازد، و یا به جای پنجره، دربی تعبیه شده است که باز گذاشتن آن، می تواند به خنک شدن اتاق های مجاور کمک کند. گرچه هستند ساختمان هایی که درب و پنجره ای به اتاق مرکزی که بادگیر دارد ندارند، و راهروهایی کوتاه یا ورودی هایی معمولی، باد را در آنها به جریان می اندازد. نکته جالبی که در این مورد وجود دارد، استفاده نعمت «باد زمستانی» در فصل سرماست. به این ترتیب که اتاق هایی که بادگیر دارند، با بسته شدن ورودی اتاق های مجاور به یخچالی تبدیل می شوند که می توان از آن برای نگهداری میوه و آب آشامیدنی و... استفاده کرد. به هر روی، تامل و تفکر بر بافت تاریخی کشورمان، علاوه بر اینکه ما را با نحوه زندگی مردمانی که قبل از ما بوده اند آشنا می کند، می تواند فرهنگ قناعت و ساده زیستی را به ما بیاموزد. و همانطور که نشان می دهد می توان از انرژی های خدادای بهترین استفاده را داشت، به ما می آموزد که اگر با طبیعت مهربان باشیم، و از آن درست استفاده کنیم، حتی در گرم ترین مناطق هم آسایش و آرامش مهمان خانه هایمان می شود. متاسفانه بخشی از ساختمانهایی که امروزه ساخته می شوند، بدون توجه به این مهم، یعنی استفاده بهینه از انرژی های طبیعی ساخته می شوند. یک ساختمان قدیمی در بافت تاریخی، از نور مفید صبح بهترین استفاده را می برد. پنجره هایی که رو به شرق قرار گرفته اند به خوبی نشان دهنده این اتفاقند. همانطور که اکثر این ساختمان ها، نور غرب را که همراه با اشعه های مضر است، نمی گیرند یا کمتر می گیرند. بطوریکه انگار رو به شرق ایستاده اند و پشتشان به غرب است. از طرف دیگر از باد و آب بهترین استفاده را می برند. و نمونه بارز این استفاده بهینه از انرژی های خدادای، «بادگیر» است. بعد از آن، می بینیم که از خنکی زیر زمین ها در فصل گرما نیز به نحو احسن استفاده شده است. یعنی زیر زمین هایی که در بناهای قدیمی وجود دارند، کاربری دارند. نه اینکه صرفا محلی باشند برای انبار وسایلی که ضروری نیستند. در هر صورت، روشن است که تامل در هر بخش از بناهای تاریخی می تواند برای ما که تکنولوژی های روز، کمی از فرهنگ ساده زیستی و قناعت دورمان کرده و ناخواسته به اسراف و تجمل گرایی سوقمان داده، حاوی درس های آموزنده بسیاری باشد؛ همانطور که «بادگیر» به ما می آموزد که می شود از انرژی پاک باد، و زلالی و خنکای آب، برای تحمل گرمای کویر بهترین استفاده را برد...

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا
پی نوشت 2: متاسفانه ضمیمه چارسوی روزنامه همشهری پایگاه اینترنتی ندارد، و بنابراین مطلب وب، با مطلب چاپ شده کمی متفاوت است.

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :