تبلیغات
انعکاس - آلبالو...

انعکاس

فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست...

چهارشنبه 1 شهریور 1391

آلبالو...

نویسنده: احمد طحانی   

......................................................................

.........................................................................

سلام


این داستان در روزنامه کیهان به یادگار مانده است:

آلبالو

در كنار جوی آبی كه از دور دست ها جاری بود، درخت آلبالوی سالخورده ای زندگی می كرد. رهگذران برای رفع خستگی در سایه درخت می نشستند. از آب خنك جوی كه از قناتی می آمد می خوردند. و خلاصه استراحتی می كردند.
روزی پسرك بازیگوشی بعد از جست و خیز و خستگی زیاد، آمد پای درخت آلبالو تا در سایه مهربانش استراحتی بكند. نگاهی به درخت انداخت. میوه های درخت را قبلا چیده بودند. اما هنوز چندتا آلبالوی درشت و قرمز، بالای درخت بود كه نمی شد آنها را چید. پسرك به دست و صورتش آبی زد و همان جا پای درخت دراز كشید و چشمانش را بست. مدت زیادی نگذشته بود كه صدای افتادن چیزی در آب، توجه اش را جلب كرد. پسرك سر جایش نشست، و وقتی خوب نگاه كرد، یك آلبالوی درشت و سرخ رنگ را دید كه افتاده توی آب و دارد آرام آرام می چرخد و جلو می رود. پسرك دستش را دراز كرد و آلبالو را گرفت. وای كه چقدر درشت بود! نور خورشید هم قرمزی اش را حسابی اشتها آور كرده بود. انگار ترش تر و خوشمزه تر از این آلبالو، دیگر روی زمین وجود نداشت! پسرك نگاهی به دانه ی درشت آلبالو كرد. و بعد نگاهی به آب روان جوی انداخت كه چطور با سرعت و طراوت رد می شد. دستش را توی آب فرو برد و دوباره آلبالو را شست و بعد به طرف خانه راه افتاد. بعد از چند دقیقه كه به خانه رسید و زنگ در را به صدا در آورد، خواهر كوچكش كه توی حیاط مشغول بازی بود. در را باز كرد. پسرك خواهرش را در آغوش گرفت و بوسید. آمد كنار حوض نشست، بعد دست كرد و آلبالو را از جیبش بیرون آورد. دوباره آن را شست. خواهرش را صدا كرد. او را روی پای خودش كنار حوض نشاند و آلبالو را به او داد. دخترك هم آن را گرفت و در دهان گذاشت. آلبالوی ترش، لبخند شیرینی روی لبانش نشاند. لبخند خواهر، دل مهربان برادر را پر از شور و شعف كرد. حالا پسرك می توانست طراوت و شادابی آب جوی كنار درخت آلبالو را حس كند! و می توانست بفهمد كه در حقیقت این گذشت و مهربانی است كه به زندگی معنا می بخشد...
در واقع همان طور كه سالها قبل، نیوتن از افتادن سیب « قانون جاذبه » را كشف كرده بود، امروز پسرك از افتادن آلبالو به وجود « قانون محبت» پی برده بود...


پیوست: اللهمّ عجّل لولیک الفرج

vitamin d overdose foot pain
دوشنبه 12 تیر 1396 03:03 ق.ظ
Right here is the right website for everyone who wants to understand this topic.
You understand a whole lot its almost tough to argue
with you (not that I actually would want to?HaHa).
You certainly put a new spin on a subject which has been discussed for
many years. Great stuff, just excellent!
foot pain
جمعه 2 تیر 1396 07:49 ق.ظ
First off I would like to say wonderful blog! I had a quick question that I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to know how you center yourself and
clear your head prior to writing. I have
had trouble clearing my thoughts in getting my
thoughts out there. I do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are generally lost just trying to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Many thanks!
http://DrucillaStarrick.bravesites.com/entries/general/Hammer-Toe-Causes
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 03:32 ب.ظ
Right now it seems like Expression Engine is the top blogging platform out there right now.
(from what I've read) Is that what you're using
on your blog?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :