انعکاس

فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست...

سه شنبه 6 اسفند 1392

عشق و مهربانی...

نویسنده: احمد طحانی   

........................................................................................

.....................................................................................

سلام

این مطلب در سایت عزآباد منتشر شده است:

«عشق و مهربانی...»

کمتر از یک ماه به تحویل سال باقی مانده است. سال 92، با همۀ خوبی ها و بدی هایش، با همۀ تلخی ها و شیرینی هایش و با همه پیروزی ها و شکست هایش دارد به اتمام می رسد. همواره رسم اینطور بوده که نزدیک سال نو، مردم به خانه تکانی می پردازند. فرش ها را می شورند، در و دیوار خانه را تمیز می کنند، اسباب و اثاثیۀ منزل را مرتب می کنند، و خلاصه اگر در جایی از محل زندگی کثافتی وجود داشته باشد، با نزدیک شدن به ایام عید آنرا تمییز می کنند...

از طرف دیگر، در کلام بزرگان هم به مراتب آمده است که خانۀ جان آدمی نیز باید مثل محل زندگی اش تمیز باشد. دل انسان جای آلودگی های نفسانی نیست. حبّ دنیا، حسد، بغض و کینه و صفاتی اینچنینی انسان را از رسیدن به آنچه مقصود زندگی است، باز می دارد. در کلام مولای متقیان آمده است که: «طَهِّرُوا قلوبَکم من الْحِقد فانّهُ داءٌ مرمی/دل‌ها را از کینه پاک سازید، زیرا کینه‌توزی، دردی مهلک است.»..

چه خوب است که با نزدیک شدن به عید، همانطور که کم کم خانه هایمان را مرتب می کنیم، آلودگی های روح و جانمان را نیز دور بریزیم و با یکدیگر مهربان باشیم. این جمله بسیار زیبا از افلاطون است که می گوید: «در جهان، یگانه مایه نیک بختی انسان، محبت است!»

و چه گل گفت که:

از محبت خارها گل می شود

از محبت سرکه ها مل می شود

به امید ایامی پر از شادکامی و موفقیت، و دلهایی پر از عشق و مهربانی...

پی نوشت: لینک مطلب در سایت عزآباد

پیوست: استغفرالله ربّی و اتوب الیه

سه شنبه 6 اسفند 1392

راهپیمایی 22 بهمن...

نویسنده: احمد طحانی   

...............................................................................................

............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت عزآباد منتشر شده است:

«راهپیمایی 22 بهمن...»

راستی چرا؟

چرا هر سال باید در فلان روز، به خیابان بیاییم و شعار بدهیم؟

این حضور، چه دردی از مردم دوا می کند؟

فایده این اجتماعات چیست؟

نمی دانم شما هم مثل من، تا به حال به این سوالات فکر کرده اید یا نه، اما در هر صورت نکاتی که بعد از خواندن نوشته های گوناگون و مصاحبه های مختلف به دست آورده ام را با شما بازگو می کنم:

همین یکی دو روز پیش معاون وزیر امور خارجه، آقای عراقچی، در تلوزیون حرف جالبی زدند؛ ایشان گفتند اگر حضور مردمی در 22 بهمن پرشور و حماسی باشد، گروه مذاکره کننده با قدرت بیشتری در جلسات شرکت می کند.

این هم بد نیست به صحبت های آقای عراقچی اضافه شود؛ اگر حضور مردمی پررنگ باشد، دشمن هم با ترس و دقت بیشتری پای میز مذاکره می آید...

نکته ی بعدی، پررنگ بودن صلابت نظام است؛ اگر یک نظام مردمی زنده باشد، وابسته و متکی به مردم باشد، و بالاخره از آنچه هدفش بوده منحرف نشده باشد، باید صلابت خودش را نشان دهد. نظامی که همه چیزش با مردم است، از انتخاب سکان دارش که به واسطه انتخاب خبرگان رهبری صورت می گیرد، تا انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و نمایندگان شوراهای شهر و روستا، باید صلابت داشته باشد. صلابت عمومی تنها در عرصه هایی نمود پیدا می کند که مشارکت مردمی در آنجا معنا شود. عرصه هایی مانند انتخابات و راهپیمایی های مختلف، و صلابت فردی در رشد و شکوفایی علمی و صحنه های مختلف ورزشی و اجتماعی و فرهنگی و... بازتاب دارد.

نکته بعد تازه شدن آرمان ها و اهداف است. اگر یک عده دور هم جمع بشوند، و پیمانی ببندند، و بعد بروند و سالها بگذرد و یادی از آن پیمان نشود، طبیعی است که گذر زمان، گرد فراموشی بر آن خواهد نشاند. این نکته در مورد نظام اسلامی هم صدق می کند. ملتی بعد از تحمل سالها دیکتاتوری و خفقان، با رهبری آسمانی امام خمینی (ره) و با یکرنگی و اتحاد به پیروزی رسیده است. انقلاب آن ملت آرمانهایی داشته و اصولی که نباید فراموش شوند. «استقلال، آزادی، جمهوری، اسلامی»؛ این آرمانها هر سال تکرار می شوند، نو می شوند، و نسل جدید با آن آشنا می شود... 

مناسبات جدید و روز دنیا هم، هرچه که باشد، در آرمان های انقلاب می گنجد. دلیلش هم روشن است؛ دین آسمانی اسلام برای همیشه تر و تازه است، و نظامی که اسلامی باشد هم، برای همیشه ی تاریخ نو خواهد ماند. برای همین است که فریاد می زنیم: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست»، و برای همین است که در علم و فن آوری و عرصه های مختلف پژوهشی و المپیادهای جهانی حرف داریم برای گفتن...

فایده دیگر این اجتماعات، قدرشناسی است. حرکتی با یاری خدا صورت گرفته و سایه نظامی دیکتاتوری از سر کشور کنار رفته است. در همه این اتفاقات، لطف خدا بوده که شامل حال مردم کشور شده است. مردمی که با مذاهب مختلف، در کنار هم زندگی می کنند. مردمی که اکثریتشان سرسپرده آستان حضرت ولی عصرند(عج). مردمی که می میرند برای امام حسین (ع). مردمی که مهربانند، مردمی که با ایمانند، مردمی که دلسوزند، مردمی که متحدند، مردمی که بصیر و فهیمند. این مردم می دانند لطف خدا بوده که اداره کشور را به دستشان سپرده است. آنها می دانند که باید شاکر باشند و قدرشناس، و این راهپیمایی و صحنه هایی مانند آن، می تواند جلوه ای از شکرگزاری ملت رشید ایران باشد...

این را هم به عنوان نکته آخر عرض کنم؛ هربار که بعد از اجتماعات مردمی مختلف، تصاویر آن را در تلوزیون و اینترنت می بینم، حیرت می کنم. باور کنید با اینکه می دانم مردم هر سال حضوری پر رنگ دارند، اما باز هم جا می خورم. واقعا هم حیرت برانیگز است، شوخی دارد؟ جمعیت مثل رود در خیابان ها جاری می شود و هرچه پلیدی، فکر و خیال و نقشه باطل است می شوید. واقعا حیرت آور است...

مقام معظم رهبری حفظه الله در سخنانی فرموده بودند اگر این ملت به شکل یک انسان واحدی بود، می بایست دستش را بوسید، از بس که موقعیت سنج است و فهیم_نقل به مضمون_. واقعا هم همینطور است. انشاء الله مسولان کشور، در همه نهادها، که برآمده از همین ملتند، بیشتر قدرشناس باشند و بر تلاش و همتشان بیافزایند...

انشاء الله خواهیم دید که امسال هم امواج خروشان ملت، همچون سالهای گذشته موجی براه می اندازد که انتهایش ناپیداست، موجی که چون شیر با دیوان روزگار خواهد جنگید، که فرمود:

از پارس تا خزر ایران نشسته است

این شیر پنجه دیوان شکسته است

احمد طحانی

92/11/22

پی نوشت: لینک مطلب در سایت عزآباد

پیوست: استغفرالله ربّی و اتوب الیه

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :