تبلیغات
انعکاس - به رنگ خوشبختی...

انعکاس

فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست...

پنجشنبه 24 آذر 1390

به رنگ خوشبختی...

نویسنده: احمد طحانی   

..................................................................

....................................................................

سلام

این داستان در روزنامه کیهان به یادگار مانده است:

پاسخ مسابقه تصویری-4

به رنگ خوشبختی
پرسیدم: خوشبختی چیست؟
كمی فكر كرد، و بعد خیلی آرام زمزمه كرد: خ.و.ش.ب.خ.ت.ی!
گفتم: خیلی ها خوشبختی را در پول می بینند، بعد در حالی كه دوستم همان طور متفكرانه نگاهم می كرد ادامه دادم: پول و مشتقاتش! مثل خانه، ماشین، مغازه، زمین و...
چیزی نگفت. دوباره پرسیدم: به نظرت شعار نیست كه بعضی می گویند خوشبختی در مهربانی است؟ در عاشق بودن است؟ در شاكر بودن است؟ و خلاصه در این حرفهاست؟
دوستم هنوز مشغول فكر كردن بود و من هم به جواب سوال خودم فكر می كردم. آیا واقعا خوشبختی در مادیات است؟ یا در چیزهای دیگر؟
تصور اینكه یك آدم فقیر، خوشبخت باشد برای هر كسی مشكل است، و شاید بیشتر آدم ها تصورشان از خوشبختی همان رفاه باشد...
این بار دوستم سكوتش را شكست و گفت: هم پولدارها می توانند خوشبخت باشند و هم كسانی كه دچار فقرند...
حرفش به نظرم معقول می آمد كه ادامه داد: من خانواده ای را دیده ام كه پولشان از پارو بالا می رود. چندتا ماشین آخرین مدل دارند. خانه بزرگ و خلاصه از نظر مادی حسابی مرفه اند. اما وقتی كمی با دقت نگاهشان می كنی، سر سوزنی خوشبخت نیستند. مادر ناراحتی عصبی گرفته، از بس كه می ترسد از اینكه كسی جایش را بگیرد. مرد خانه مدام به فكر این است كه ریال به تومنش بیافزاید. پسر خانواده مالیخولیا گرفته و با اینكه معلم خصوصی هم دارد ولی درسش به شدت ضعیف است. چندتا ماشین ته پاركینگ دارند خاك می خورند. پیرمردی كه هر هفته می آید برای باغبانی، باغچه را خیلی زیبا و تماشایی مرتب كرده است. آن قدر كه قدم زدن در حیات خانه، با آن همه درخت نارنج و گل های رنگارنگ، و استخر بزرگ آب، صد سال به عمر آدم اضافه می كند. ولی چه فایده كه در سنگ فرش های گرانقیمتی كه در حیات كار شده، فقط رد پای باغبان پیر است و...
دوستم بعد از این توصیف مختصر، اما جالب، نگاهی به من انداخت و وقتی دید مشتاقانه به حرفش گوش می دهم ادامه داد: به هیچ وجه نمی خواهم بگویم ثروت مایه بدبختی است! نه، ولی تنها دلیل خوشبختی هم نیست. در آن خانه ای كه برایت تعریف كردم، هیچكس خودش نیست! همه وجود پدر شده پول و كار. ذهن مادر پدر شده از افكار پوچ و حسادت های بی مورد. فرزند خانواده ضعف تربیتی دارد و خلاصه كه هیچكس خودش نیست! پدر، پدر نیست، مادر، مادر و پسر، پسر!
توی همان خانه و خانواده، اگر پدر كمی به فكر همسرش بود، و خانم خانه هم بهتر شوهر داری می كرد و زن و شوهر به جای معلم گرفتن، برای فرزندشان پدر و مادری می كردند، همین ها خودش می شد خوشبختی!
من اما در این حین داشتم به حرف های جالب دوستم فكر می كردم. نه اینكه نشنوم و فقط فكر كنم. می شنیدم، و البته در حال شنیدن حرفهایش را در ذهنم تكان می دادم و مثل یك تكه پازل سر جای خود می گذاشتم. به این ترتیب می توانستم آنها را خوب تصور كنم...
دوستم گفت: شاید با یك تعریف ساده دیگر بتوانم بهتر كمكت كنم. اما باید یك عكس را دفعه بعد با خودم بیاورم تا ببینی و قضاوت كنی...
به زودی دوباره دوستم را دیدم. خوش قولی كرده و عكس را با خودش آورده بود...
وقتی آن را از لای سر رسیدش بیرون آورد و به دستم داد، حس كردم عكس ارزشمندی است. عكسی كه قرار است مفهوم خوشبختی را نشانم دهد. اما وقتی نگاهش كردم چیز خارق العاده ای ندیدم...
عكس حس خیلی غریبی داشت. در آن یك خانه قدیمی و كوچك با دیوار هایی رنگ و رو رفته بود. با دختركی كه كنار مادرش كه در یك تشت كهنه، روی زمین رخت می شست ایستاده بود. كل چیزی كه در آن عكس دیدم همین ها بود. البته جزئیاتی دیگری هم بود، ولی نمی دانم چرا عكس حس عجیب و غریبی به من داده بود...
دوستم پرسید: چه می بینی؟
گفتم: نمی دانم خوشبختی را كجای این عكس ببینم. توی تشت آب. یا در دستان دختركی كه آن كنار ایستاده. شاید هم در و پنجره های عكس دارند فریاد خوشبختی سر می دهند! ولی رفیق، من چیز خاصی نمی بینم...
دوستم كه از شنیدن حرف هایم كه از سر ذوق زدگی بود، لبخندی به لب داشت گفت: چقدر خوب. حالا این عكس را برگردان تا ماجرایش را برایت تعریف كنم!
عكس را پشت و رو كردم و منتظر شدم...
دوستم دستش را روی شانه ام كشید و شروع كرد به تعریف كردن: دفعه قبل خانه ای را تعریف كردم كه با كلی ثروت، رنگی از خوشبختی در آن نبود. این بار می خواهم خانه ای را نشانت بدهم كه شاید خیلی بزرگ نباشد، اما پر از مهربانی است...
یك خانه كوچك، در پایین ترین نقطه شهر. آنجا كه هنوز بیشتر كوچه هایش خاكی است. آنجا كه وقتی باران می گیرد، بوی كاهگل فضای محله هایش را پر می كند. آنجایی كه هر عصر، كلی بچه با پای برهنه می ریزند توی كوچه و با یك توپ پلاستیكی مشغول بازی می شوند. آن محله ای كه پر از شور و شعف است و هنوز بوی زندگی می دهد. آن خانه را تصور كن. مرد خانه كارگر ساده یك كارخانه است. زن خانه، خانه دار است، اما گاهی هم خیاطی می كند و بافتنی می بافد. دختر خانه هم در یك مدرسه معمولی درس
می خواند...
می دانی خوشبختی كجای این خانه است؟ خوشبختی در فكر مرد خانه است، كه تصمیم گرفته با كمی كار بیشتر و پس انداز یك دوچرخه كوچك برای دخترش بخرد. خوشبختی در فكر مادر خانه است كه تصمیم دارد با خواب كمتر یك بافتنی گرم و زیبا برای دخترش ببافد. خوشبختی در مهر و محبتی است كه زن و مرد خانه به هم دارند. خوشبختی این هاست!
بعد در حالی كه دستانش را از شانه ام برمی داشت و كف دو دستش را به هم
می مالید، ادامه داد: نمی شود خوشبختی را با پول متر كرد. و البته نمی شود گفت كه پول دشمن خوشبختی است!

داشتم به حرف هایش فكر می كردم كه گفت: حالا آن عكس را برگردان تا یك خوشبختی دیگر را نشانت بدهم...
وقتی باز عكس را برگرداندم، آن حس غریبی كه دفعه اول دیده بودم، در حالی كه خیلی قوی تر شده بود، تكانم داد! دوستم گفت: در و دیوار خانه را ول كن. به چشمان این دخترك معصوم نگاه كن. خوشبختی در چشمان دختركی است كه می خواهد خبر بیست شدنش را به مادرش بدهد تا او را خوشحال كند!

پیوست: السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

real psychic readings
شنبه 15 مهر 1396 02:54 ب.ظ
من واقعا موضوع / طراحی وب سایت شما را دوست دارم. آیا تا به حال مشکلی در سازگاری با مرورگر دارید؟
یک زن و شوهر از خوانندگان وبلاگ من در باره وبلاگ من شکایت کرده اند که در اکسپلورر درست کار نمی کنند اما در Safari به نظر می رسد.

آیا شما برای کمک به حل این مسئله ایده ای دارید؟
anonymous std testing
یکشنبه 19 شهریور 1396 01:42 ق.ظ
این پاراگراف به نفع بینندگان جدید وبلاگ نویسی واضح است، که در واقع چگونه به انجام وبلاگ نویسی می انجامد.
phone psychic reading
یکشنبه 19 شهریور 1396 01:16 ق.ظ
اگر یک نفر به نظر کارشناس در مورد اجرای یک نیاز دارد
پس از آن وبلاگ را به او توصیه می کنم که سریع پرداخت کند
بازدید از این وب سایت، نگه داشتن کار دلپذیر.
cheap psychic readings
شنبه 18 شهریور 1396 03:23 ب.ظ
پست بسیار خوب! ما به این محتوای عالی در سایت ما لینک می کنیم.
نگه داشتن نوشتن بزرگ
cheap telephone psychics
جمعه 17 شهریور 1396 07:58 ب.ظ
در این موضوع دشوار است که افراد تحصیلکرده را پیدا کنید، اما
شما به نظر می رسید مثل شما می دانید که شما در مورد صحبت کردن هستید
با تشکر
std screening near me
جمعه 17 شهریور 1396 12:52 ق.ظ
من مطمئن نیستم که در آن شما اطلاعات خود را دریافت می کنید، اما موضوع خوب است.
من نیاز به صرف زمان بیشتری برای یادگیری بیشتر و یا درک بیشتر.
با تشکر از اطلاعات با شکوه من به دنبال
برای این اطلاعات برای ماموریت من
chaturbate token hack for mac
سه شنبه 14 شهریور 1396 03:38 ب.ظ
لطفا به من اطلاع دهید اگر دنبال یک نویسنده برای وبلاگ خود هستید.

شما مقالات واقعا عالی دارید و من اعتقاد دارم
من یک دارایی خوب هستم اگر شما همیشه بخواهید برخی از بارها را خاموش کنید، من کاملا دوست دارم مطالب خود را برای وبلاگ شما بنویسم
در عوض برای یک لینک به مین. اگر علاقمندید برایم ایمیلی بفرستید.
کودوس!
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 07:49 ب.ظ
I every time spent my half an hour to read this website's articles daily along with a cup of
coffee.
Modesto
شنبه 7 مرداد 1396 06:12 ب.ظ
Hello! I just would like to offer you a big thumbs up for the
excellent info you have right here on this post.
I'll be returning to your site for more soon.
Bonita
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:56 ب.ظ
I really like it when individuals come together and share
thoughts. Great website, continue the good work!
ستایش محبی
یکشنبه 3 دی 1391 09:54 ق.ظ
سلام وقت بخیر.
موزیک حرف نداشت برام میفرستی دوست خوبم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :