انعکاس

فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران! زلال که باشی آسمان در توست...

چهارشنبه 9 مهر 1393

انقلابِ فرهنگی، فرهنگِ انقلابی...

نویسنده: احمد طحانی   




این گزارش خبری در خیبرآنلاین منتشر شده است:


تاملی بر عنوان سال 93
انقلاب فرهنگی، فرهنگ انقلابی...

سال 1393 از سوی امام خامنه ای حفظه الله، سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری شد. عنوانی که در یک جمله همه چیز را در خود دارد. فرهنگ که زیربنای همه مسایل است، اقتصاد که از مهمترین دغدغه های زندگی هر فردی است، و بالاخره عزم ملی و مدیریت جهادی که چراغ راه مسیر رسیدن به موفقیت است.

عجیب کلمه ای است این کلمه «فرهنگ»؛ و برای اینکه بیش از پیش اهمیت این کلمه روشن بشود، ابتدا سخنان رهبر عظیم الشان انقلاب را در سالهای دور و نزدیک بررسی می کنیم:

1. بنده به عنوان گران‌بارترین مسئول در نظام جمهوری اسلامی که سنگینی این بار را هم خیلی خوب و با همه وجود حس می‌کنم، در عالم سیاست هیچ دغدغه‌ای ندارم. چون امروز در میدان سیاست در دنیا وضع ما بسیار خوب است و دشمن را دنبال خودمان می کشیم... در عرصه‌ اقتصادی - که فصل مهمی از مسایل کشور است - بنده از لحاظ حرکت اقتصادی جامعه، هیچ نگرانی ندارم. چون در این زمینه، کاری در حال انجام است و در مجموع که نگاه می کنیم کار بدی نیست...

و اما در عرصه‌ «فرهنگ» بنده به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می‌کنم. این دغدغه از آن دغدغه‌هایی است که آدمی به خاطر آن گاهی ممکن است نصف شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرع کند، من چنین دغدغه‌ای دارم... (کتاب دغدغه های فرهنگی)



2. ما به کسانی که اهل کار فرهنگی هستند، دایم می‌گوییم، به بعضی تکرار می‌کنیم، به بعضی التماس می‌کنیم، بعضی را در اینجا جمع می‌کنیم و به بعضی پیغام می‌دهیم که؛ آقا! «کار فرهنگی» بکنید. جواب کارِ فرهنگیِ باطل، کارِ فرهنگیِ حق است... (کتاب دغدغه های فرهنگی)

3. عرصه‌ فرهنگی، عرصه جهاد است. كسانی كه در این میدان جهاد فرهنگی حضور دارند، باید حق جهاد را به جا آورند و آن‌گونه كه شایسته است به ترویج ارزش‌های دینی و واقعیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بپردازند. (دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از مسولان حوزه هنری و دست اندرکاران تولید و انتشار کتاب دا)

4. دغدغه فرهنگی و اهتمام به مساله فرهنگ، یک وقت یک حالت حساسیت شخصی است، یک وقت هم ناشی از نگرش به فرهنگ می باشد. آنچه مهم است این است که ما ببینیم واقعا فرهنگ چه تاثیری در سرنوشت کشور دارد و پرداختن به مساله فرهنگ و حساس بودن بر روی آن برای آینده ای که همه ما به آن علاقه مندیم و برای آن کار می کنیم، چقدر می تواند نقش ایفا کند؟ بخش عمده فرهنگ، همان عقاید و اخلاقیات یک فرد یا یک جامعه است. اساس و ریشه فرهنگ عبارت است از عقیده و برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیت و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی. (کتاب دغدغه های فرهنگی)

بررسی سخنان شخصیت های مختلفی که در رابطه با انقلاب اسلامی و مسایل فرهنگی و آرمان های انقلاب مطرح شده است، نیز می تواند راهگشا باشد:

الف) فرهنگ انقلاب، انقلاب فرهنگی

1. انقلاب اسلامی ایران رنسانس فرهنگی و هنری اصیل و معنوی بوده و بی‌تردید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این انقلاب بزرگ و شکوه‌مند بازگشت به خویشتن در عرصه‌های فرهنگی و هنری است. (سخنان سردار دکتر بهمن کارگر، خبرگزاری دفاع مقدس)

2. جبهه فرزندان انقلاب اسلامی یک جبهه فرهنگی و ولایی است که بر اساس آموزه های دینی و فرمایشات مقام معظم رهبری اهداف خود را پیگیری می کند. (سخنان آیت الله ناصری، نماینده ولی فقیه در استان یزد)

3. در ایران انقلابی رخ داده است که همه معادلات را به هم ریخته، حساب‌های به اصطلاح علمی و جامعه‌شناسانه را نقش بر آب کرده است. کسی باور نمی‌کرد که انقلابی رخ بدهد که خاستگاه آن مساجد باشد، در حالی که هیچ تشکیلاتی هم در میان مردم وجود نداشته باشد و مردم هیچ نوع تمرین حزبی و انقلابی هم نداشته باشند. به هر حال می‌بینیم که غربی‌ها هم این انقلاب را پدیده نوظهوری می‌دانند. (بخشی از سخنان استاد مطهری، کتاب پیرامون انقلاب اسلامی: 110)

4. انقلاب اسلامی عبارت است از حركت امّت مسلمان در جهت تغییر نظام غیراسلامی موجود و جایگزین نمودن یك نظام جامع و كامل اسلامی به‌جای آن؛ همچنین تلاش برای اجرای مقررات، قوانین و برنامه‎های اسلامی در كلیه شئون زندگی خویش. (آیت الله صدیقی، کتاب نهضت های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران: 39)

5. انقلاب اسلامی، بیش و پیش از هر چیز، یك انقلاب فرهنگی است؛ نه یك انقلاب ‏سیاسی، حقوقی و اقتصادی. البتّه این به معنای نفی خصلت‏های سیاسی، حقوقی و اقتصادی این‏ انقلاب نیست؛ به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی در عین حال كه به هیچ‌روی از سهم و تأثیر عواملی همچون فقر مادّی و اقتصادی، ظلم اجتماعی و حقوقی و از دست دادن شأن و حیثیّت بین‏ المللی و جهانی در فاسد و نابهنجار ساختن زندگی انسان‏ها غفلت یا تغافل ندارد، بیشتر دل‌نگران محروم ماندن مردم از استكمالات معنوی و اخلاقی است و اگر با پدیده‏ های اجتماعی‏ مانند فقر و ظلم هم مبارزه می‏ كند، به علّت‏ تأثیر منفی‏ است كه هر یك از این پدیده‏ ها در استكمال معنوی و اخلاقی بشر می‏ تواند داشت. (علامه مصباح یزد، کتاب انقلاب اسلامی و ریشه های آن: 86)

ب) اقتصاد اسلامی، انقلاب اقتصادی

1. با وقوع انقلاب اسلامی این اندیشه در اذهان جهانیان شکل گرفت که انقلاب ایران وابسته به کدام جریان جهانی خواهد بود؟ آیا خط سرمایه‌داری انتخاب شود و یا خط غیر سرمایه‌داری و سوسیالیستی؟ حضرت امام خمینی(ره) در تبیین جهت‌گیری نظام اسلامی در پاسخ به این سؤال بیان داشتند که مکتب اسلامی به هیچ‌کدام یک از تئوری‌های غربی و شرقی وابسته نخواهد بود و به تبع نظام اقتصادی آن نیز مستقل از این دو نظام است. با وقوع انقلاب، شورای انقلاب اداره امور کشور را به دست گرفت. در این زمان ایران تحت تأثیر روحیات انقلابی و متأثر از شعار عدالت، مساوات و مبارزه با مظاهر سرمایه ­داری بود؛ از این رو با تملیک دارایی­ های سران و عناصر وابسته به رژیم، رنگ و بوی انقلابی به خود گرفت. (سایت بسیج)

2. ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخایر و منابع غنی و متنوع و زیرساخت‌های گسترده و مهم‌تر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و کارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی که همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی کند نه تنها بر همه‌ مشکلات اقتصادی فائق می‌آید و دشمن را که با تحمیل یک جنگ اقتصادی تمام عیار در برابر این ملت بزرگ صف‌آرایی کرده، به شکست و عقب‌نشینی وا می‌دارد، بلکه خواهد توانست در جهانی که مخاطرات و بی‌اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای کشور در زمینه‌های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم‌انداز بیست ساله، اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون‌زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگوئی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد. (مقدمه ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاوتی توسط مقام معظم رهبری)

 ج) مدیریت جهادی

اگر مدیریت جهادی یا همان کار و تلاش با نیت الهی و مبتنی بر علم و درایت حاکم باشد، مشکلات کشور، در شرایط کنونیِ فشارهای خباثت آمیزِ قدرتهای جهانی و در شرایط دیگر، قابل حل است و کشور حرکت رو به جلو را ادامه خواهد داد. (سخنان امام خامنه ای در دیدار با رئیس و اعضای شورای اسلامی، شهردار و معاونین و شهرداران مناطق مختلف تهران)

د) عزم ملی

1. آنچه برای بنای زندگی و سازندگی آینده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم تحقّق‌پذیر نیست. بنابراین علاوه بر مدیریّتی که مسئولین باید انجام بدهند، حضور مردم در هر دو عرصه لازم و ضروری است؛ هم عرصه‌ی اقتصاد، هم عرصه‌ی فرهنگ. بدون حضور مردم کار پیش نخواهد رفت و مقصود تحقّق پیدا نخواهد کرد. مردم در گروه‌های گوناگون مردمی با اراده و عزم راسخ ملّی میتوانند نقش‌آفرینی کنند. مسئولین هم برای اینکه بتوانند کار را به‌درستی پیش ببرند، احتیاج به پشتیبانی مردم دارند. آنها هم بایستی با توکّل به خدای متعال و با استمداد از توفیقات و تأییدات الهی و کمک مردمی، مجاهدانه وارد میدان عمل بشوند؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد و هم در زمینه‌ فرهنگ. (سخنان امام خامنه ای در پیام نوروزی سال 1393)

2. کلمه عزم ملی یعنی استفاده از همه ظرفیتها و توان انسانی جامعه و تمام ایرانیان با هر دین، مذهب، گرایش سیاسی، خصوصیت قومی، اقلیمی و بومی. (سخنان آیت الله ملک حسینی، عضو مجلس خبرگان رهبری)

3. عزم ملی یعنی همه پای کار باشند و دولت از مردم حمایت کند. (حجت الاسلام اصغر عسکری، امام جمعه جیرفت)

کلام پایانی

امروز که 34 سال از آغاز انقلاب فرهنگی، با پیام مهم امام خمینی(ره) در فروردین ماه سال 1359 گذشته است، باید با نگاهی به گذشته، از اشتباهاتی که رخ داده درس گرفت، و همینطور با نگاه به آینده، نقاط حساس فرهنگی را مورد توجه قرار داد. وجود کلمه «عزم ملی» در عنوان سال جدید نشان می دهد که همه باید دست به دست هم بدهند و تلاش کنند؛ چراکه مسایل فرهنگی یک کشور و حتی بالاتر از آن، مسایل فرهنگی یک انقلاب جهانی مساله ای نیست که توسط یک ارگان و نهاد خاص انجام شود. مسولین نهادهای اجرایی کشور، نمایندگان مجلس و سایر مسولین کشور، نیاز به یک هم پیمانی و همپوشانی برای حرکت در این مسیر دارند و «عزم ملی» می تواند حرکت مسئولان را بیش از پیش سرعت بخشد؛ چراکه قطعا حکومت بدون مردم و مردم بدون حکومت در انجام هیچ هدفی به طور کامل موفق نخواهند بود. امید که در سال جدید، با تکیه بر فرمایشات رهبر عظیم الشان انقلاب و همت مسئولان با مدیریت جهادی و عزم ملی، فرهنگ انقلاب اسلامی پیش از پیش در جهان انعکاس یابد و ضعف های فرهنگی کشور در مبارزه با تهاجم فرهنگی، یکی پس از دیگری پوشش داده شود و اقتصاد کشور به شادابی و پویایی بیش از پیش دست یابد؛ ان شاءالله.

پی نوشت: لینک مطلب در خیبرآنلاین

پیوست: یاجوادالائمه (ع)



این گزارش خبری در سایت یزد فردا منتشر شده است:

افتخاری دیگر برای استان یزد
سومین همایش ملی ادبیات فارسی در تفت برگزار شد...

اوایل زمستان سال 1392 بود که در فضای مجازی و نشریات، فراخوان سومین همایش ملی ادبیات فارسی منتشر شد. گاه شمار سومین همایش ملی ادبیات فارسی که قرار بود در تفت برگزار شود بدین ترتیب اعلام شده بود:

ارسال چکیده و اصل مقاله تا 15 اسفند 1392

اعلام نتایج داوری 20 اسفندماه 1392

تاریخ برگزاری همایش 17 اردیبهشت 1393

محورهای همایش هم با توجه به گسترۀ ادبیات فارسی، بدین ترتیب اعلام شده بود:

ادبیات دینی و قرانی، ادبیات انقلاب اسلامی و پایداری، ادبیات کودک و نوجوان، ادبیات عامه، ادبیات تطبیقی، ادبیات عرفانی، ادبیات معاصر، ادبیات داستانی، ادبیات حماسی، ادبیات غنایی، ادبیات تعلیمی و اندرزی، ادبیات نمایشی، ادبیات کمدی و طنز، تراژدی، نقد ادبی، زیبایی شناسی، نسخه پژوهی و کتاب شناسی، سبک شناسی، دستور، گویش، زبان شناسی و دیگر موضوعات مرتبط با زبان و ادبیات فارسی.

با اعلام فراخوان همایش، اساتید و دانشجویان سراسر کشور و همینطور پژوهشگران ادبی، مقالات خود را از طریق مسیرهای اعلام شده به دبیرخانه همایش فرستادند. بعد از داوری مقالات ارسال شده، تعداد 350 مقاله پذیرفته شد که از این تعداد، 100 مقاله به صورت سخنرانی در چهارکارگاه ارائه شد. این تعداد مقالۀ ارائه شده (100 مقاله) شاید در کشور بی نظیر یا حداقل کم نظیر باشد. چراکه در همایش های ملی، تنها چند مقاله برای ارائه انتخاب می شوند. راهکاری که باعث ارائه مقالات بیشتری شد، به گفتۀ آقای ذوالفقاری، دبیر برگزاری سومین همایش ملی زبان و ادبیات فارسی، تشکیل پنج کارگاه برای ارائه مقالات بود. به هر ترتیب بیش از 150 نفر از اساتید و دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف از سراسر کشور در این همایش حضور پیدا کردند.

برنامۀ همایش که در روز 17 اردیبهشت ماه سال 1393 برگزار شد به این ترتیب بود:

آغاز مراسم در سال دکتر مکی زاده دانشگاه پیام نور تفت

8:30 تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و پخش سرود ملی

9_9:30 خیر مقدم ریاست محترم دانشگاه پیام نور استان، جناب آقای دکتر محمد رضا امینی

9:30_9:35 نماهنگ

9:35_9:50 خیر مقدم و گزارش دبیر علمی همایش

10_10:30 پذیرایی

11 آغاز نشست های تخصصی و ارائه مقالات

18 تلاوت آیاتی از کلام الله مجید

18:30_19 تقدیر از عوامل اجرایی و معرفی مقاله های برتر

 از طریق دبیرخانۀ همایش و همینطور سایت سومین همایش زبان و ادبیات فارسی تفت، اعضای علمی همایش به این ترتیب معرفی شده بودند:

دکتر منوچهر اکبری

دکتر محمد بارانی

دکتر مریم خلیلی جهان تیغ

دکتر فاطمه کوپا

دکتر مصطفی گرجی

دکترمحمدکاظم کهدویی

دکتر طیبه موسوی

دکتر بهناز پیامنی

دکتر سید علی قاسم زاده

دکترحسین یزدانی

دکتر سید محمود الهام بخش

دکتر محمد رضا امینی

دکتر اکبر ذوالفقاری

دکتر کاظم مهتدیانی

دکترآسیه ذبیح نیا عمران

دکتر سعید حاتمی

دکتر یدالله شکیبافر

دکتر مرضیه زارع

دکتر مریم السادات اسعدی

دکتر فخرالسادات خامسی هامانه

دکتر مجید پویان

و دکتر محمود کمالی

از اساتید و دانشجویانی و پژوهشگرانی که مقالاتشان در همایش پذیرفته شده بود، با بسته هایی فرهنگی که شامل کتاب، نقشۀ راهنمای گردشگری در یزد، سی دی کتابچۀ مقالات همایش و همینطور سررسید و تقویم هایی بود تقدیر شد. گواهی پذیرش و چاپ مقاله نیز برای هر شرکت کننده، بطور مجزا در نظر گرفته شده بود که به آنها تقدیم شد. مقالات منتخب نیز در مجلۀ علمی_تخصصی دانشوران چاپ شده بود که به صاحبان مقاله به طور جداگانه تقدیم شد. به شرکت کنندگان آزاد در همایش هم بسته هایی فرهنگی شامل تقویم و راهنمای گردشگری یزد و سی دی مقالات همایش تقدیم شد. حاضرین در همایش در چند نوبت و بصورت کاملا منظم مورد پذیرایی قرار گرفتند و نهار را در هتل شیرکوه یزد تناول کردند.

همانطور که گفته شد، برای ارائۀ مقالات پذیرفته شده پنج کارگاه علمی در نظر گرفته شده بود که هیات رئیسۀ این کارگاه ها به قرار زیر، در دفترچۀ راهنمای همایش که به همۀ حاضرین تقدیم شده بود معرفی شدند:

هیات رئیسۀ کارگاه اول (صبح): دکتر محمد کاظم کهدویی، دکتر مرتضی حاجی مزدارانی، دکتر یزدانی

هیات رئیسۀ کارگاه اول (عصر): دکتر سید محمود الهام بخش، دکتر مرتضی حاجی مزدارانی، دکتر مسعودی، دکتر مهتدیانی

هیات رئیسۀ کارگاه دوم (صبح و عصر): دکتر شبانان، دکتر محمود کمالی، دکتر ید الله شکیبافر

هیات رئیسۀ کارگاه سوم (صبح و عصر): خانم دکتر مریم السادات اسعدی، خانم دکتر زارع، خانم دکتر رسمی

هیات رئیسۀ کارگاه چهارم (صبح): خانم دکتر خامسی، خانم دکتر صبوری، خانم دکتر روشن

هیات رئیسۀ کارگاه چهارم (عصر): خانم دکتر خامسی، دکتر مجید پویان، خانم دکتر پیامنی

هیات رئیسۀ کارگاه پنجم (صبح و عصر): دکتر قاسم زاده، دکتر حاتمی و دکتر سراج

گفتنی است اولین دورۀ همایش ملی زبان و ادبیات فارسی سال 1389 در خراسان رضوی برگزار شد و دومین دورۀ این همایش در سال 1392 در خراسان جنوبی تشکیل شد. برگزاری سومین دورۀ این همایش ملی در یزد، کار بزرگی بود که شایسته است از عوامل آن به نحو احسن تقدیر و تشکر شود.

در پایان ضمن عرض خداقوّت و خسته نباشید به همۀ مسولان و برگزار کنندگان همایش ادبی تفت، امیدواریم شهر و دیارمان بیش از پیش شاهد چنین رخدادهای مهم علمی و فرهنگی باشد؛ و من الله التّوفیق

پی نوشت: لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: یاجوادالائمه (ع)

نظرات() 

پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393

عطر بهار!

نویسنده: احمد طحانی   

سلام

این مطلب در سایت یزد فردا و سایت عز آباد منتشر شده است:

«نسیم بهاری...»

1. برف آخری که بارید، پنبه های لحاف ننه سرما بود که روی شهر می ریخت. او هر سال همین کار را می کند؛ موقع رفتن، لحافش را باز می کند و پنبه های آنرا بر سر و روی شهر می پاشد و بعد آرام و بی صدا می رود. تازه بعد از چند روز، نسیم بهاری خبر رفتنش را در شهر پخش می کند...

2. باد بهار برای ما که ساکن کویریم و زمستان سوزناکی را پشت سر گذاشته ایم، نوید بخش آغاز فصلی زیباست. فصلی که گرچه به دلایل اقلیمی کوتاه است، اما پر از طراوت است و نشاط. فصلی که سرزندگی را با خود به ارمغان می آورد. شکوفه های زیبای درختان، و عطر نسیم بهاری، در اقلیم گرم و خشک استان یزد، فرصتی است که باید غنیمت دانست و از آن نهایت بهره را برد...

3. در کلام رسول الله آمده است: "سرما و باد بهار را غنیمت بشمرید که با بدن های شما آن می کند که با درختان تان می کند، و از باد و سرمای پاییز خود را دور بدارید که با بدن شما همان می کند که با درختان می کند."
حضرت علی (ع) نیز در حکمت 129 نهج البلاغه می فرمایند: "در آغاز سرما خود را بپوشانید، و در پایانش آن را دریابید، زیرا با بدن ها همان مى کند که با برگ درختان خواهد کرد : آغازش مى سوزاند و پایانش مى رویاند."
حضرت چه زیبا تعبیر کرده اند که «باد پاییزی» می سوزاند، و «باد بهاری» می رویاند.
 
4. کلام پیغمبر اکرم (ص) و حضرت امیر (ع) را مولوی بسیار زیبا به نظم درآورده است:

الف) دربارۀ باد پاییزی:

گفت پیغمبر به اصحاب شریف
تن بپوشانید از باد خریف(پاییز)
کانچه با برگ درختان می کند

با تن و جان شما آن می کند!


ب) دربارۀ باد بهاری:

گفت پیغمبر به اصحاب کبار
تن مپوشانید از باد بهار
کانچه با برگ درختان می کند
با تن و جان شما آن می کند!


نسیم بهار، امسال عطر یاس نبوی دارد؛ بنابراین سالی پر از معنویت و شادکامی را برای همه همشهریان عزیز آرزو می کنم.
..

پی نوشت:
لینک مطلب در سایت یزد فردا
لینک مطلب در سایت عزآباد

پیوست: میلاد امام محمد باقر(ع) مبارک باد!

پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393

بزرگان نکردند در خود نگاه!

نویسنده: احمد طحانی   

سلام

این مطلب در سایت یزد فردا منتشر شده است:

در زندگی بزرگان دین، حکایت های عجیبی وجود که هر کدامش یک دریا حرف  دارد و یک دنیا درس. یکی از این بزرگان آیت الله العظمی مرعشی نجفی است. دانشمندی که عمر با برکت خود را در راه خدمت به دین صرف نمود و باقیات الصالحاتی عظیم (کتابخانه آیت الله مرعشی در قم) را برای خود برجای گذاشت. در کتاب درسی زبان فارسی 2، چاپ 1380 گزارش بازدید از کتابخانه آیت الله مرعشی چاپ شده است که بسیار خواندنی است و مرور چند نکته برجسته آن می تواند دلهای غبار گرفته بعضی از ما را تکان دهد:
 
1. مردی که 96 سال با کتاب زیست و در عصر غارت فرهنگ و کتاب، تمام زندگی اش را به پاسداری از حریم فرهنگ گذراند. در وصیت نامه نصب شده بر ضریح آرامگاه او چنین می خوانیم: «مرا در کتابخانه ی عمومی زیر پای مخققان علوم آل محمد (ع) دفن کنید...» تا غبار پای پژوهشگران زینت مزارش باشد. بزرگ مردی که در آستانه خفته است، آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی است.
 
2: بی اختیار به طرف یکی از کتابها کشیده می شویم؛ کتاب کشف اللّغات و الاصطلاحات، نوشته علامه شیخ عبدالرحیم بن احمد هندی بهاری، مشهور به «سور» تالیف 1060 قمری. در صفحه اول، یادداشتی به خط آیت الله مرعشی جلب توجه می کند: «این کتاب را به بهای دو سال نماز استیجاری و مبلغ بیست روپیه به نیابت مرحوم میرزا محمد بزّاز تهرانی خریدم. خداوند توفیق اتمام کار عنایت کند. نماز استیجاری را در روز بیست و یکم ذی القعده 1342 قمری آغاز کردم و اینک در شرایطی این نوشته را می نویسم که سخت گرسنه ام و حدود 20 ساعت است توان تامین غذا نداشته ام. خداوند در سختی ها گشایش دهد.»
 
3. روزی آیت الله مرعشی به هنگام جوانی در بازار نجف اشرف زنی تخم مرغ فروش را می بیند که کتابی برای فروش در دست دارد. وقتی کتاب را خوب بررسی می کند، متوجه می شود که تنها نسخه ی دست نویس کتاب «ریاض العلما»ی علامه میرزا عبد الله افندی است. با خوشحالی آن را به چند برابر قیمت از زن می خرد. در این میان، سر و کلهّ ی کاظم دلیجی، دلال خرید کتاب برای انگلیسی ها پیدا می شود. او به زور کتاب را از آیت الله مرعشی می گیرد و به زن می گوید: من آن را به قیمت بیشتری می خرم. اما زن می گوید: آنرا فروخته ام. کاظم دلیجی سرخورده و عصبانی باز می گردد. آیت الله مرعشی به همراه زن به حجره می رود تا مبلغ کتاب را پرداخت کند.، اما پول کافی ندارد. تمام وسایل و لباس هایش را بابت بقیه ی پول به زن می دهد. مدتی بعد کاظم دجیلی به همراه چند شرطه (پلیس) به مدرسه می رود و آیت الله مرعشی را به جرم سرقت کتاب دستگیر می کند. آیت الله مرعشی در زندان همچنان به کتاب فکر می کند و از خداوند می خواهد آنرا حفظ کند. روز بعد مرجع بزرگ عصر، آیت الله میرزا فتح الله نمازی اصفهانی، مشهور به شیخ الشریعه، نماینده ای را برای آزادی وی می فرستند؛ به شرط آن که کتاب را ظرف یک ماه به حاکم انگلیسی تحویل دهد. آیت الله مرعشی در این مدت با کمک طلاب نسخه ای از روی کتاب تهیه می کند و در وقت مقرر کتاب را به شیخ الشریعه تحویل می دهد، اما پیش از رسیدن مهلت مقرر، حاکم انگلیسی به دست عده ای از مردم نجف به قتل می رسد...
 
این نوشته، تقدیم می شود به دکتر غلامرضا محمدی (کویر) که چون ستاره ای بر آسمان فرهنگ استان می درخشند...
 
ایشان اخیرا به سمت مشاور استاندار در امور فرهنگی و ارتباطات منصوب شده اند؛
مردم شریف ایران اسلامی به مناسبت خلق حماسه سیاسی و انتخاب دکتر حسن روحانی گل کاشتند...
از آقای دکتر حسن روحانی به مناسبت انتخاب دکتر عبد الرضا رحمانی فضلی به عنوان وزیر کشور متشکریم.
از آقای دکتر رحمانی به مناسبت انتخاب سید محمد میر محمدی به عنوان استاندار یزد سپاسگذاریم.
از آقای مهندس میر محمدی به مناسبت انتخاب دکتر غلامرضا محمدی ممنونیم.
و خدای بزرگ را شاکریم که شخصیت های وارسته و متعهد بسیاری چون دکتر محمدی در شهر و دیارمان وجود دارند، و امیدواریم که توفیق بهره بردن هرچه بیشتر از این عزیزان را به مسولان و مردم دیارمان عطا کند...
 
سعدی علیه الرحمه:

بزرگان نکردند در خود نگاه
خدابینی از خویشتن بین مخواه

پی نوشت: لینک مطلب در سایت یزد فردا

پیوست: میلاد امام محمد باقر (ع) مبارک باد!

سه شنبه 6 اسفند 1392

عشق و مهربانی...

نویسنده: احمد طحانی   

........................................................................................

.....................................................................................

سلام

این مطلب در سایت عزآباد منتشر شده است:

«عشق و مهربانی...»

کمتر از یک ماه به تحویل سال باقی مانده است. سال 92، با همۀ خوبی ها و بدی هایش، با همۀ تلخی ها و شیرینی هایش و با همه پیروزی ها و شکست هایش دارد به اتمام می رسد. همواره رسم اینطور بوده که نزدیک سال نو، مردم به خانه تکانی می پردازند. فرش ها را می شورند، در و دیوار خانه را تمیز می کنند، اسباب و اثاثیۀ منزل را مرتب می کنند، و خلاصه اگر در جایی از محل زندگی کثافتی وجود داشته باشد، با نزدیک شدن به ایام عید آنرا تمییز می کنند...

از طرف دیگر، در کلام بزرگان هم به مراتب آمده است که خانۀ جان آدمی نیز باید مثل محل زندگی اش تمیز باشد. دل انسان جای آلودگی های نفسانی نیست. حبّ دنیا، حسد، بغض و کینه و صفاتی اینچنینی انسان را از رسیدن به آنچه مقصود زندگی است، باز می دارد. در کلام مولای متقیان آمده است که: «طَهِّرُوا قلوبَکم من الْحِقد فانّهُ داءٌ مرمی/دل‌ها را از کینه پاک سازید، زیرا کینه‌توزی، دردی مهلک است.»..

چه خوب است که با نزدیک شدن به عید، همانطور که کم کم خانه هایمان را مرتب می کنیم، آلودگی های روح و جانمان را نیز دور بریزیم و با یکدیگر مهربان باشیم. این جمله بسیار زیبا از افلاطون است که می گوید: «در جهان، یگانه مایه نیک بختی انسان، محبت است!»

و چه گل گفت که:

از محبت خارها گل می شود

از محبت سرکه ها مل می شود

به امید ایامی پر از شادکامی و موفقیت، و دلهایی پر از عشق و مهربانی...

پی نوشت: لینک مطلب در سایت عزآباد

پیوست: استغفرالله ربّی و اتوب الیه

سه شنبه 6 اسفند 1392

راهپیمایی 22 بهمن...

نویسنده: احمد طحانی   

...............................................................................................

............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت عزآباد منتشر شده است:

«راهپیمایی 22 بهمن...»

راستی چرا؟

چرا هر سال باید در فلان روز، به خیابان بیاییم و شعار بدهیم؟

این حضور، چه دردی از مردم دوا می کند؟

فایده این اجتماعات چیست؟

نمی دانم شما هم مثل من، تا به حال به این سوالات فکر کرده اید یا نه، اما در هر صورت نکاتی که بعد از خواندن نوشته های گوناگون و مصاحبه های مختلف به دست آورده ام را با شما بازگو می کنم:

همین یکی دو روز پیش معاون وزیر امور خارجه، آقای عراقچی، در تلوزیون حرف جالبی زدند؛ ایشان گفتند اگر حضور مردمی در 22 بهمن پرشور و حماسی باشد، گروه مذاکره کننده با قدرت بیشتری در جلسات شرکت می کند.

این هم بد نیست به صحبت های آقای عراقچی اضافه شود؛ اگر حضور مردمی پررنگ باشد، دشمن هم با ترس و دقت بیشتری پای میز مذاکره می آید...

نکته ی بعدی، پررنگ بودن صلابت نظام است؛ اگر یک نظام مردمی زنده باشد، وابسته و متکی به مردم باشد، و بالاخره از آنچه هدفش بوده منحرف نشده باشد، باید صلابت خودش را نشان دهد. نظامی که همه چیزش با مردم است، از انتخاب سکان دارش که به واسطه انتخاب خبرگان رهبری صورت می گیرد، تا انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و نمایندگان شوراهای شهر و روستا، باید صلابت داشته باشد. صلابت عمومی تنها در عرصه هایی نمود پیدا می کند که مشارکت مردمی در آنجا معنا شود. عرصه هایی مانند انتخابات و راهپیمایی های مختلف، و صلابت فردی در رشد و شکوفایی علمی و صحنه های مختلف ورزشی و اجتماعی و فرهنگی و... بازتاب دارد.

نکته بعد تازه شدن آرمان ها و اهداف است. اگر یک عده دور هم جمع بشوند، و پیمانی ببندند، و بعد بروند و سالها بگذرد و یادی از آن پیمان نشود، طبیعی است که گذر زمان، گرد فراموشی بر آن خواهد نشاند. این نکته در مورد نظام اسلامی هم صدق می کند. ملتی بعد از تحمل سالها دیکتاتوری و خفقان، با رهبری آسمانی امام خمینی (ره) و با یکرنگی و اتحاد به پیروزی رسیده است. انقلاب آن ملت آرمانهایی داشته و اصولی که نباید فراموش شوند. «استقلال، آزادی، جمهوری، اسلامی»؛ این آرمانها هر سال تکرار می شوند، نو می شوند، و نسل جدید با آن آشنا می شود... 

مناسبات جدید و روز دنیا هم، هرچه که باشد، در آرمان های انقلاب می گنجد. دلیلش هم روشن است؛ دین آسمانی اسلام برای همیشه تر و تازه است، و نظامی که اسلامی باشد هم، برای همیشه ی تاریخ نو خواهد ماند. برای همین است که فریاد می زنیم: «انرژی هسته ای حق مسلم ماست»، و برای همین است که در علم و فن آوری و عرصه های مختلف پژوهشی و المپیادهای جهانی حرف داریم برای گفتن...

فایده دیگر این اجتماعات، قدرشناسی است. حرکتی با یاری خدا صورت گرفته و سایه نظامی دیکتاتوری از سر کشور کنار رفته است. در همه این اتفاقات، لطف خدا بوده که شامل حال مردم کشور شده است. مردمی که با مذاهب مختلف، در کنار هم زندگی می کنند. مردمی که اکثریتشان سرسپرده آستان حضرت ولی عصرند(عج). مردمی که می میرند برای امام حسین (ع). مردمی که مهربانند، مردمی که با ایمانند، مردمی که دلسوزند، مردمی که متحدند، مردمی که بصیر و فهیمند. این مردم می دانند لطف خدا بوده که اداره کشور را به دستشان سپرده است. آنها می دانند که باید شاکر باشند و قدرشناس، و این راهپیمایی و صحنه هایی مانند آن، می تواند جلوه ای از شکرگزاری ملت رشید ایران باشد...

این را هم به عنوان نکته آخر عرض کنم؛ هربار که بعد از اجتماعات مردمی مختلف، تصاویر آن را در تلوزیون و اینترنت می بینم، حیرت می کنم. باور کنید با اینکه می دانم مردم هر سال حضوری پر رنگ دارند، اما باز هم جا می خورم. واقعا هم حیرت برانیگز است، شوخی دارد؟ جمعیت مثل رود در خیابان ها جاری می شود و هرچه پلیدی، فکر و خیال و نقشه باطل است می شوید. واقعا حیرت آور است...

مقام معظم رهبری حفظه الله در سخنانی فرموده بودند اگر این ملت به شکل یک انسان واحدی بود، می بایست دستش را بوسید، از بس که موقعیت سنج است و فهیم_نقل به مضمون_. واقعا هم همینطور است. انشاء الله مسولان کشور، در همه نهادها، که برآمده از همین ملتند، بیشتر قدرشناس باشند و بر تلاش و همتشان بیافزایند...

انشاء الله خواهیم دید که امسال هم امواج خروشان ملت، همچون سالهای گذشته موجی براه می اندازد که انتهایش ناپیداست، موجی که چون شیر با دیوان روزگار خواهد جنگید، که فرمود:

از پارس تا خزر ایران نشسته است

این شیر پنجه دیوان شکسته است

احمد طحانی

92/11/22

پی نوشت: لینک مطلب در سایت عزآباد

پیوست: استغفرالله ربّی و اتوب الیه

چهارشنبه 16 بهمن 1392

برف...

نویسنده: احمد طحانی   

..................................................................................................................

....................................................................................................................

سلام

این چند خط در سایت عز آباد منتشر شده است:

«برف...»

چند ساعتی از بارش برف، این نعمت زیبای الهی می گذرد...

راستش را بخواهید، وقتی از اخبار شبکه تابان شنیدم که قرار است برف ببارد، با خودم گفت این بارش هم لابد مثل دفعات قبل، کم و ناچیز است...

صد البته که جای شکر همان بارشهای کم قبل هم باقیست؛ که فرمود: الحمدلله علی کل حال. 

وقتی بارش آغاز شد، هرگز تصور نمی کردم خیابانهای شهر و دیارمان سپید پوش شود... 

هنگامی که قطرات زیبای برف را می دیدم که رقص کنان بر زمین می نشستند، یا درختان کوچه و خیابان را سپید می کردند، در دل خدا خدا می کردم که بارش برف با شدت و مدت بیشتری ادامه پیدا کند. دلیلش هم برای هم سن و سالان من مشخص است: ما برف درست و درمانی را بیاد نداریم. اگر اشتباه نکنم 17 یا 18 سال قبل بود که برف خوبی بارید و کف خیابان ها را هم سپید کرد. بعد از آن بارش ها یا کم بود، و یا با توجه به شرایط جوی، زمین را بطور کامل سپید نمی کرد. اینبار اما ماجرا متفاوت است، چراکه شهر کاملا از برف پوشیده شده است؛ و مناظر زیبایی بوجود آمده که می تواند خستگی گرمای طولانی سالهای گذشته، و همه ی کم آبی ها را از تن بدر کند...

بد نیست به این ماجرا هم اشاره کنم:

چند سال قبل که مسئله خشک سالی مطرح بود، بعد از مدتها بارانی شروع به باریدن کرد که معلوم بود قرار است به وضعیت آب استان تکانی بدهد. در همان ایام، وقتی پای صحبت یکی از مادربزرگ های دیارمان نشستم با تمام وجودش دعا می کرد که باران بند بیاید! می گفت خانه ام خراب می شود!! راست هم می گفت، خانه کوچکش خشت و گلی بود و با آن وضعیت و عمر زیاد، معلوم نبود طاقت بارش های طولانی را داشته باشد...

حالا که بارش برف، پشت بام آن مادربزرگ مهربان را هم سپید کرده، آرزو می کنم برای خانه گرمش مشکلی پیش نیاید؛ آرزو می کنم خانه اش سالم باشد و خودش سلامت. و البته این را هم اضافه می کنم که اگر کسی به اندازه چند دقیقه وقت بگذارد، می تواند دعای این مادران مهربان را هم برای بارش رحمت الهی بدست آورد. باور کنید چند دقیقه کافی است! همینکه نگاهی به ناودان خانه بیندازیم و اگر آشغالی مسیرش را گرفته باز کنیم، همینکه عایق بام را نگاه کنیم که خدای نکرده ترکی نداشته باشد کافیست. به همین مادران مهربان که دعا می کنند باران نبارد، اگر بگوییم همه چیز درست است، و بارش برف و باران مشکلی را پیش نمی آورد، هم دلشان را شاد کرده ایم و هم خیالشان را آسوده؛ شاید آنها هم دست به دعا برداشتند، و برای بارش رحمت الهی دعا کردند...

این چند خط هم به عنوان حسن ختام:

یکی از دوستان می گفت با توجه به گرم شدن کره زمین و بالا آمدن سطح آبهای زیر زمینی، انشاء الله در دراز مدت مشکل خشک سالی نخواهیم داشت و بارش ها از این به بعد بیشتر و بهتر خواهد بود. اگرچه مسئله گرم شدن زمین برای اهالی علم زمین شناسی نگرانی بوجود می آورد، اما حداقل دستان پینه بسته کشاورزان را به سمت آسمان بلند می کند که: 

«الهی شکر...»

شب و روز زمستانی تان پر از برف و شادی

پی نوشت: لینک مطلب در عز آباد

پیوست: السلام علیک یا رسول الله

چهارشنبه 16 بهمن 1392

دهه فجر مبارک!

نویسنده: احمد طحانی   

....................................................................................................

.......................................................................................................

سلام

این چند خط در سایت عز آباد منتشر شده است:

«دهه فجر مبارک...»

به هم دوره ای های من می گویند نسل سومی. ما نسل سومی ها نه درگیری های اول انقلاب را دیده ایم و نه از دوران دفاع مقدس چیزی زیادی در خاطرمان مانده. اما هر چه هست، مرور اخبار و دیدن فیلم ها و مستندهای آن روزها ما را با سختی هایی که بوده آشنا می کند...

«ایام الله دهه فجر» برای همه مردم است؛ برای همه ایرانیها، اما باید یک تبریک ویژه گفت به کسانی که با گوشت و پوستشان سختی های انقلاب را درک کرده اند؛ به خانواده شهدا و جانبازان، به ایثارگران، به کسانی که به نوعی در پیدایش انقلاب نقش داشته اند، به کسانی که در دفاع مقدس مسولیتی ایفا کرده اند و به همه کسانی که به هر نحوی و در هر پستی به کشور خدمت کرده اند...

مبارک باشد...

بعضی وقت ها فکر می کنم چه چیزی توانسته انقلاب را تا اینجا که 35 سال از آن می گذرد حفظ کند؟

فکر می کنم ماجراهای سختی که پیش آمده، هر کدامش برای سرنگونی یک نظام، هر چقدرهم که مستحکم باشد کافی است. ماجرای بنی صدر، ماجرای منافقین و شهادت 72 تن از یاران انقلاب، ماجرای جنگ تحمیلی، فتنه های ریز و درشتی که بوجود آمده، و...

و هر بار، با خودم می گویم: این اعتقاد مردم بوده که انقلاب را نگهداشته است...

پس به عنوان یک نسل سومی، دهه فجر را به همه فجر آفرینان و همه ایرانیان و همشهریان عزیز تبریک می گویم...

شاد باشید.

پی نوشت: لینک مطلب در سایت عز آباد

پیوست: السلام علیک یا رسول الله

سه شنبه 8 بهمن 1392

ثروت آیت الله خامنه ای!

نویسنده: احمد طحانی   

.........................................................................................

...........................................................................................
سلام

این مطلب در سایت خیبرآنلاین منتشر شده است:

ثروت آیت الله خامنه ای
 
همین چندشب پیش بود که صحبت یکی از دوستان، باعث شد درباره ثروت رهبر انقلاب جستجوی مفصلی انجام دهم. مطلبی که پیش روی شماست، حاصل این کند و کاو اینترنتی است، و البته گزارش و مقاله هایی که داخل و خارج از کشور درباره ثروت آیت الله خامنه ای تهیه شده است:
 
مقدمه:
 
در مورد ثروت رهبر انقلاب، قبل از اینکه این موج جدید راه بیافتد گزارش ها و مقاله هایی نوشته شده بود. یادم می آید زمانی صحبت از ثروت کلان رهبری در خارج از مرزهای کشور بود. حتی می گفتند چند خیابان، با همه آنچه در آن هست، در فلان کشور متعلق به آیت الله خامنه ای است. آنها حتی در حساب و کتاب خصمانه شان، پول ها و شمش های طلای رهبر انقلاب در صندوق خزانه داری یک کشور اروپایی را هم به آن خیابان اضافه می کردند! همان زمان، در جمعی که این مسئله، یعنی ثروت رهبری مطرح شد، یکی از آشنایان رندی کرد و گفت: رهبر انقلاب از نظر استکبار جهانی و همپیمانانش در لیست سیاه قرار دارد. ایشان چطور توانسته در کشوری که همپیمان و هم کاسه آمریکا و انگلیس و... است سرمایه گزاری کند!؟ و در ثانی، حتی فرض کنیم که آن کشور به دلایلی خاص سرمایه ایشان را پذیرفته است، آنوقت ایشان کی و چطور قرار است از این ثروت استفاده کند!؟ سوالات عارفانه آن آشنای قدیمی، حقیقتا پرده از دروغی که با آب و آتش بین عناصر ضد انقلاب و افراد ساده لوحی که گوششان فقط به پمپاژ دروغ های رسانه ای استکبار است و هرچه می شنود تکرار می کنند برداشت. مدتها از آن روز گذشته و امروز باز ادعای جدیدی توسط «رویترز» منتشر و توسط بلندگوهایی که صدای استکبار را منعکس می کنند بازنشر شده است. گزارش رویترز، چیز جدیدی نیست. همان ادعای قدیمی است، اما از زاویه ای دیگر. و اینبار سعی شده به گونه ای به مسئله پرداخته شود که به راحتی نتوان آنرا زیر سوال برد. رویترز، و رویترزی ها اما از یک فرمول قطعی غافل بوده اند: «ماه همیشه پشت ابر نمی ماند!»
 
بحث و بررسی:
 
1: خبرگزاری رویترز روز دوشنبه 20 آبان گزارشی منتشر می کند مبنی بر اینکه «دارایی رهبر انقلاب بالغ بر 95 میلیارد دلار تخمین زده می شود». حال باید پرسید این گزارش چطور به این نتیجه جالب رسیده است؟ ساده است: گزارش نویسان رویترز، با یک حساب سرانگشتی از سرمایه های انقلاب، و سازمانی که به فرمان امام خمینی (ره) تاسیس شد، آنرا ثروت رهبر معظم انقلاب تلقی کرده اند! رویترزی ها دارایی «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» را محاسبه کرده اند و آنرا دارایی رهبر انقلاب بحساب آورده اند. اما شاید بشود این گزارش را جمع حق و باطل دانست؛ قطراتی از حق، درحالیکه محلولی از باطل آنرا در خود حل کرده است! بخشی که متعلق به دارایی های نظام است، درست است. نظام مقدس جمهوری اسلامی، که در سایه ایمان و اعتقاد مردم و به رهبری امام خمینی (ره) شکل گرفته است، آنقدر ثروتمند هست که تحریم های ریز و درشت خارجی هم از پس آن برنیاید. در درون کشور عزیزمان ایران، هرچه بخواهیم ثروت وجود دارد. از منابع نفت و گاز گرفته تا طلا و مس و اورانیوم. از زمین های حاصل خیز گرفته، تا اقلیم چهار فصلی که برای یک کشور ثروت بزرگی محسوب می شود. از طرف دیگر موقعیت جغرافیایی ایران هم در نوع خود یک ثروت بزرگ است. به نحوی که ایران تقریبا شاهراه منطقه محسوب می شود. بگذریم از قدرت سیاسی ایران، که حتی خود آمریکایی ها و همپیمانانشان هم متوجه شده اند که کوچکترین اقدامی در منطقه، بدون در نظر گرفتن قدرت جمهوری اسلامی تقریبا غیر ممکن است. همه اینها ثروت است، و گزارشگران رویترز از خیلی از این موراد غافل مانده اند. آنها می توانستند دریای خزر و خلیج فارس را هم ارزش گزاری کنند و به ثروت رهبر انقلاب اسلامی بیافزایند! حتی همه آنچه زیبایی های گردش گری و توریستی است، یا آثار باستانی هم می توانستند با فرمول غلطی که دارند، جزو ثروت رهبر انقلاب به حساب بیاورند. اما شاید در پشت پرده این غلفت، تیزبینی و مکری نهفته باشد؛ چراکه اگر این ثروت ها را هم در گزارش قید می کردند، بیشتر شبیه یک گزارش طنز می شد تا گزارشی خبری!

2: ثروت هایی که در داخل کشور وجود دارد، همه و همه متعلق به ایران اسلامی است. متعلق به کشور است. متعلق به مردم است. و همه از آن استفاده می کنند. رهبر معظم انقلاب، طبق قانون و وظیفه ای که مجلس خبرگان بر عهده ایشان گذاشته است، به عنوان ولی فقیه، تنها در حیطه وظیفه دینی و سیاسی خود گام برداشته اند. سطح زندگی مادی رهبر معظم انقلاب، همواره پایین تر از سطح متوسط جامعه بوده است، و شاهدان داخلی خارجی بر این ادعا مهر تایید زده اند. به عنوان نمونه یکی از سایت های خبری ضد انقلاب (روز آنلاین) از آیت الله مهدوی کنی خاطره ای نقل می کند که در آن آمده است که رهبر انقلاب، از آقای گلپایگانی، رئیس دفتر خود، در مقاطعی برای گذران مخارج زندگی پول قرض کرده اند. یا در مثالی دیگر نقلی از رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی (حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر رشاد) را می آورد: «دلم می‌خواهد از نعلین پاره پاره و ترک خورده مقام معظم رهبری عکس بگیرم تا مظلومیت و ساده‌زیستی «سید علی» را به دیگران نشان دهم.» دیگر آنکه عطاء الله مهاجرانی که بعد از خروج از کشور به جمع ضد انقلاب پیوسته و سایت جرس (جنبش راه سبز) را مدیریت می کند، در اظهار نظری می گوید: «حتی یک نقطه سیاه یا خاکستری در زندگی مالی آیت الله خامنه ای وجود ندارد.» اینها و موارد بسیار دیگری که وجود دارد، نشان می دهد که مقام معظم رهبری حفظه الله، حتی یک ریال هم از آنچه طبق گزارش رویترز ثروت ایشان محسوب می شود(!) خرج نکرده اند. زندگی ساده رهبر انقلاب، همواره از قول شخصیت های مختلف با سلایق گوناگون مورد تعریف و تمجید قرار گرفته است و از همه مهمتر، از چشمان تیز بین مردم بصیر ایران اسلامی پنهان نمانده است.
 
3: در ادامه اتهاماتی که پرچمدار انقلاب را هدف گرفته، اتهامات متعددی هم به سوی فرزند بزرگوار مقام معظم رهبری، آقا مجتبی روانه شده است. دکتر حداد عادل در این مورد می گویند: «در این 13 سالی كه آقا مجتبی و دخترم با هم زندگی كرده‌اند، هیچ وقت مساحت آپارتمان‌هایشان 100 متر نشده. خانه‌ای كه الان در آن زندگی می‌كنند، حول و حوش 70 متر است. آقا چهار تا پسر دارند كه با ایشان زندگی می‌كنند و آنها هم زندگی‌هایی مشابه مادر و پدرشان دارند. جای آنها هم محدود است. داماد بنده یك وقت كه می‌خواهد ما را دعوت كند، باید حواسمان باشد كه بیشتر از ده دوازده‌ نفر نشویم، چون برای پذیرایی مشكل جا پیدا می‌كنند.» جالب است که این حقیقت آنقدر روشن است که حتی پایگاه خبری روز آنلاین، وقتی می خواهد درباره ثروت رهبری مطلبی کار کند، برای اینکه ادعایش برای مخاطب باور پذیر باشد، مجبور است بخشی از حقایق را هم در مطلب بگنجاند. متن فوق هم عین عبارتی است که در روزآنلاین کار شده است. حقیقت زندگی رهبر انقلاب، از زبان افراد زیادی که با سلایق گوناگون سیاسی و حتی مذهبی در داخل کشورند بیان شده است، اما به حکم «الفضل ماشهدت به الاعداء» به برخی از موارد اشاره شد. بد نیست داخل پرانتز عرض شود که تعریف منافق و معاند، با اعتراف و جمله معروف حضرت امام (ره) که اگر دشمن از تو تعریف کرد در خودت شک کن، متفاوت است. بالاخره بین تعریف و تمجید تا اعتراف، باید هم تفاوت باشد.
و به قول شاعر:
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران!
 
4: مشغول وبگردی و بررسی گزارش و نوشته های اینترنتی مربوط به ثروت رهبر معظم انقلاب بودم که نوشته ای جالب برخوردم:

«سید علی خامنه ای ثروتمندترین رهبر دنیاست!
چرا که:
خونی که در رگ ماست
همه هستی مان
جان ناقابل مان
و مختصر آبرویی که داریم
همه و همه
از آن خامنه ای است
که با این کلکسیون
و با این همه ثروت
ویلا ندارد… بیت دارد…
خانه اش به جای فرش
عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان
همه چیز ساده است
مثل خانه زهرا(س)
مثل خیمه حسین(ع)
و حسینیه امام خمینی(ره) دارد
و چفیه دارد
و عصایی که چوبش از شجره طوباست
و دست مجروحی که ریشه در “کف العباس” دارد»
 
حقیقتا درست هم هست؛ آیت الله خامنه ای ثروتمند ترین فرد جهان است، چون میلیون ها بسیجی جان بر کف دارد. ثروتمند ترین است، چون در عین مظلومیت، پر ابهت ترین است. ثروتمند ترین است، چراکه در دل طبقه مظلوم و محروم جامعه جای ویژه ای دارد. ثروتمند ترین است، چون از سلاله زهراست(س). ثروتمند ترین است، چون جانش را، جانی که برای مسلمین جهان عزیزتر از آن نیست، در راه دین و قران، ناقابل می داند...
و براستی چه ثروتی بالاتر و با ارزش تر از دشمنی بندگان دنیا؟ دشمنی کسانی که آنقدر از مال مردم مظلوم دنیا خورده اند که به دایره تبدیل شده اند!؟ گزارش سایتی که وابسته به رژیم خونخوار اسرائیل است و متعلق به آمریکا، علیه ایشان، آیا ثروت محسوب نمی شود؟ دشمنی ساده لوحانی که ابهت استکبار چشمانشان را کور کرده چطور؟ یا آنها که کمر بر بندگی دنیا بسته اند؟
براستی که رهبر انقلاب ثروتمند ترین رهبر جهان است...
 
ذکر خاطرات برخی از مسولان:
 
1. خاطره ای از آیت الله العظمی جوادی آملی:
یك روز مهمان مقام معظم رهبری بودیم كه فرزندشان آقا مصطفی هم نشسته بود. وقتی كه سفره پهن شد، ایشان به فرزندشان نگاهی كرده و فرمودند: «شما به منزل بروید». من خدمت ایشان عرض كردم كه اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند كه ایشان فرمودند: «این غذا از بیت‌المال است، شما هم میهمان بیت‌المال هستید اما برای بچه‌ها جایز نیست كه بر سر این سفره بنشینند» من در آن لحظه فهمیدم كه خداوند چرا این همه عزت به ایشان عطا فرموده‌اند. (فارس:8703210909)
 
2. خاطره ای از حجت الاسلام و المسلمین ناطق نوری:
به خاطر دارم جناب آقای هاشمی رفسنجانی که با آقا آشنایی دیرین دارند و رفیق بودند، تصمیم به خرید قطعه زمینی داشتند و به ایشان نیز پیشنهاد کردند که اجازه بدهید یک تکه زمین هم برای شما بخریم. فرمودند: شما می‌دانید که من اهل این چیزها نیستم. این روحیه زهد و بی‌اعتنایی به مال دنیا در ایشان بارز بود. (جام جم آنلاین:100944936073)
 
3. خاطراتی از حجت الاسلام و المسلمین راشد یزدی:
الف) در یکی از سفر‌ها که پسر آقا با لباس غیر روحانی همراه من بود، به هر کدام از ما یک کارتن چینی هدیه دادند که خانم آقا از آن استفاده نکرده و گفته بود "این ظروف از سطح زندگی ما بالاتر است و نمی‌توانیم از آنها استفاده کنیم. (فرارو:۴۹۲۰۲)
ب) یک بار آقا به دیدن خانواده شهید رفته بودند و پدر شهید به ایشان گفت: من از شما می‌خواهم که پسرهای من را صاحب خانه کنی و می‌دانم که شما هر کاری را اراده کنید می‌توانید انجام دهید. ولی آقا در پاسخ می‌گویند من 4 پسر دارم که هیچ کدامشان خانه ندارند و نتوانسته‌ام برای آنها کاری کنم. (فرارو:۴۹۲۰۲)
 
4. جمله ای از حجت الاسلام و المسلمین رشاد:
تا به حال چندین بار قصد كرده‌ام با تلفن همراهم از كف پاره‌پاره و ترك‌ترك نعلین آقا عكس بگیرم تا مظلومیت و ساده‌زیستی «سید علی» را به دیگران هم نشان بدهم. (تابناک:۱۲۱۰۱۰)
 
5. خاطراتی از دکتر حداد عادل:
الف) در سال 60 در اوایل ریاست جمهوری شان، یك شب در خدمتشان بودم و صحبت می‌كردیم. صحبت طولانی شد و ایشان گفتند: شام پهلوی ما بمان! من تصور كردم مثل بقیه جاها، ایشان زنگی می‌زنند و میزی در خور رئیس جمهور چیده می‌شود، لكن دیدم ایشان به منزلشان زنگ زدند و پرسیدند: «خانم! فلانی امشب مهمان ماست، شام چه داریم؟» من نشنیدم خانم چه جواب دادند،‌ ولی حرف ایشان را شنیدم كه گفتند: «عیبی ندارد، هرچه هست،‌بگذارید توی سینی و بفرستید. اگر هم كم است، یك مقدار نان و پنیر هم كنارش بگذارید.» شاید خانمشان فكر می‌كردند این خلاف احترام مهمان است، ولی ایشان گفتند: «طوری نیست، نگران نباشید.» تلفن كه قطع شد و گوشی را زمین گذاشتند، گفتند: «شام به اندازه یك نفر بیشتر نداشتیم و خانم نگران بودند. گفتم اشكالی ندارد.» بعد از 10 دقیقه یك سینی آوردند كه در آن غذای معمولی به اندازه یك نفر بود و كنار آن نان و پنیر و مختصری مخلفات دیگر گذاشته بودند. این وضعیت ذره‌ای برای ایشان مشكل و مهم نبود و خیلی طبیعی و راحت برخورد كردند. من در دلم خدا را شكر می‌كردم و الآن هم شكر می‌كنم كه یك كسی به دنیا به این شكل نگاه و این طور زندگی می‌كند. (فارس:8905280017)
ب) خاطره‌ای از سالهای قبل از انقلاب نقل كنم كه خود ایشان در زمان ریاست جمهوری شان برای من تعریف می‌كردند. ایشان می‌گفتند من و آقای هاشمی مدتی تحت تعقیب ساواك و در خانه‌ای در خیابان گوته مخفی بودیم. پولی نداشتیم و زندگی خیلی بر ما سخت می‌گذشت. سر كوچه ما یك مغازه بقالی بود كه مایحتاج خود را از او می‌خریدیم و به قدری به او بدهكار شده بودیم كه خجالت می‌كشیدیم برویم و از او تقاضای نسیه كنیم. (فارس: 8905280017)
 
6. خاطراتی از حجت الاسلام و المسلیمن احمد مروی:
الف) یا 14 سال قبل یكی از مسئولین كه می‌خواست آپارتمانی به قیمت 20 میلیون تومان در تهران بخرد و نامه‌ای به من داد كه به دست رهبری برسانم، نامه را كه به آقا دادم نگاهی كردند و گفتند واقعا نمی‌شود این خانه را ارزان‌تر بخرد، اصلا چه لزومی دارد منزل 20 میلیون تومانی بگیرد (ا.ط:بیست میلیون آن زمان خیلی بود!!)، بعد به من گفتند "می‌ترسم در حكومت و جامعه ما طبقه جدیدی از مرفهین ایجاد شود كه به بیت‌المال هم دست اندازی كنند ". (الف:63548)
ب)  آیت‌الله خامنه‌ای به برخی مسئولین تاكید می‌كردند كه هدایایی كه از خارجی‌ها می‌گیرید و گران قیمت است مال بیت‌المال است نه مال خودتان؛ برای مثال به یكی از معاونین وزرا یك بنز گران قیمت هدیه داده شده بود كه آقا گفته بود اینها در برابر هدایایی است كه از بیت المال می‌برید پس مال بیت‌المال است، هدایایی هم كه به خودشان داده می‌شود را یا به آستان قدس می‌دهند یا پخش می‌كنند. یك بار یكی از سران عرب چهار یا پنج عبای گران قیمت به آقا داده بود و آقا عباها را به من داده و گفتند این را ببر قم بفروش از پولش 14 و یا 15 عبا بخر بده به طلاب.
ج) چند سال قبل شب عید فطر دفتر بودیم برای استهلال و كار‌های آن، نماز را به امامت ایشان خواندیم بعد از نماز گفتند افطار را برویم منزل ما و ما تعارف كردیم كه نه اگرچه تمایل داشتیم كه برویم ایشان اصرار كردند كه نه بیایید منزل ما، ما هم رفتیم، سر سفره چای بود و نان و پنیر و ظرفی حلوا، ما با این غذا‌ها خودمان را سیر نكردیم كه برای غذای اصلی جا داشته باشیم، به اشاره از خادم آقا كه پیرمردی است پرسیدیم خبری است گفت نه همین غذاست.  وقتی آقا رفتند این خادم گفت خانواده آقا رفته‌اند مشهد و برای خانه یك ظرف بزرگ حلوا درست كرده‌اند افطار همین را هر شب می‌خوریم، درباره سحری پرسیدیم گفت "هر شب من یك آبگوشتی برای سحر بار می‌گذارم و سحر با آقا می‌خوریم". (الف:63548)
د) درس خارج از ایشان خیلی كار می‌برد به انصاف از درس‌های بسیار خوب حوزه هم است، یك بار به آقا عرض كردم آقا دوستان رادیو مایلند درس شما را پخش كنند و درس برخی از مراجع قم را هم پخش می‌كنند، پرسیدند آیا درس همه پخش می‌شود و این امكان برای همه است، گفتم نه مگر رادیو چه‌قدر ظرفیت دارد، بعد گفتند پس من هم نمی‌خواهم پخش شود. (الف:63548)
 
7. خاطره ای از فرید حداد عادل:
آقا خیلی کتاب دارند، خیلی کتاب به ایشان هدیه می‌شود و خیلی کتاب هم می‌خرند و خیلی کتاب هم می‌خوانند. اما این محیط کاملا ساده است. کف آنجا موکت است. هیچ تجملات خاصی در آن نیست. نه اینکه امکان آن نباشد بلکه رهبری اجازه ورود تجملات به زندگی خودشان را نمی‌دهند. یک وقت هم به مناسبت تولد پسرم، آقا را دیدم و ایشان در گوش یحیی ما ( محی‌الدین) اذان گفتند. حاج آقا مجتبی به ایشان گفتند آقا فرید دوست دارند از شما یک چیزی به یادگار داشته باشند. مقام معظم رهبری گفتند یادگاری چه باشد؟ حاج آقا مجتبی چون می دانست من دوست دارم یک انگشتری از آقا بگیرم توصیفاتی کرد. ایشان فرمودند: فهمیدم و انگشترشان را دادند. (تابناک:۱۵۳۸۳۲)
 
8. خاطره ای از سرلشکر رحیم صفوی:
یك روز كه در منزل مقام معظم رهبری در خدمت ایشان بودم بحث ما قدری به طول انجامید و نزدیك مغرب شد. پس از اقامه نماز در محضر ایشان، معظم له رو به من كردند و فرمودند: آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال كه این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض كردم: اسباب زحمت می شود. مقام معظم رهبری فرمودند: نه! بمانید هر چه هست با هم می خوریم. وقتی سفره را پهن كردند و شام را آوردند، دیدم غذای ایشان و خانواده شان چیزی جز املت ساده نیست. من نیز بر آن سفره مهمان بودم و مقداری از همان غذای ساده را خوردم. (آوینی دات کام)
 
9. خاطره ای از مهندس حمید میرزاده:
در زمان ریاست جمهوری ، حضرت آیت الله خامنه ای یک چک پنجاه هزار تومانی برای نخست وزیر وقت - مهندس میر حسین موسوی - ارسال می نماید و می فرمایند: این حداکثر پولی است که ممکن است از بیت المال در هزینه های شخصی بنده جابجا شده باشد ، کمتر از این است ، ولی شما این مبلغ را به حساب خزانه دولت واریز کنید تا من مدیون بیت المال نباشم. (آوینی دات کام)
 
10. برای خواندن خاطرات شخصیت های مختلف درباره مقام معظم رهبری، کتاب های بسیاری تهیه شده است که می توان به آنها مراجعه کرد، از جمله کتاب «چشمه نور». مطالب مجله پاسدار اسلام هم بسیار خواندنی است، و...

پی نوشت:
لینک مطلب در غریو
لینک مطلب در افسران
لینک مطلب در خیبرآنلاین

پیوست: السلام علیک یا رسول الله
 

..............................................................................................

..............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت ساجد نیوز، سایت دانش روز و سایت همت نیوز منتشر شده است:

بررسی عملکرد روزنامه های کشور(92) درباره حماسه 9 دی:

9 دی ماه 88 آنقدر بزرگ و شگفت آور بود که بساط فتنه ی عجیب و 20 ساله منافقان و معاندان را در یک روز درهم پیچید. طوفان و خروش خشم مردمی در این روز، توانست همه توطئه ها را خنثی کند. این روز بزرگ، بدرستی روز ملی بصیرت نام گرفته است. روزنامه ها و نشریاتی که در داخل کشور فعالیت می کنند هم، بالاخره هر کدام واکنشی به این روز دارند و به نحوی آنرا پوشش می دهند. برای اینکه بیشتر از جریان حاکم بر مطبوعات کشور اطلاع پیدا کنیم، و عیار تعهد روزنامه های موجود در کشور را بسنجیم، جا دارد نحوه پوشش آنها از «روز ملی بصیرت» را مورد بررسی قرار دهیم. ذکر این نکته ضروری است که متاسفانه به دلیل دسترسی معدود به نشریات، از بسیاری از روزنامه های متعهد و انقلابی کشور اسمی به میان نیامده که قبلا از همه آنها عذر می خواهیم:
 
7 دی ماه 92:
تنها دو روز به حماسه مردمی 9 دی باقی مانده است. سایت ها و وبلاگ های ارزشی، مطالبی در مورد 9 دی و فتنه 88 کار کرده اند، برخی روزنامه های کشور هم در این روز، به استقبال 9 دی رفته اند و مطالب و یادداشت هایی را در اینباره به مخاطب عرضه کرده اند...
 
روزنامه کیهان:
بازخوانی فتنه از نگاه کارشناسان و فعالان سیاسی
فتنه 88 سوء تفاهم نبود. طراحی سرویس های اطلاعاتی بود.
 
روزنامه همشهری:
ویژه نامه روز هشتم: چگونه نهم دی برای همیشه ماندگار شد؟
حماسه ای به نام خدا. نقطه پایان نفاق در عاشورای 88
 
روزنامه وطن امروز:
گفتگوی «وطن امروز» با حجت الاسلام قائم مقامی درباره حماسه 9 دی؛ مردم فتنه خواص را جمع کردند.
 
روزنامه اصفهان زیبا:
امام جمعه اصفهان: حرکت دشمن شکن 9 دی باعث شادی قلب امام زمان (عج) شد.
 
دو روزنامه پیام سپیدار:
حماسه 9 دی در دفاع از ولایت خلق شد.
 
روزنامه تهران امروز:
ملت ایران سربلند از حماسه نهم دی
 
روزنامه جوان:
9 دی «قیام عذرخواهی ایران» از شهید عاشوراست.
 
روزنامه رسالت:
آیت الله امامی کاشانی: غرب در حوادث 88 پشت سر یک جماعت جاهل ایستاد. فتنه گران به جای تنبّه بر اشتباه خود اصرار کردند. غرب پشت صحنه فتنه 88 بود.
دکتر حداد عادل: مردم در 9 دی حکم سران فتنه را دادند.
 
روزنامه سیاست روز:
از فتنه 88 تا حماسه 9 دی؛ بساط فتنه جمع شد.
 
روزنامه عصر ایرانیان:
امامی کاشانی: استکبار جهانی در سال 88 پشت سر جاهلان ایستاد.
 
8 دی ماه 92:
تنها یک روز به حماسه 9 دی باقی مانده است. حال و هوای روزنامه های متعهد کشور کم کم رنگ و بوی حماسه می گیرد. از آن طرف روزنامه هایی که دل در گرو انقلاب ندارند، بسیار سرد و بی تفاوت از کنار حرکت عظیمی چون 9 دی می گذرند...
 
روزنامه تهران امروز:
9 دی چگونه آتش فتنه را خاموش کرد؟
ارزیابی فعالان سیاسی و مذهبی از نتایج حماسه ایرانیان در نهم دی ماه 1388
 
روزنامه قانون:
اسماعیل کوثری در گفتگو با قانون: 9 دی حرکتی چند بعدی بود.
 
روزنامه کیهان:
سردار نقدی در یادواره شهدای مقابله با فتنه: مجازات سران فتنه 88 مطالبه مردم است.
 
روزنامه وطن امروز:
واکاوی فتنه 88
 
اصفهان زیبا:
سرلشگر جعفری در جمع پیشکسوتان بسیج: فتنه سال 88 مقابله دو دیدگاه ارزشی انقلابی و سازشی منفعل بود.
 
روزنامه اعتدال:
ویژه برنامه های حماسه به یادماندنی «9دی» در جای جای ایران اسلامی.
 
روزنامه جوان:
آفرینندگان فتنه 88 به ترمیم وجهه خود می اندیشند.
ناکامی بازندگان 9 دی در بازگشت دوباره به صحنه
آیت الله کعبی: 9 دی روز خروش خودجوش ملت برابر فتنه گران بود.
 
روزنامه خراسان:
آیت الله واعظ طبسی: حماسه 9 دی پیوند مردم با ولایت را به نمایش گذاشت.
 
روزنامه رسالت:
ضرغامی: موسوی به باتلاق فتنه گری رفت و خاتمی و کروبی را با خود پایین کشید.
مرز سران فتنه از دشمنان جدا نبود.
 
روزنامه سیاست روز:
دیدگاه مردم تهران درباره مسببین حوادث سال 88
 
روزنامه عصر ایرانیان:
سران فتنه مفسد فی الارض هستند.
 
روزنامه قدس:
آیت الله واعظ طبسی: حماسه 9 دی، تجلی پیوند مردم با ولایت بود.
 
روزنامه کائنات:
سرلشکر جعفری: ظلم های زیادی در فتنه 88 به رهبری و نظام شد.
 
روزنامه همدان پیام:
9 دی ماه متعلق به جناحی نیست.

باقی نوشته را در ادامه مطلب
بخوانید

پی نوشت:
لینک مطلب در ساجد نیوز
لینک مطلب در دانش روز
لینک مطلب در همت نیوز


پیوست: السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

ادامه مطلب

جمعه 29 آذر 1392

لبخند ظریف به تحریم های جدید!

نویسنده: احمد طحانی   

..................................................................................................................

.....................................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت همت نیوز و سایت حنفا و سایت یزد فردا منتشر شده است:

لبخند ظریف، به تحریم های جدید!

هنوز جوهر امضای توافق ژنو خشک نشده است که خوی استکباری آمریکا نمایان می شود و تحریم های تازه از راه می رسد! وزارت خزانه داری آمریکا، 19 تحریم جدید را علیه ایران تصویب می کند. تحریم 19 شخص حقیقی و حقوقی، آنهم بعد از اینکه در توافقنامه ژنو به صراحت تاکیده شده است: «عدم اعمال تحریم جدید در آمریکا!». ماجرایی که اتفاق افتاده است، بار دیگر اثبات می کند که قرار نیست ماه پشت ابر بماند، همانطور که گرگ صفتی آمریکایی ها هم پشت کروات و ادکلن آنها پنهان نمانده و نخواهد ماند. اما سوالی که بعد از اعمال تحریم های جدید در ذهن هر ایرانی بوجود می آید اینست که واکنش مسولان کشورمان در این مورد چه بوده است؟

1. آقای صالحی، معاون رئیس جمهور رئیس سازمان انرژی اتمی، در واکنش به اعمال تحریم های جدید، در گفتگویی اظهار می دارند: «رفتار آمریکا و وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، متناسب با شرایطی که آنها قبلا اعلام کرده بودند که با حسن نیت وارد مذاکرات با ایران خواهند شد، تفاوت اساسی دارد و در واقع رفتارشان متناقض با گفتار اولیه آنها است و این اقدامات و رفتارهای آمریکا ثابت کرد که آنها هیچ‌گاه در طول تاریخ قابل اعتماد نیستند.» البته فرمایشات آقای صالحی، با توجه به عقبه اصولگرایی ایشان، بسیار بجا و قابل تامل است. حضور ایشان در حلقه دانشجویی که در اطراف فرودو انجام شده بود نیز شاهدی بر این ادعاست. اما از این ایشان هم به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی، توقع می رود که در مقابل «عمل» آمریکایی ها، «عکس العمل» نشان دهند و تنها به حرف بسنده نکنند. حرفهایی که البته در جای خود بسیار بجا و قاطع است: «در طول 34 سال آمریکایی‌ها همواره ثابت کردند که قابل اعتماد نیستند اما ما فکر می کردیم که اینبار آنها از در حسن نیت با ایران وارد مذاکرات خواهند شد، اما باز آمریکا به قول و عهد خود عمل نکرد و توافق‌نامه ژنو را نقض کرد.»

2. آقای ظریف، وزیر امور خارجه در رابطه با تحریم های جدید فرموده اند: «این اقدامی کاملا اشتباه بود و من از این تصمیم متاسف و ناراحت شدم اما به توافق کوتاه مدت برای ادامه مذاکرات طولانی مدت متعهد هستم.»

فرمایش آقای ظریف، گرچه از یک بعد امیدوار کننده است، اما از طرف دیگر نشان می دهد که مسولان کشور، قصد نشان دادن واکنشی قاطع در مقابل تصمیم آمریکایی ها ندارند. آقای ظریف می فرمایند «ناراحت»شده اند. اما واقعا ناراحتی ایشان جواب مناسبی به عمل آمریکایی هاست؟ وقتی توافقی به امضا رسیده است، فارغ از بررسی مفاد آن، اگر یک طرف بر خلاف آن عمل کند، واکنش منطقی طرف مقابل فقط «ناراحتی» است؟ ایشان همچنین در بخشی دیگر از فرمایش خود که در مصاحبه با شبکه سی بی اس آمریکا انجام شده است می فرمایند: «مذاکرات هسته‌ای از مسیر خارج شده اما هنوز نمرده است، حتی اگر ایران از دور تازه تحریمهای وزارت خزانه داری آمریکا عصبانی باشد!» این بخش از فرمایشات ایشان هم متاسفانه، نشان می دهد بیش و پیش از آنکه آمریکایی ها و طرف غربی به کشاندن ایران به توافق ژنو افتخار کنند، مسولان ما به آن دلبسته اند. البته در اینکه آقای ظریف، همه تلاش خود را به کار بسته اند تا «جمهوری اسلامی» سربلند باشد شکی نیست؛ اما سوال اینست که از چه مسیری و به چه قیمتی؟ به هر روی، به نظر می رسد فرمایشات ملایم آقای ظریف، تنها لبخند تلخی باشد که بدون هیچ عکس العملی در مقابل تحریم های جدید آمریکایی اتخاذ شده است.

3. آقای عراقچی، معاون وزیر امور خارجه در مورد تحریم های جدید، اظهار نظر قابل تاملی دارند؛ ایشان تحریم های جدید را خلاف متن توافقنامه ندانسته و آنرا تنها خلاف روح توافقنامه عنوان کرده است. اظهار نظری که اگر پای مصالح ملی در میان نبود، می شد گفت بیشتر موجب خنده و انبساط خاطر مخاطب می شود. باید از آقای عراقچی پرسید که از کی شاهکار ژنو(!) صاحب «روح» شده و کسی خبر ندارد؟ و مگر آنچه به امضای 5+1 رسیده است، عدم اعمال تحریم جدید توسط شورای امنیت، اروپا و آمریکا نبوده است؟ در مقابل همه امتیازاتی که در توافق ژنو به طرف مقابل داده شده است_از جمله حق غنی سازی بالای 5 درصد و رقیق سازی 196 کیلوگرم از زحمات دانشمندان هسته ای_ تعهد طرف مقابل به عدم اعمال تحریم بود که می شد از آن به نقاط مثبت توافقنامه یاد کرد. آنهم به همین راحتی زیر سوال رفته است و آنوقت آقایان صحبت از روح توافق می کنند!
4. اما مهمترین واکنش مسولان دولت یازدهم در مقابل نقض صریح توافق ژنو، ترک اجلاس کارشناسی وین بود که بسیار به موقع انجام شد. نمی خواهیم بدبینانه به این اقدام هوشمندانه نگاه کنیم؛ و الا با توجه به اظهارات ملایم مسولان، این احتمال می رفت که تیم مذاکره کننده کشورمان، برای رهایی از فشار مردم کشور دست به این اقدام زده باشد. مردمی که از یک طرف قدردان زحمات مسولان کشورشان هستند و از طرف دیگر منتظر اقدامات قاطع و هوشیارانه آنها. بدون شک اگر در مورد تحریم های جدید آمریکا، این اقدام_یعنی ترک اجلاس وین_صورت نمی گرفت، علامت سوال بزرگی در ذهن قاطبه مردم شکل می گرفت که به راحتی زدودنی نبود...

در پایان بد نیست نگاهی به سیر اظهارات رئیس جمهور آمریکا درباره ایران و توافق ژنو بیاندازیم:

1: اگر ایران به توافق پایبند نماند، تحریم ها را افزایش می دهیم و آمادگی برای گزینه نظامی هم وجود دارد!/92/9/16

2: در دیدار با نخست وزیر رژیم صهیونیستی: تهران باید صداقت خود را با اقدامش ثابت کند و نه با کلمات!/92/7/9

3: رویکرد دولت آمریکا در قبال تسلیحات سوریه باید به ایران نشان دهد که برای یک رویارویی تسلیحاتی، پتانسیل حل مساله به شکل دیپلماتیک وجود دارد!/92/6/25

آقای اوباما ادعا می کند که اگر ایران به توافق پایبند نماند تحریم ها را افزایش می دهد. آیا واقعا اینگونه است؟ و تحریم های جدید بعد از کارشکنی ایران صورت گرفته است؟ اوباما از گزینه نظامی هم سخن به میان می آورد و بعد از آن آقای ظریف آن اظهار نظر جنجالی را بیان می کنند که حقیقتا جای تعجب و سوال دارد. بعد هم بحث سوریه و تهدید پیش کشیده می شود و در مقابل ما تنها شاهد ادبیات ملایم مسولان کشورمان در مقابل کارشکنی های متعدد آمریکایی ها هستیم...

والسلام

پی نوشت:

لینک مطلب در همت نیوز

لینک مطلب در حنفا

لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: صلّ الله علیک یا اباعبدالله

......................................................................................................

........................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت حنفا و سایت همت نیوز منتشر شده است:

آقای ظریف، شما «سرهنگ» نیستید!

جناب آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه در سخنانی قابل تامل فرموده اند: « آیا فکر کردید آمریکا که می تواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیاندازد از سیستم دفاعی ما می ترسد؟ آیا واقعا به خاطر قدرت نظامی، آمریکا جلو نمی آید؟/وزیر امور خارجه در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»

از دید جناب آقای ظریف، سیستم دفاعی جمهوری اسلامی به یک بمب آمریکا بند است! به عبارت دیگر، «توان بازدارندگی جمهوری اسلامی» یعنی کشک! اتفاقا فرمایشات آقای ظریف از یک جهت کاملا درست؛ بمب آمریکا خیلی چیزها را نابود می کند. ایمان و اعتقاد خیلی ها را از بین می برد و در دل خیلی ها وحشت ایجاد می کند. همان یک بمب، می تواند صدها و بلکه هزاران نفر را در عراق و افغانستان و ویتنام بی خانمان کند. همان یک بمب تعداد زیادی زن و کودک را می کشد. یک بمب ناقابل آمریکا، می تواند خیلی چیزها را از کار بیاندازد، اما به طور قطع، سیستم دفاعی نظام اسلامی با یک بمب از کار نخواهد افتاد. شاید یک بمب برای ترساندن کسانی که از شهامت و شجاعت فاصله دارند کافی باشد، اما یقینا برای از کار انداختن سیستم دفاعی «جمهوری اسلامی» کافی نیست. آقای دکتر توجه نداشته اند که اگر آمریکا چنین بمبی داشت، که یک دانه اش سیستم دفاعی کشور را از کار می انداخت، در همان سالهای جنگ تحمیلی از آن استفاده کرده بود! البته ایشان به هر دلیلی فضای جنگ و جبهه را تجربه نکرده اند، و حق هم دارند که از هیمنه دشمن جانب احتیاط را بگیرند، اما باید بدانند که بمب های آمریکایی، در دل امت حزب الله هیچ وحشتی ایجاد نمی کند...

اگر سخنان وزیر امور خارجه دولت یازدهم، در دفاع از قدرت نظامی آمریکا(!)، اینقدر قاطع نبود، احتمال می دادیم که اشتباه لپی صورت گرفته باشد. احتمال می دادیم که رعب اسرائیلی ها از موشک های «فجر حزب الله» ایشان را واقع بین کرده است. اما چه کنیم که فرمایشات جناب ظریف، اینقدر قاطع بیان شده که جای هیچ شکی را باقی نمی گذارد...

ایشان در بخشی دیگر از صحبتشان در جمع دانشجویان می گویند: «غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند بلکه از مردم ایران می‌ترسند.../وزیر امور خارجه در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران»

به دو دلیل، بعید به نظر می رسد در فرمایشات جناب ظریف، اشتباهی صورت گرفته باشد: اول اینکه اگر اشتباهی صورت گرفته بود، ایشان می توانستند بلافاصله و در اولین سخنرانی خود، آن اشتباه را اصلاح کرده و عذرخواهی کنند. در حالیکه هرگز چنین اتفاقی نیافتاد. البته توضیحاتی ارائه شد که به نظر می رسد تایید سخنان قبلی ایشان بود: «بدیهی است جایگاه و توان بالای قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران منبعث از مقاومت مردم شجاع و قهرمان ایران است.../سایت وزارت امور خارجه». و دوم اینکه از انسان باهوش و زیرکی مثل آقای ظریف، با آن سابقه طولانی، چنین اشتباهی و با این شدت پذیرفته نیست. یعنی شخصیت با تجربه و باهوشی مثل دکتر ظریف، می تواند در مورد مسئله ای به این مهمی اشتباه کند؟ آنهم در این حد؟ آنچه در توضیحات تکمیلی آقای ظریف به آن تاکید شده، قدرت نظامی کشور است، اما در عین حال صحبتی از آن یک موشک کذایی به میان نیامده، و به عبارت بهتر، ایشان قبلا هم اطلاعاتی راجع به قدرت نظامی کشور داشته اند و معنی حرفشان انکار «سیستم دفاعی» کشور نیست، بلکه در واقع اذعان به قدرت وحشتناک «بمب های آمریکایی» است! بمب هایی که با وجود قدرت نظامی ایران، قدرتی خارق العاده دارند، بطوریکه یک دانه از آن بمب ها برای ترکاندن همه چیز کافیست!!

در هر صورت جا دارد چند نکته را خدمت ایشان به عنوان تذکر و نقدی که همیشه از آن استقبال کرده اند عرض کنیم:

1. آقای ظریف، یادتان باشد که شما سرهنگ نیستید! شما از قدرت نظامی ایران چیزی نمی دانید. پیشنهاد می کنیم در جلسات هیات دولت، از سردار دهقان، وزیر محترم دفاع، مختصری کسب اطلاع کنید تا درباره قدرت نظامی کشورتان اینگونه سخن نرانید.

2. آقای ظریف، شما به هر دلیلی در جبهه ها حضور نداشتید، و همزمانی که قشرهای مختلف مردمی در کار سپاه و ارتش و بسیج در لباس رزم به دفاع از کیان این مرز و بوم می پرداختند، شما مشغول تحصیل در «آمریکا» بودید. جناب آقای ظریف، اگر آمریکا آنگونه که شما شناختیدش، می توانست سیستم دفاعی کشور را با یک بمب از کار بیاندازد، او و همه هم پیمانانش، هشت سال پشت خط مقدم بسیجی ها نمی ماندند. چطور از خودتان سوال نمی کنید که چرا آمریکا آن یک بمب را در جنگ تحمیلی استفاده نکرده است؟ و چطور آمریکا که چنین قدرتی دارد، به همراه غلدر به درک واصل شده منطقه، یعنی صدام حسین، نتوانست یک وجب از خاک کشور را به اشغال خود در بیاورد؟

3. آقای ظریف، فرموده اید که غربی ها از چهارتا تانک و موشک ما نمی ترسند! اتفاقا درست فرموده اید!! چهار تا تانک و موشک که ترس ندارد. آنچه غربی ها از آن می ترسند، فرهنگ عاشوراست. فرهنگ «هیهات منّا الذله» است. آنچه غربی ها می ترسند، تجهیزات بی شمار نظامی کشور است. تجهیزاتی که همین بچه حزب اللهی ها ساخته اند. همین ها که سالهاست نیش و کنایه های مختلف را تحمل می کنند، اما به فرموده مقتدایشان (حفظه الله) خشم خود را برای دشمن نگه داشته اند. جناب ظریف، شمار تجهیزات نظامی کشور که رعب و وحشت را همبستر صهیونیست های غاصب کرده است از چهارتا خیلی بیشتر است. شاید در این مورد هم بتوانید از سردار دهقان مشورت بگیرید.

4. آقای ظریف؛ ما از دشمن نمی ترسیم. از دوستانی می ترسیم که غفلت می ورزند! از دوستانی که در زمین دشمن بازی می کنند. از آنهایی که به فرموده امام راحل در خانه های مجلل، راحت و بی درد آرمیده اند. آنها که چیزی از مبارزه نمی دانند. آنها که جنگ نرم و سرد برایشان معنایی ندارد. آنها که «تهاجم فرهنگی» نمی فهمند. آقای ظریف، به مناسبت مسولیت حساسی که دارید، مراقب باشید که خدای نکرده ترس از دشمن و از بمب هایش، منافع نظام مقدس جمهوری اسلامی را به خطر نیاندازد، که اگر اینطور بشود، فردای قیامت شما می مانید و جواب خون شهدا...

والسلام

پی نوشت:

لینک مطلب در حنفا

لینک مطلب در همت نیوز

پیوست: استغفر الله ربّی و اتوب الیه

........................................................................................................

............................................................................................................

سلام

این مطلب در
سایت خیبر آنلاین و سایت حنفا و سایت همت نیوز منتشر شده است:

تلاش برای رفع فیلتر «ابزار جاسوسی»!

تامل:
واقعیت اینست که امروزه شبکه های مجازی، به خوبی نیاز مخاطب را شناسایی کرده و بروی آن سرمایه گذاری می کنند. مخاطب امروز، از روبرویی با اطلاعاتی که یک طرفه در اختیارش گذارده شود گریزان است. بنابراین می بینیم که قسمت نظرات در سایت های مختلف، آنها را از حالت تک گویی و منولوگ خارج کرده است؛ خبری در فلان سایت درج می شود. مخاطب آنرا مطالعه می کند و بعد به راحتی در قسمت نظرات نسبت به آن خبر واکنش نشان می دهد. اما کمی که جلوتر بیاییم، می بینیم که حس خلاقیت و نیازهای روز، چیزی بیش از آنچه قبلا وجود داشته را می طلبد. به این ترتیب که مخاطب، خود باید تولید کننده باشد؛ بتواند مطلب بنویسد، آلبوم عکس و فیلم ایجاد کند، با دیگر مخاطبین ارتباط بگیرد و خلاصه آزادانه هرچه می خواهد بکند. در چنین فضایی است که شبکه های اجتماعی پا به عرصه وجود می گذارند. شبکه هایی که ماهیتشان اطلاعاتی است که از کاربران مختلف بدست می آورند. هم اطلاعات عمومی و هم اطلاعات شخصی. به این ترتیب که یک شبکه اجتماعی خاص، با تعداد کاربرانی که دارد رشد پیدا می کند. مطالبی که کاربران روی آن شبکه قرار می دهند، می تواند جایگاه آن را ارتقا دهد. و از طرف دیگر، خیلی از اطلاعات شخصی کاربران مختلف در اختیار مدیران شبکه قرار می گیرد...
 
فیس بوک چیست:
یکی از شبکه های مهم دنیای مجازی امروز، وب گاه فیس بوک است که بنیان گذار آن جوانی به نام مارک زاکربرگ می باشد. جالب است بدانیم که مارک زاکربرگ، به عنوان چهارمین صهیونیست تاثیر گذار در سطح جهان شناخته شده است! کسی که روابط نزدیک و صمیمانه ای هم با مسولان رژیم اشغالگر قدس دارد. این سایت در سال 2004 راه اندازی گردیده و از آنروز کاربران بیشماری از سراسر دنیا در آن ثبت نام کرده اند. ویژگی مهم این شبکه اجتماعی، امکان استفاده رایگان از آن است. به نحوی که یک کاربر معمولی، می تواند به راحتی در این سایت ثبت نام کرده و فیلم، عکس و اطلاعاتی که علاقه دارد را در صفحه شخصی اش و برای نمایش عموم، آنهم بصورت رایگان، قرار دهد.
 
نارضایتی ها از فیس بوک:
متاسفانه شانتاژ رسانه ای حاکم بر فضای رسانه ای و اطلاعاتی کشور، اینگونه وانمود می کند که استفاده از فیس بوک در تمام کشورها آزاد است و تنها در کشور ایران محدود شده است. در حالی که واقعیت چیز دیگری است. برای بررسی این واقعیت چند نمونه از نارضایتی ها از فیس بوک را مورد بررسی قرار می دهیم:
1: نتایج یک مطالعه در انگلستان نشان می دهد که حدود یک پنجم تا یک سوم از طلاق های این کشور به فیس بوک بر می گردد. به طوریکه در دادخواست طلاق، نارضایتی یکی از طرفین به خاطر استفاده از این شبکه اجتماعی و تبعات سوء آن است./ویکی پدیا_صفحه فیس بوک
2: جولیان آسانژ، موسس وب سایت ویکی لیکس، فیس بوک را یکی از تنفر آمیز ترین ابزارهای جاسوسی می داند و در این مورد می گوید: «فیس‌بوک تنفر آمیز ترین ابزار جاسوسی است که تاکنون ایجاد شده‌است. هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به شبکه اجتماعی فیس‌بوک اضافه می‌کند باید بداند که به شکل رایگان در خدمت دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکاست و این گنجینه اطلاعاتی را برای آنها تکمیل می‌کند./ویکی پدیا_صفحه فیس بوک»
3: دانشگاه الازهر مصر، استفاده از فیس بوک را برای مسلمانان حرام می داند. آنها دلیل صدور این فتوا را فروپاشی خانواده ها اعلام کرده اند./ ویکی پدیا_صفحه فیس بوک
4: گزارشی که خود فیس بوک در سال 2013 منتشر کرده نشان می دهد که اطلاعات کاربران مختلف، بنا به درخواست دولت های مختلف، در اختیار آنها قرار گرفته است. در این گزارش آمده است: تنها در نیمهٔ نخست سال ۲۰۱۳ میلادی دولت‌های گوناگون خواستار دستیابی به اطلاعات بیش از ۳۸ هزار کاربر این شبکهٔ اجتماعی شده‌اند که در ۸۰٪ موارد درخواست‌ها به نتیجه رسیده‌اند. بیش از ۷۴ کشور جهان چنین درخواست‌هایی از فیسبوک داشته‌اند. بیش از نیمی از درخواست‌ها مربوط به دولت آمریکا بوده است (۲۰ تا ۲۱ هزار کاربر) که به ۷۹٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده است. میزان دقیق درخواست‌های آمریکا به علت وجود قوانینی که مانع افشای آمار دقیق هستند ممکن نبوده. دولت بریتانیا نیز ۲۳۰۰ درخواست در این زمینه داشته است که به ۶۸٪ از آن‌ها ترتیب اثر داده شده. مقامات ترکیه اطلاعات ۱۷۳ کاربر فیسبوک را از این وب‌گاه درخواست کرده‌اند که فیسبوک به ۴۵ مورد از آن‌ها پاسخ داده است. به گفتهٔ فیسبوک این اطلاعات به «تهدید کودکان و شرایط اضطراری» مربوط بوده‌اند. وکیل فیسبوک در اینبار اظهار امیدواری کرده است که این گزارش در جهت دستیابی به «معیارهای مناسب برای درخواست‌های دولت‌ها درباره اطلاعات کاربران» مفید باشد./ویکی پدیا_صفحه فیس بوک
5: جان سی دورک، کارشناس امور IT در مورد جاسوسی فیس بوک نظر جالبی دارد. او معتقد است در حال حاضر قدرتهای بزرگ از هر ابزاری برای جاسوسی استفاده می کنند و مهمترین ابزار جاسوسی آنها در عصر حاضر اینترنت و فضای مجازی است، چون هزینه کمتری دارد. به گفته او، کاربران فیس بوک نباید شک داشته باشند که قدرتهای جهان در عصر حاضر از طریق همین پایگاه اینترنتی جاسوسی می کنند!
6: جالب است بدانیم در کشور آمریکا، دیداری بین رئیس جمهور این کشور، آقای اوباما، و رئیس فیس بوک صورت می گیرد. فکر می کنید دلیل این ملاقات چیست؟ آقای اوباما که تصمیم گرفته مالیات افراد ثروتمند جامعه را افزایش بدهد، از مارک زاکربرگ برای تکمیل اطلاعاتش کمک می گیرد! یعنی به همین راحتی، فیس بوک تبدیل به یکی از ابزارهای اطلاعاتی برای یک تصمیم مهم می شود، و از آن راحت تر، خیل شخصیت هایی که اطلاعاتشان توسط فیس بوک به دولت ارائه می شود، به جمع کسانی که مورد سوء استفاده اطلاعاتی قرار گرفته اند اضافه می شوند.
 
اطلاعات ما به چه کار شبکه های جاسوسی می آید:
ممکن است کاربران این شبکه اجتماعی، از خود بپرسند که اطلاعات من چه دردی از سازمان های جاسوسی دوا می کند؟ جواب این سوال را در چند بخش مورد بررسی قرار می دهیم:
1: طبق آمار، نزدیک به 20 درصد از کاربران شبکه های اجتماعی، از پسورد های مشابهی برای سایر حساب ها خود استفاده می کنند. به عنوان مثال، یک کاربر مبتدی ممکن است با یک رمز عبور، هم از ایمیل و جیمیل شخصی اش استفاده کند، و هم حساب فیس بوک و توئیترش را چک کند. با این وجود روشن است که چه فاجعه ای ممکن است رخ دهد؛ فاش شدن همه آنچه در فضای مجازی دارد! اطلاعات موجود در ایمیل هایی که بین او و دوستانش رد و بدل شده ممکن است چندان مهم به نظر نرسند (اگرچه از داخل همان ها هم اطلاعات مفید زیادی استخراج می شود). اما اطلاعات مهم کاری، سیاسی، اقتصادی، مذهبی و فرهنگی رد و بدل شده بین کاربر و سایر افراد و نهادهای جامعه برای سازمان های جاسوسی بسیار قیمتی هستند. امروزه دشمنان بر اساس همین اطلاعات دریافته اند که ملت ایران به اباعبدالله الحسین (ع) توجه و عنایت ویژه ای دارند و جدا کردن عاشق از معشوق ممکن نیست. بنابراین با روش های خاص دیگر تصمیم به پایین آوردن بازدهی مراسم عزاداری می کنند. به عنوان مثال استفاده از ابزارهای موسیقایی و همینطور ارتباط بین دختران و پسران جوان یکی از روشن ترین این موارد برای انحراف ذهن و دور شدن از هدف عزاداری است.
2: در مورد بعد، که درصد پایین تری از کاربران شبکه های اجتماعی را بخود اختصاص می دهد، فرد از اطلاعات اداره، سازمان و یا شرکت محل کارش در این شبکه ها استفاده می کند. به این ترتیب، کلیه اطلاعات مفید محل کار این کاربر، در اختیار سازمان های جاسوسی قرار می گیرد. ممکن است سوال شود که اطلاعات یک شرکت خصوصی و کوچک ساختمانی به چه کار جاسوسان می آید؟ پاسخ اینست که «جامعه آماری» یکی از تکیه گاه های مهم سازمان های جاسوسی است. وضعیت اقتصادی و معیشتی شخص، و همینطور اوضاع اقتصادی جامعه و رضایت یا نارضایتی افراد مرتبط با این شرکت ها اطلاعات مهمی است که تصمیم های بسیاری بر مبنای آنها گرفته می شود. تصور بفرمایید که نتیجه یک عملیات جاسوسی گسترده در ایران، این باشد که اوضاع اقتصادی برای مردم ایران سخت شده است. مطمئنا این اطلاعات در سیاست های دولت های استکباری برای تصمیم گیری در مورد تشدید تحریم ها کمک شایانی می کند. آنها می توانند همین اطلاعات را به اهرم فشاری برای قبول خواسته هایش توسط دولت تبدیل کنند!
3: یکی دیگر از شیوه های جاسوسی مهم از شبکه های اجتماعی، استفاده از اطلاعات شخصی کاربران آنهاست. به طور قطع هر کاربری که از این شبکه ها استفاده می کند، به مدیران این شبکه اعتماد کرده و اطلاعات شخصی اش را در اختیار آنها قرار می دهد. اسم و فامیل و محل سکونت و میزان تحصیلات و علاقه مندی ها و... . در نگاه اول به نظر می رسد این اطلاعات چندان هم مهم نباشند. اما واقعیت اینست که ریزترین این اطلاعات هم می تواند به سازمان های جاسوسی و به تبع آن به دولت های استکباری کمک کند تا برای پیشبرد سیاست های خصمانه شان بهتر تصمیم گیری کنند. به عنوان مثال، اگر میزان علاقه مندی کاربران ایرانی فیس بوک به فیلم بیشتر از سایر موارد باشد، قطعا به همین واسطه، شبکه های فارسی زبانی بوجود می آیند که فیلم های هدفمند را بصورت دوبله شده در اختیار آنها قرار می دهند. شبکه هایی که هم اکنون تعدادشان از تعداد انگشتان هر دو دست هم فراتر رفته است! فیلم هایی که هدف آنها ترویج بی بند و باری یا بی اعتمادی نسبت به دین و جامعه و حکومت است توسط این شبکه ها، آنهم بصورت کاملا رایگان پخش می شود. یا اگر کاربران مثلا به کتاب توجه بیشتری داشته باشند، این دولت ها روی بخش نشر سرمایه گذاری می کنند. کتاب هایی که بطور رایگان در فضای مجازی منتشر شده است، و البته در آنها مذهب مورد هجمه قرار گرفته است گواه روشنی بر این ادعاست.
 
فیس بوک چرا فیلتر شد:
یکی از اعضای شورای عالی فضای مجازی، دو دلیل عمده را برای فیلتر شدن فیس بوک ذکر می کند؛ اول توزیع فساد و فحشا در بین کاربران، و دوم در اختیار گذاشتن اطلاعات آنها به شبکه های جاسوسی. توزیع فساد و فحشا به وسیله فیلم، عکس و نوشته های مستهجنی صورت می گیرد که به گفته مدیران فیس بوک، اگر توهین به کسی نباشد جرم نیست! به هر حال بی بندوباری های جنسی، در یک محیط کاملا آزاد، اینقدر شیوع پیدا می کند که یک کاربر سالم هم، اگرچه ناخواسته، حتی برای یکبار هم که شده با آن برخورد خواهد داشت. امکان ایجاد صفحه های جدید، آنهم بطور نامحدود، عملا فرایند «فیلتر صفحه های غیر مجاز» را نا ممکن می سازد. چراکه کاربری که عکس های مستهجن را به نمایش گذاشته و بازدید کنندگان زیادی دارد، وقتی با فیلترینگ صفحه اش مواجه شد، به راحتی صفحه جدیدی تاسیس کرده و کارش را ادامه می دهد. این شیوه در فرایند فیلترینگ سایت ها هم مشاهده می شود. به عنوان مثال سایتی با اسم «فیلم»، خدماتی را به کاربرانش می دهد که بعضی از آنها مجرمانه است. بعد از طی مراحل مختلفی همچون تذکر، و یا فیلترینگ موقت، کار به فیلترینگ دائمی سایت می رسد. اما می بینیم که به راحتی هرچه تمامتر، و با استفاده از بنیه مالی که تبلغیات سایت و دیگر منابع درآمدزای اینترنتی برای مدیرش فراهم کرده، ارائه همان خدمات با عنوان «فیلم 2» ادامه پیدا می کند!
یکی دیگر از دلایل فیلترینگ فیس بوک، سوء استفاده های سیاسی از آن بود. بطوریکه در جریان فتنه آمریکایی_اسرائیلی 88، شاهد بودیم که دعوتنامه هایی از گروه های خاص برای کابران این سایت ارسال می شد و بدین ترتیب از آنها دعوت می شد تا در فلان راهپیمایی بدون مجوز و غیر قانونی حضور پیدا کنند. مطمئنا اگر فیس بوک، چارچوب قوانین امنیتی کشورها را لحاظ می کرد، هیچ وقت به این گستردگی مورد استقبال قرار نمی گرفت. بنابراین روشن است که در قبال خدمات رایگانی که از طریق این سایت، آنهم بدون هیچ مرز و محدودیتی، در اختیار کاربران قرار می گیرد، کاربران هم ناخواسته خدماتی را به مدیران این سایت ارائه می دهند...
 
تلاش ها برای رفع فیلتر فیس بوک:
بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم، دولتی ها با رویکردی خاص به شبکه های اجتماعی برخورد کردند. بطوریکه هم اکنون بعضی از وزرای دولت در شبکه های اجتماعی عضو بوده و تعدادی از آنها نیز به کرّات از این شبکه ها استفاده می کنند. به عنوان مثال، آقای ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان یکی از کاربران پر و پا قرص شبکه اجتماعی فیس بوک است. ایشان بارها از ابتدای حضورشان در دولت، با مطالبی که در صفحه شخصی شان قرار می دادند خبر ساز شده اند. جمله معروف ایشان که همان «کسی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است!» هم در همان شبکه اجتماعی نوشته شده است. چندی پیش هم ویدئوی سخنان دکتر روحانی، رئیس جمهور کشورمان از طریق یوتوب منتشر شد. دکتر روحانی در حالی از این وبسایت فیلتر شده برای انتقال پیام خود به دنیا استفاده کرد که صفحه ای شخصی هم در همین شبکه های اجتماعی غیر مجاز دارد. معاون اول رئیس جمهور هم پست های متعددی را در صفحه شخصی خودش در یکی از شبکه های اجتماعی فیلتر شده قرار داده است. همچنین حسام الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور هم با کاربران صفحه اجتماعی خود ارتباط نزدیکی داشته و هر چند وقت یکبار سوال هایی را از آنها می پرسد. نگرانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات هم از سوء استفاده هایی که از صفحه های اجتماعی مسولان دولت می شود قابل تامل است: «به هر حال اعضای دولت مقامات رسمی هستند و صحبت‌هایی که از سوی آنها در فیس‌بوک مطرح می‌شود موضع دولت محسوب می‌شود بنابراین همان‌طور که گفتم کمیته‌ای در ریاست ‌جمهوری در این ارتباط تشکیل شده است تا تصمیمی جدی در این ارتباط گرفته شود.» یکی از نمایندگان مجلس هم در مورد تلاش های صورت گرفته درباب رفع فیلتر فیس بوک می گوید: «در حال حاضر موضوع رفع فیلتر فیس بوک در دولت در حال بررسی است که منتظر جمع بندی این موضوع در دولت از سوی کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ هستیم. امیدواریم اگر دولت دلایلی در خصوص رفع فیلتر شبکه اجتماعی فیس بوک دارد به کمیسیون فرهنگی ارائه دهد تا بر اساس قانون موضوع بررسی شود.» اما شاید جنجالی ترین سخن در مورد فیس بوک را وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی زده باشد. او در این مورد می گوید: «از نظر شخص من  فیسبوک جزء مصادیق مجرمانه نیست و کسانی که در آن هستند ارتباطات سالم و درستی دارند. من هم در این شبکه اجتماعی صفحه دارم.»
 
واکنش ها:
سردار رادان در واکنش به اقدامات دولتی ها در قبح شکنی استفاده از فیلتر شکن و سایت های خاص می گوید: «این روش که برخی مسئولان آرام آرام شروع به عبور از خط قرمز کرده و وارد فضاهایی می‌شوند که استفاده از آن برای شهروندان ممنوع است، چیز خوبی نیست و همه باید در این زمینه رعایت کنند. نگاه ما به بحث اینترنت و استفاده از شبکه‌های اجتماعی، نگاهی مبتنی بر فرصت‌محوری است ولی برخی مسئولان باید به خاطر داشته باشند که با زیر پا گذاشتن قوانین راه را بر تخطی از قوانین هموار نسازند.» از طرف دیگر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای نیز درباره فیس بوک می گوید: «اختلافی بین نیروی انتظامی و دستگاه قضائی در این باره وجود ندارد و فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده موارد مجرمانه‌ای دارند که این موضوع از سوی کارگروه مربوطه و یا مراجع ذیصلاح دیده شده و درباره آن اقدام شده است. در فضای فیس‌بوک اقدامات ضدامنیتی، خلاف عفت و فحشاء و آموزش‌های ناصحیح داده می‌شود که تا این اقدامات غیرقانونی در آن وجود داشته باشد این روند ادامه خواهد داشت اما اگر مسئولان این شبکه‌ها مسایل مجرمانه را حذف کنند تصمیم دیگری گرفته خواهد شد.» شخصیت های مذهبی کشور نیز واکنش های بسیاری در برابر تلاش دولتی ها برای رفع فیلتر فیس بوک داشته اند که برای پرهیز از حرمت شکنی های احتمالی از ذکر نام آن بزرگواران خودداری می کنیم...
 
کلام آخر:
به عنوان کلام آخر تنها یک پرسش مطرح است، و آن اینکه مسولین دولت یازدهم، و در راس آنها آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور عزیز کشورمان چطور حاضرند با عضویت در این شبکه های اجتماعی، جوانان کشورمان را به عضویت در آنها تشویق کنند؟ آن هم با توجه به مضراتی که ذکر شد و در شرایطی که اوباما، رئیس جمهور آمریکا، اجازه عضویت در این شبکه ها را به فرزندان خودش هم نداده است!؟
.........................................................................................

...........................................................................................

پی نوشت:
لینک مطلب در خیبر آنلاین

لینک مطلب در حنفا
لیتک مطلب در همت نیوز

پیوست: السلام علی موسی بن جعفر الکاظم (ع)

دوشنبه 18 آذر 1392

پاکسازی تدریجی جریان فتنه...

نویسنده: احمد طحانی   

....................................................................................................

.......................................................................................................

سلام

این مطلب در
سایت همت نیوز  و سایت حنفا منتشر شده است:

فتنه جدیدی در راه است...
«پاکسازی تدریجی جریان فتنه»
 
آغاز ماجرا:
در ظاهر همه چیز از نشست دکتر حسن روحانی با دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف آغاز شد. نشستی که با پرسش و پاسخ دانشجویان همراه بود. اتفاقا دانشجویی از آقای روحانی در مورد حصر خانگی فتنه گران پرسید و اینکه اگر آقای روحانی انتخاب شود، چه سیاستی را در این مورد در پیش خواهد گرفت؟ جواب ایشان دقیق ایشان جای تامل بسیار دارد: « معتقدم اساساً رئیس جمهور آینده باید به دنبال کم کردن فاصله‌ها و از بین بردن فضای امنیتی در کشور باشد تا نه تنها آنهایی که در حصر هستند آزاد شوند بلکه آنهایی که به خاطر اتفاقات سال ٨٨ زندانی شده‌اند هم آزاد شوند...». بعد از آن پیام تلوزیونی رئیس جمهور مورد بحث قرار گرفت. چراکه دکتر روحانی، رسما از سید محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین کشورمان که نقش پررنگی در فتنه 88 داشت تقدیر کرد؛ «بی شک نقش امیدآفرین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و دیگر چهره‌های درخشان نظام در این خیزش و خروش شایسته قدرشناسی است.» بعد از آن، در مراسم تنفیذ، دکتر روحانی از تردید و سوء ظن بخشی از جامعه در مورد انتخابات سخن به میان آورد، و همینطور نتیجه انتخابات را برای بسیاری غافلگیر کننده دانست. سخنانی که در واقع اشاره ای لطیف به اعتراضات سال 88 داشت: «انتخابات خرداد 92 گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تایید و استقبال عموم مردم به پایان رسید و انتخابات با شفافیت و رقابت و آرامش کامل برگزار شد و نتیجه آن برای بسیاری غافلگیر کننده بود.» در همان مراسم، دکتر روحانی از زمینه سازی برای رفع تنگناهایی سخن به میان آورد که تحلیل های متفاوتی را در پی داشت: «حداقل انتظار مردم از دولت جدید، ایجاد ثبات در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهایی است که کشور با آن مواجه است.»
اما باطن کار چه بود؟ واقعیت این است که بعد از رسوایی فتنه گران در عاشورای 88 و بعد از آن قیام مردمی 9 دی، هم خود فتنه گران و هم حامیان داخلی و خارجی آنها برنامه ریزی برای سر و سامان دادن به وضعیت خود را شروع کردند. آنها می بایست اول شاکله به هم ریخته خود را بازسازی می کردند و پس از آن برای طرح ها و هدف های جدید خود _بخوانید فتنه جدید_ آماده می شدند. در دولت جدید، که رئیس آن، فردی خدوم و شناخته شده و از معتمدین نظام است، متاسفانه بستری فراهم شد تا موج رسانه ای برای آزاد سازی سران فتنه از حصر و همینطور فتنه گران ریز و درشتی که محکوم بودند فراهم شود. موجی که سخنگوی دولت، آقای دکتر باقر نوبخت هم به شدت گرفتنش کمک کرد: «با توجه به رویكرد دولت هر اقدامی كه در مسائل سیاسی و رفع حصر و گشایش‌های امنیتی و سیاسی كشور مورد انتظار جامعه است در دستور كار رییس‌جمهور قرار دارد. در این دست موارد كه جامعه منتظر اقدام دولت است گاهی بهتر است به‌جای پیگیری جزییات امور به دولت اعتماد كرد و گذاشت دولتمردان امور را پیش ببرند.». سخنان سخنگوی دولت حکایت از آن دارد که تلاش هایی در پس پرده برای آزاد سازی سران فتنه در حال انجام است که اگر رسانه ای شود، ممکن است به نتیجه نرسد. گرچه مصطفی پور محمدی، وزیر دادگستری دولت یازدهم در مورد تلاش برای رفع حصر فتنه گران به خبرنگاران می گوید: «چنین چیزی درست نیست و دولت هرگز وارد این گونه مباحث نمی شود». اما به نظر می رسد وزن شخصیت هایی که در دولت جدید، با آقای پور محمدی همفکر باشند بسیار سبک و ناچیز است، و از طرف دیگر سخنان رئیس جمهور هیات دولت را باید از سر دلسوزی و خوشبینی به اتفاقات گذشته دانست. اتفاقاتی که هر کدام از آنها، چراغی است برای مسیر آینده نظام اسلامی.
 
برخی از واکنش ها:
1: آیت الله علی محمد دستغیب در سخنانی خطاب به رئیس جمهور منتخب می گوید: «مردم که به شما رای دادند و با شعار "یاحسین میرحسین" پای صندوق آمدند، یعنی ما به خاطر او به شما رای می دهیم، ولی متاسفانه شما حرفی نمی زنید». وی ادامه می دهد: «بنده و دیگران، طبق آنچه از شعارهایشان استفاده کردیم، به شما رای مشروط دادیم. شرطمان هم اول از همه این بود که سعی کنید زندانیان سیاسی را آزاد کنید. به خصوص حصر آقای موسوی و کروبی را بردارید. کسانی که مخالف این عقیده بودند به دیگران رای دادند.»
گرچه در همین سخنان، به طور غیر مستقیم به سلامت انتخابات در نظام اسلامی اشاره شده است، لیکن باید دید آیت الله دستغیب با کدام فرمول همه رای دهندگان آقای روحانی را از یک طیف می دانند؟ یقینا حضرات اینگونه فکر می کنند و چند نفر اطراف خود را می بینند که می توانند اینگونه حماسه سیاسی مردم را مصادره کنند. مردم ایران اسلامی، اگر طبق آنچه گفته می شود طرفدار فتنه گران بودند، اصلا در انتخاباتی که نتیجه اش از قبل مشخص است شرکت نمی کردند! چطور می شود در سال 88 ادعای تقلب مطرح کرد و کشور را به آشوب کشاند و از طرف دیگر باز در همان انتخابات شرکت کرد و آرای شخص پیروز را مصادره نمود؟
2: این تناقض گویی ها در نامه ای که بی بی سی فارسی از آن به عنوان «نامه دهه ها نفر از زندانیان سیاسی» یاد می کند هم تکرار شده است. در این نامه خطاب به دکتر روحانی آمده است: «تلاش های جنابعالی در حوزه سیاست خارجی بدون توجه به ضرورت پاسخ گویی به حقوق بنیادین ملت به ثمر نخواهد رسید.» نامه زندانیان سیاسی خطاب به رئیس جمهور در حالی منتشر می شود که انتخابات یازدهم را در اوج صحت و سلامت، همان دولتی برگزار کرده که حضرات آنرا متقلب می خواندند. اختلاف اندک آرای آقای روحانی با اکثریت آراء که می توانست انتخابات را به دور دوم بکشاند، خود نشان می دهد که نظام مقدس جمهوری اسلامی، از تک تک آرای مردمش دفاع می کند. چطور می شود که کسانی که علیه امنیت ملی کشور اقدام کرده و طبق قانون دوران محکومیت خود را سپری می کنند، به رئیس جمهوری که با آرای مردم و از همان انتخاباتی که قبلا فرمایشی لقبش می دادند انتخاب شده نامه بنویسند و ادعاهای قبلی خود را تکرار کنند؟ آقایان باید پاسخ بدهند که اگر تقلبی در کار نبوده است چرا اینهمه هزینه به کشور تحمیل کردند؟ و اگر تقلب در کار است، از منتخب انتخاباتی که فرمایشی است چه می خواهند؟
3: اما عبد الله نوری، از دیگر چهره های اصلاح طلب هم در اینباره می گوید: «آقای روحانی و دولت محترم فراموش نکنند که پایگاه و رای و بدنه اجتماعی حامیشان اغلب کسانی بودند که از بی قانونی و تضییع حقوق شهروندی و تنگ نظری ها به ستوه آمدند و با امید رهایی از این وضعیت راهی متفاوت را برگزیدند». ایشان همچنین علاوه بر اینکه برای دولت منتخب مردم تعیین تکلیف می کند، به دولت توصیه کرده «تمرکز بر مشکلات اقتصادی و دیپلماتیک ایران باعث کم توجهی به آزادی های سیاسی در داخل کشور نشود.» ایشان البته فراموش کرده اند که آقای روحانی از دل انتخاباتی بیرون آمده است که با شعار «حماسه سیاسی» و با حضور حداکثری مردم برگزار شده. اگر مردم به ادعای فتنه گران مبنی بر تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری توجه می کردند،  هرگز حاضر نبودند در انتخابات یازدهم حضور پیدا کنند. این چه منطقی است که در آن، همزمان و از یک طرف ادعای تقلب می شود و از طرف دیگر با منتخب ملت طلبکارانه سخن می رود!؟
4: سید محمد خاتمی هم در دیدار با همسر و فرزندان کروبی و سه دختر موسوی و رهنورد می گوید: «گزارش های موثقی درباره آزادی موسوی و کروبی دریافت کرده، اما نمی داند چرا این اتفاق نیافتاده است.» در مورد مواضع زیگزاگی آقای خاتمی حرف بسیار است، اما فقط یک نکته را باید در نظر داشت که آقایان موسوی و کروبی که اسم مبارکشان از دهان بوش و نتانیاهو بیرون آمده و در واقع حمایت این دو را دارند، باید منتظر مجازات قانونی باشند، و نه آزادی! فراموش نکرده ایم روزگاری که بوش اصلاح طلبان را خط مقدم نبرد آمریکا با ملت ایران(!) می دانست، و نتانیاهو جنبش سبز را سرمایه بزرگ(!) اسرائیل می خواند...
 
پاسخی روشن برای فتنه گران و فتنه دوستان:
آقای داریوش سجادی، از مشاوران سابق کروبی، در رابطه با تلاش ها و مظلوم نمایی های صورت گرفته می گوید: «اینک بعد از سپری شدن هزار روز از انزوای گریزناپذیر، همه شواهد و قرائن نشان از آن دارد که با وضعیت موجود نباید و نمی‌توان چشم انتظار اتفاق جدیدی برای شما (موسوی) بود. در عین حال بر این باورم که شما قبل از آن که در حصر حکومت باشید، اسیر حصر ذهنی خود شده‌اید. آری میرحسین موسوی محصور و اسیر و زندانی و گروگان حصر خودساخته‌ای شده که دیوارهایش بر شالوده‌های توهم و تعصب و لجاجت بالا رفته و ضخامت گرفته و استوار گشته و قوام یافته است. این عزلت تحمیلی هرگز به خاطر ادعای تقلب نبوده و نیست. اجازه دهید خودتان و خودمان را گول نزنیم! این حصر از هرج و مرج‌طلبی و به آشوب‌ کشیدن شهر ناشی شد و الا تا پیش از آن جنابعالی بیش از یک سال آزاد بودید و پشت به پشت با کوبیدن بر طبل تقلب، بیانه صادر کردید اما انصافا صبر حکومت را زمانی لبریز کردید که اسباب ناامنی و آشوب را فراهم کردید که آخرین آن فراخوان روز والنتاین در 25 بهمن 89 به بهانه انقلاب مصری بود که متحیرانه تا چند ماه پیش‌تر امت‌تان در روز قدس با شعار «نه غزه - نه لبنان» برخلاف ادعای والنتاین 89 لاقیدانه خواستار بی‌وقعی به دغدغه‌ها و رنج و ستم و مبارزات ملت‌های عرب منطقه شده بودند! چهار سال گذشت و مطمئنا 40 سال هم که از افسانه تقلب بگذرد، تاریخ گریبان موسوی را برای مستندات آن ادعا رها نخواهد کرد...»
 
واکنش برخی از مسولان:
.....................................................................................................

........................................................................................................
1: آیت الله جنتی، دبیر شورای نگهبان در مورد جریانی که برای رفع حصر و پاکسازی جریان فتنه به راه افتاده است می گویند: «نظام خیلی منت بر سر اینها گذاشته و گفته است بمانید و زنده باشید و در خانه خودتان باشید و بهداشت را رعایت کنید.» ایشان ادامه می دهند: «اگر رافت فوق العاده نظام اسلامی نبود، اینها باید اعدام می شدند. الان فتنه گران نیز بر سر مواضعشان هستند. آنها اگر یک کلمه می گفتند ما اشتباه کردیم، شاید یک راه فرجی پیدا می شد.» آیت الله جنتی در بخشی دیگر از سخنانشان که در خطبه های نماز جمعه تهران ایراد شده است خطاب به کسانی که از فتنه گران دفاع می کنند می گویند: «به این سوال پاسخ دهند که در فقه اسلام، مفسد فی الارض مستوجب اعدام هست یا نه؟... حال کسی که 8 ماه مملکت را نا امن کرده و چقدر انسان ها را به کشتن داده، مفسد فی الارض نیست؟»
2: حجت الاسلام حیدر مصلحی، وزیر پیشین اطلاعات هم فتنه گران را به همراهی با استکبار، آمریکا و دشمنان انقلاب خوانده و آنها را «محارب فی الارض و یاغی» می داند. ایشان همچنین تلاش های گسترده برای رفع حصر را بدون نتیجه عنوان کرده و می گوید: «ایجاد محدودیت برای این افراد، مصوبه رسمی شورای عالی امنیت ملی است و مصوبه ای در این سطح را نمی توان به این سادگی لغو کرد.»
3: حجت الاسلام مهدی طائب، رئیس قرار گاه عمار نیز در مورد سران فتنه اظهار می دارد: «رافت اسلامی این است که نظام این آقایان را اعدام نکرد.» وی همچنین ادامه می دهد: «مجرم بودن سران فتنه اثبات شده است، زیرا هم برای آن شاهد وجود دارد و هم اعتراف.»
4:حجت الاسلام علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران هم در مورد تلاش های صورت گرفته برای پاکسازی فتنه گران می گوید: «جرم سران فتنه سنگین بود، اما با آنها برخورد حداکثری نشد. حصر خانگی کروبی و موسوی رهنورد با چند درجه تخفیف و به رغم خواست بسیاری از مردم برای برخورد قاطع با آنها صورت گرفت.» ایشان همچنین تلاش های صورت گرفته برای آزادی سران فتنه را فضا سازی خوانده و ادامه می دهد: «مردم ما اجازه نمی دهند به همین سادگی از سران فتنه گذشت شود.»
 
ولایت فقیه و نمایشی از رافت اسلامی:
سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در مصاحبه با روزنامه کیهان پرده از رازی بر می دارد که جز با تعبیر «رافت اسلامی» نمی توان از آن یاد کرد. ایشان می گوید: «در یک جلسه ای بعد از فتنه روز عاشورا ما به ایشان (مقام معظم رهبری) عرض کردیم که یک تعداد از کسانی که در این فتنه دخیل هستند باید دستگیر شوند. فرمودند بروید ابتدا احراز کنید بعد بیاورید پیش من از من مجوز بگیرید. بعد از احراز یک لیست 40 نفره بردیم فرمودند؛ این چند نفر بامن، یعنی ایشان همان الگوی امیرالمومنین را در مورد این چند نفر در نظر گرفتند که البته امیدواریم قدر این عطوفت را بدانند و این فتنه را تبدیل به نهروان نکنند.»
 
کلام آخر:
شکی نیست که مطرح شدن رفع حصر در شرایط کنونی را باید از دو وجه مورد ارزیابی قرار داد. عده ای از سر «خوشبینی» مسئله را طرح می کنند، و عده ای برای فتنه ای جدید خود را آماده می کنند. هر چه هست نباید این دو طیف را با یک چشم دید، بلکه به فرموده ولی امر مسلمین، در خنثی کردن اینگونه توطئه ها باید تقوا پیشه کرد: «شما دیدید فتنه‌ای به وجود آمد، کارهایی شد، تلاش‌هایی شد، آمریکا از فتنه‌گران دفاع کرد، انگلیس دفاع کرد، قدرت‌های غربی دفاع کردند، منافقین دفاع کردند، سلطنت‌طلب‌ها دفاع کردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در مقابل همه این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دی، در روز بیست و دوی بهمن، آنچنان عظمتی از خودشان نشان دادند که دنیا را خیره کرد. ایران امروز، جوان امروز، تحصیلکرده امروز، ایرانیان امروز، آنچنان وضعیتی دارند که هر توطئه‌ای را دشمن علیه نظام جمهوری اسلامی زمینه‌چینی کند به توفیق الهی توطئه را خنثی می‌کنند. منتها توجه داشته باشید؛ باید تقوا پیشه کنیم...»
 
والسلام

پی نوشت:

لینک مطلب در همت نیوز

لینک مطلب در حنفا

پیوست: سلام بر حضرت رقیّه

...........................................................................................................

...............................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
صابر نیوز و همت نیوز و هفته نامه یالثارات منتشر شده است:

«نگاهی جامع به عملکرد 100 روزه دولت یازدهم...»
 
رئیس جمهور محترم و اعضای هیات دولت، بارها به انتقاد پذیری دولت یازدهم اشاره داشته اند. به همین مناسبت، چند نمونه از انتقاداتی که در این مدت کوتاه به دولت وارد بوده را از نظر می گذرانیم. و قبلا به این نکته واقفیم که نقد، نه به قصد تخریب، که با هدف کمک به دولت، می تواند دولتمردان را با نواقص و عیوب احتمالی آشنا کند:
 
1. سخنانی شکیل که خیلی زود فراموش شدند:
به این دو فرمایش رئیس جمهور، که قبل و بعد از انتخابات بیان شده است توجه کنید...
الف) قبل از انتخابات: «راه حل های 100 روزه برای حل مشکلات داخلی و خارجی دارم!»
بعد از انتخابات: «مشکلات چندین ساله در چند ماه و چند روز حل نمی شود!!»
ب) «‌دولت آینده دولت فراجناحی خواهد بود و همه نیروهای شایسته معتدل اصلاح‌طلب و اصولگرا در آن حضور خواهند داشت و محدودیتی وجود نخواهد داشت.»
حال باید پرسید با توجه به معرفی برخی از عوامل موثر در فتنه 88 تا چه اندازه اعتدال در کابینه دولت محترم شکل گرفته است؟ و قبل از آن، معنای اعتدال کدام است!؟
 
2. تفاوت داس با کمباین:
جناب آقای روحانی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود بعد از پیروزی در انتخابات در جواب سوال یکی از خبرنگاران که از برکناری مدیران شایسته دولت دهم پرسیده بود فرمودند: «گفتیم کلید داریم، نه داس!»
حالا و بعد از گذشت نزدیک به صد روز، تنها به یک مورد از مواردی که در زیر مجموعه ایشان صورت گرفته توجه کنید...
وزیر محترم نفت، طی 50 روز، 56 انتصاب انجام داده اند!! یادش بخیر، زمانی که روزنامه ها نوشتند: علی دایی در 7 مسابقه 11 گل زد! آقای گل جهان در حالی این رکورد را ثبت کرده بود که در سالهای پایانی فوتبال خود بسر می برد، اما آقایان نیامده چنین کرده اند و اگر پا بدهد، کاملا روشن است که چه می خواهند بکنند! در همین زمینه آیت الله جنتی، خطیب نماز جمعه تهران می فرمایند: «در حال ‌حاضر عده‌ای با داس مشغول دروی نیروهای انقلابی هستند و روزنامه‌ها نیز بارها از این درویی‌‌ها نوشتند حال سوال من از رئیس جمهور این است که آیا شما این مسائل را می‌دانید یا خیر؟ اگر از این مسائل با خبر هستید که وااسفا اما اگر نمی‌دانید که وا حسرتا.../نماز جمعه اول آذرماه نود و دو»
 
3. دولت راست گویان:
به این اظهارات که توسط مقامات دولتی بیان شده توجه کنید...
الف) رئیس جمهور: دولت یازدهم در شرایطی کار خود را آغاز کرده است که با یک خزانه خالی و انبوهی بدهکاری مواجه است.
ب) وزیر اقتصاد: صندوق توسعه ملی بالای 50 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد.
ج) معاون اول رئیس جمهور: موجودی صندوق 32 میلیارد دلار است.
د) رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس اتاق بازرگانی ایران: صندوق ملی 40 میلیارد موجودی دارد که این مبلغ به تولید اختصاص می یابد.
البته که مردم و رسانه ها در این میان باید پرتقال فروش را پیدا کنند. و صد البته که ما این کار را انجام داده ایم: هرکجا هر مشکلی بود، دولت احمدی نژاد مقصر است، ولاغیر...
 
4: «ابوالمشاغل»:
جناب آقای ترکان، در دولت یازدهم پست های متنوع و جذابی را یکی پس از دیگری به دست آورده اند که در ذیل به آنها اشاره می شود. البته که در دولت قبل، به چنین شخصیت هایی «ابولمشاغل» گفته می شد، بماند که در دولت یازدهم، استفاده از تجربه افرد جایگزین آن شده است...
4_1: مشاور ارشد رئیس جمهور
4_2: دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد
4_3: سرپرست سازمان فضایی ایران
4_4: سرپرست شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور
4_5: عضو شورای اقتصادی دانشگاه آزاد اسلامی
و...؟
 
5: ادب دولتمردان:
این ضرب المثل را از نقدهایی که به دولت های نهم و دهم وارد می شد آموختیم و چقدر هم زیباست که: «ادب مرد به ز دولت اوست!»
دو نمونه از اظهارات دولتمردان، صرفا جهت اطلاع...
جناب آقای ظریف، وزیر امور خارجه در جواب خانم کریستی پلوسی، دختر نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا که در توئیتر در جواب تبریک سال نو آقای ظریف نوشته بود: «سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایرانیان شیرین تر می شود» می نویسند: «ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می کرد رفته است، سال نو مبارک!»
سوالی که باید از آقای ظریف پرسید اینست که آیا مسئله مهم هولوکاست را می شود به این راحتی مورد بررسی قرار داد؟ اگر وزیر یک کشور، آنهم وزیر امور خارجه، مسئله ای را که از نوع اظهار نظرش مشخص است از آن اطلاعی ندارد به همین راحتی مستمسک رضایت یک بازدید کننده صفحه اینترنتی اش قرار دهد  چه کسی جوابگوی بازتاب و بازخوردهای آن است؟ امیدواریم بعد از پایان عمر دولت، مسولان دولت بعدی از خدمات شما به نیکی یاد کنند و خدای نکرده به این و آن تبریک نگویند که فلانی رفت!
اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس جمهور هم در اظهار نظری جنجانی می گوید: «اگر قرار شد مدیران احمدی نژاد شناسنامه دوم بگیرند، می توانند همراه باشند، اما نمی توانند محور باشند و اگر گروهی ذی نفوذ از چهره‌ها و شخصیت‌های صاحب‌نظر و صاحب مسند اصرار داشته باشند كه مدیران احمدی‌نژادی و از جمله استانداران ابقا شوند، این انتظار غیر منصفانه‌ای خواهد بود.»
شاید این اظهارات آقای ترکان، تفسیر فرمایش آقای روحانی قبل از انتخابات باشد که از همه نیروهای کارآمد و خدوم استفاده خواهد شد!
 
6: بی توجهی به مجلس شورای اسلامی:
الف) آقای نجفی به عنوان گزینه پیشنهادی دولت برای وزارت آموزش و پرورش به مجلس معرفی می شود و بنا به دلایلی روشن موفق به کسب رای اعتماد از نمایندگان نمی شود. رئیس جمهور محترم هم بلافاصله ایشان را در سمتی بالاتر، یعنی معاونت رئیس جمهور منصوب می کنند! آیا معنی این انتصاب دهن کجی به مجلس نیست؟
ب) آقای توفیقی نزدیک به دو ماه سرپرست وزارت علوم می شود. نمایندگان مجلس بنا به استدلالی روشن، از جمله موثر بودن در فتنه 88 به رئیس جمهور اعلام می کنند که ایشان رای اعتماد مجلس را به کسب نخواهند کرد. دولت هم در اقدامی قابل توجه، آقای فرجی دانا را به مجلس معرفی کرده و در جلسه رای اعتماد به وزراء می فرمایند: «دولت اقدامات آقای توفیقی در مدت سرپرستی ایشان را تایید می کند!». به این ترتیب بعد از دکتر میلی منفرد که موفق به کسب رای اعتماد مجلس نمی شوند، و سرپرستی دوماهه آقای توفیقی، دکتر فرجی دانا به مجلس معرفی شده و موفق به کسب رای اعتماد می شوند. اما ایشان بلافاصله بعد از کسب رای اعتماد در اقدامی قابل تامل، هر دو گزینه ای را که مجلس دست رد به سینه آنها زده است به عنوان معاون و مشاور در این وزارت خانه منصوب می کنند. سوال اینجاست که اگر این اقدام دهن کجی به نمایندگان مجلس نیست، پس چیست؟ و اگر به همین راحتی دولت بخواهد فرایند رای اعتماد را دور بزند، چطور می توان ادعا داشت که «مجلس در راس امور است»؟
 
7: معاون پارلمانی:
معاون پارلمانی رئیس جمهور باید مجلسی باشد، تا هم بهتر و بیشتر با نمایندگان در ارتباط باشد، و هم حال و هوای مجلس را بیشتر درک کند. با این حال آقای روحانی در اقدامی قابل توجه، آقای «مجید انصاری» را در این سمت منصوب می کنند. ویدئوی حضور جناب انصاری که در تجمع غیر قانونی 25 خرداد در فضای مجازی در دسترس است به کنار، اما بهتر نبود از بین نمایندگان فعلی مجلس، نماینده ای به این سمت منصوب می شد؟
 
8: سخنگوی زن برای پیشانی دولت:
وزارت امور خارجه یکی از وزارتخانه های مهم دولت است. به نحوی که از آن به پیشانی دولت تعبیر می شود. اقدام دولت یازدهم در نصب سرکار خانم مرضیه افخم به سمت سخنگوی وزارت امور خارجه، مورد انتقاد بسیاری از دوستداران دکتر روحانی قرار گرفته است. به عنوان نمونه آیت الله علم الهدی در دیدار با دکتر روحانی به آیه 18 سوره مبارکه زخرف در خصوص انتخاب سخنگوی زن در امور خارجه می فرمایند: «از جنابعالی در این خصوص انتظار نداشتیم. سخنگوی وزارت خارجه بیانگر سیاست خارجی یک دولت اسلامی و دینی است، لذا نباید در این خصوص خلاف آیه قران عمل کرد.»
 
9: مجلسی که نباید دخالت کند، اما در راس امور است!
اگر در دولت قبل، کسی از بعضی اقدامات نمایندگان مجلس انتقاد می کرد، می گفتند و می نوشتند و فریاد بر می آوردند که
«مجلس در راس امور است». اما حالا که منافعشان ایجاب می کند همان مجلس نه تنها در راس امور نیست که حتی نباید در کار آنها کوچکترین دخالتی داشته باشد. چطور می شود فردی که صلاحیتش در مجلس به رای گذاشته شده، توسط وزیری در همان وزارتخانه منصوب شود و نمایندگان ساکت باشند!؟ چطور ممکن است اقداماتی که برای نظام اسلامی جز ضرر و زیان و فتنه انگیزی فایده دیگری ندارد به راحتی صورت بپذیرد و نمایندگان ساکت باشند؟ چطور می شود دانشجویانی که به جرم اقدام علیه امنیت ملی و آشوب از تحصیل محروم شده اند (و نه دانشجویانی که جرمشان احیانا سیاسی بوده) بدون بررسی پرونده به تحصیل فراخوانده شوند؟ و کسی نباشد که تذکر بدهد؟ ظاهرا برای بعضی مجلس تا زمانی در «راس امور» است که حامی منافع آنها باشد!
 
10: چه کسی رئیس جمهور است؟:
بعد از انتخاب آقای روحانی، نزدیک به 600 دیدار مردمی برای آیت الله هاشمی رفسنجانی ترتیب داده شده است. وظیفه ای که آقای قدرت علیخانی باید آنرا به سرانجام برساند. اگر کسی در گوشه ای پیدا بشود و بگوید مگر رئیس جمهور جدید «مستقل» نیست، چه جوابی باید داد؟ و اگر دیدارهای آقای هاشمی ربطی به انتخاب آقای روحانی ندارد، چرا قبل از این چنین برنامه هایی با این حجم و به این شدت وجود نداشت؟
 
11: حضور عوامل موثر فتنه 88 در دولت:
دولت دکتر روحانی از فتنه گری مبری است. خود آقای رئیس جمهور هم از شخصیت های ممتاز جمهوری اسلامی و معتمد نظامند. لیکن بعضی از شخصیت هایی که توسط دولت معرفی یا نصب شده اند، به وضوح در فتنه انگیزی های پس انقلاب نقش داشته اند. تنها برای نمونه به معرفی آقای سجادی به مجلس اشاره می شود. آقای سجادی زمانی معاون سازمان تربیت بدنی بود و تحصن مجلس ششم اتفاق افتاد، از سمت خود و برای همراهی با تحصن کنندگان استعفا کرد! معاون پارلمانی رئیس جمهور هم سابقه حضور در تجمعات غیر قانونی 25 خرداد 88 را دارد، و... امیدواریم معرفی این افراد، هدف خاصی را دنبال نکند. هدفی که بعضی از تحلیلگران آنرا «پاکسازی تدریجی جریان فتنه» می نامند.
 
12: هر که با ما نیست علیه ماست:
 بخشی از سخنان جنجالی رئیس جمهور در جلسه رای اعتماد به وزیر ورزش و جوانان: «مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند.»
سخنان رئیس جمهور در مجلس اینگونه القا می کند که تقریبا نیمی از رای دهندگان طرفدار استبداد، خشونت و تندروی هستند. چرا که رای مردم به ایشان رای به اعتدال و تدبیر و عقلانیت بوده است، و کسانی که در انتخابات پیروز نشده اند، لابد نماد افراط، تفریط، خشونت، خود رایی و تک رایی، عدم مشورت و تدبیر بوده اند! البته که این مسئله باعث آزردگی خاطر نمایندگان شده و واکنش رسانه های مختلف را برانگیخت، اما انتظار می رفت رئیس جمهور با حضور مجددشان در مجلس شورای اسلامی، سخنان قبلی خود را اصلاح و از مردم عذرخواهی و دلجویی کنند، که این اتفاق هم نیافتاد...
 
13: ایران اسلامی و رابطه با آمریکا:
رابطه ایران اسلامی با استکبار جهانی و در راس آنها آمریکا، در طول سالهای پس از انقلاب، به شکل روشنی قابل بررسی است. اما در همین مدت کوتاه شکل گیری دولت یازدهم و روالی که مذاکرات طبق آن پیش رفته است، شاهد روند متفاوتی هستیم. بطوریکه قبل از مراسم سیزده آبان و روز دانش آموز، جسته و گریخته اظهاراتی در قالب یادداشت و مصاحبه، از شخصیت های مختلف بیان می شود با این مضمون که به خاطر حساسیت مذاکرات باید شعار «مرگ بر آمریکا» حذف شود. از طرف دیگر برای اولین بار پس از انقلاب، بین روسای جمهور ایران و آمریکا تماس تلفنی برقرار می شود، وزرای خارجه دو کشور بر سر میز مذاکره می نشینند و... . اما آنچه برای باید مورد توجه دولتمردان قرار گیرد، فرصت محدودی است که برای خدمت در اختیار آنان قرار گرفته است. می توان از همین فرصت، بهترین استفاده را برد و برعکس، می توان ننگی را برای همیشه بر پیشانی خود نشاند؛ ننگی که شاید کوچکترین آن امتیاز دادن به آمریکا باشد در قبال دریافت وعده هایی پوشالی و البته بده بستان لبخندهایی دیپلماتیک در پای میز مذاکره!
 
14: ادبیات خاص:
تفاوت عمده دکتر احمدی نژاد با آقای روحانی را در همین مدت کوتاه نیز می توان تشخیص داد. احمدی نژاد رک و راست و مستقیم با مردم و مسولان حرف می زد، اما آقای روحانی حرفش را بسیار زیرکانه بیان می کند. در طول استقرار دولت های نهم و دهم بارها و بارها شاهد بودیم که آقای احمدی نژاد در مجلس به گونه ای رک و مستقیم حرف می زد که انتقادهای زیادی را بر می انگیخت. اما امروز آقای روحانی همان حرفها را بسیار زیرکانه بیان می کند. برای نمونه ایشان در جلسه رای اعتماد به وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان به نمایندگان می گویند: «پیام مردم را در انتخابات 92 فراموش نکنیم» و «مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند.» و شاید این فرمایشات به این معنی باشد که کسانی که به هر نحوی با دولت و سیاست هایش مخالفند، و انتقاد دارند، افراطی اند! چراکه پیام رای مردم، و پیروزی آقای روحانی یعنی اعتدال، و آراء سایر نمایندگان یعنی افراط! راستی همانهایی که دیروز دکتر احمدی نژاد را به خود رایی متهم می کردند، چه تعبیری از سخنان دکتر روحانی دارند؟
 
15: مسکن مهر؛ هم بله و هم نه:
وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم، در جلسه رای اعتمادش بر ادامه پروژه موفق مسکن تاکید داشت. اما اندکی بعد این طرح موفق را «تورم زا» توصیف کرد. بعد هم این نوع خانه سازی را به ضرر دولت های آینده دانست. به هر حال نباید به این راحتی طرحی که موجب می شد اقشار کم درآمد خانه دار شوند را زیر سوال برد. گرچه مجلس شورای اسلامی هم در این مورد بخوبی واکنش نشان داد. بطوریکه بعد از اظهارات وزیر راه و شهرسازی، کمیسیون عمران ایشان را برای پاره ای توضیحات به مجلس فراخواند، و یکی از اعضای کمیسیون عمران مجلس با اشاره به جلسه اعضای این کمیسیون با وزیر، اظهار داشت «بر تامین مسکن ارزان قیمت با هر نام و اسمی که باشد اصرار داریم...»
 
16: سفرهای استانی:
سفرهای استانی و رفتن اعضای هیات دولت، و در راس آنها رئیس جمهور به شهرها و روستاهای سراسر کشور، یکی از اقدامات بسیار خوب دولت های نهم و دهم بود که البته دکتر روحانی نیز بر ادامه آن تاکید دارند. اما گذشت بیش از 100 روز از آغاز به کار دولت، بدون حتی یک سفر استانی، و البته صحبت هایی که از گوشه و کنار در مورد حذف دیدارها و نامه های مردمی این سفرها به گوش می رسد کمی نگران کننده است. رئیس حوزه معاونت اجرائی رئیس جمهور در این مورد می گوید: «سفرهای استانی قرار است به لحاظ شکلی و ماهوی تغییرات اساسی نسبت به ادوار گذشته و سفرهای رؤسای جمهوری گذشته داشته باشد. در این سفرها برنامه ریزی برای دیدارهای مردمی که منجر به ارائه صدها هزار نامه غیرقابل پیگیری شود که تعهدات دست و پاگیر برای مسئولان محلی ایجاد کند انجام نشده است و در این سفرها موضوعات کلان در دستور کار قرار می گیرد.»
اما اگر یکی از نکات برجسته سفرهای استانی دولت های نهم و دهم را ارتباط نزدیک با مردم و حل مشکلات آنها بدانیم، معلوم نیست با حذف دیدارهای مردمی چه چیزی از این سفرها باقی می ماند. و اگر قرار بر اتخاذ تصمیمات کلان مدیریتی باشد، نیازی به تحمیل هزینه به کشور و صرف وقت برای بردن دولت به استان ها نیست و از همان پایتخت هم می توان مشکلات بررسی کرد...
 
17: اظهارات جنجالی دولتی ها:
الف) محمد علی نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: «موافق عرضه قلیان در برخی از مکان ها هستم!» و «اگر من با همسر و دخترم قلیان کشیدم چه اشکالی دارد که آنها هم یک پک قلیان بکشند.»
اظهارات آقای نجفی در بین رسانه ها سر و صدای زیادی به پا کرد. عده ای با گفته های ایشان موافق بودند و بعضی مخالف. در این بین نمایندگان مجلس هم نسبت به این سخنان واکنش نشان دادند. از جمله آقای احمدی لاشکی، نماینده نوشهر و چالوس که در واکنش به اظهارات آقای نجفی گفت: «به جای اینکه به حوزه سلامت کمک کنیم، چنین عارضهای به بخش سلامت وارد می کنید؟ ایشان باید روشن و شفاف اعلام کنند که این حرفشان چیزی جز آسیب به سلامت جامعه نیست.»
ب) علی جنتی، وریر فرهنگ و ارشاد اسلامی: «من اشکالی در تک‌خوانی بانوان نمی‌بینم!» و «هرکس در اظهار نظر شخصی خود در این باره آزاد است اما حتی بین مراجع تقلید هم نظر واحدی در این زمینه وجود ندارد. بعضی از مراجع تقلید گفته‌اند تک‌خوانی خانم‌ها اگر موجب مفسده نباشد؛ ایرادی ندارد.»
اما باید از ایشان سوال کرد که آیا مشکلات فرهنگ کشور با تک خوانی زنان حل می شود؟ یا با اینگونه اظهارات رسانه های بیگانه را تهییج می کنیم که در مورد خوانندگی زنان و احکام فقهی اسلام اظهار نظر کرده و اعتقاداتمان را دستمایه اظهارات سخیفشان قرار دهند؟ راستی این اظهارات دل دشمنان اسلام را بیشتر شاد می کند یا دوستان را؟ و اینکه چطور حضرت ایشان می توانند جلوی سوء استفاده هایی که از اینگونه اظهاراتشان می شود را بگیرند تا برای نظام و کشور هزینه ایجاد نکند؟
 
18: مذاکرات ژنو:
درباره مذاکرات ژنو و تعهداتی که داده ایم و آنچه در مقابل بدست آورده ایم حرف بسیار است. کوته سخن آنکه به نظر می رسد وزن آنچه داده ایم، با آنچه در مقابل دریافت می داریم بسیار متفاوت است. به عنوان مثال، تعلیق غنی سازی بالای 5 درصد وزنی دارد بسیار بیشتر از آنچه 5+1 متعهد شده است. خنثی سازی 196 کیلوگرم مواد 20 درصد، که با زحمات دانشمندان و شهدای هسته ای ساخته شده است هم اگر بر باد رفتن بخشی از زحمات دانشمندان نباشد نمی دانیم چیست!؟ و خلاصه اینکه «حفظ شاکله اصلی تحریم ها» و «بازی با کلمات» چیزی نبود که بخواهیم برای آن جشن و پایکوبی راه بیاندازیم. همین چند وقت قبل بود که با حضور دکتر جلیلی در آلماتی بر سر غنی سازی 20 درصد گفتگو می شد و امروز...
 
19: لایحه حقوق شهروندی:
مدتی است که آقای رئیس جمهور از تدوین و بررسی حقوق شهروندی سخن می گویند. در این مورد تنها یک سوال وجود دارد، و آنهم اینکه فصل حقوق ملت، که فصل مستقلی است چه نقصان و کمبودی دارد که بخواهیم قانون جدیدی را در این مورد به تصویب برسانیم؟ و آیا امروز و با اینهمه گرفتاری، توجه به مسائل اقتصادی و فرهنگی مهمتر است و یا ایجاد حاشیه امن برای افرادی خاص؟
 
 20: در پایان فقط یک سوال:
حاج رحیم احمدی روشن، پدر شهید مصطفی احمدی روشن سوالی از آقای رئیس جمهور پرسیده که در حقیقت حرف دل خیلی از خانواده های شهداست: «از آقای رئیس جمهور می پرسم چرا باید کسانی که با مصطفی احمدی روشن زحمت کشیدند و جریان هسته ای را به این مرحله رساندند باید این طور برخورد شود و با اینکه به شغل خود عشق می ورزیدند از کار برکنار شوند؟ یکی از دلخوری های بزرگ ما این است که چرا بچه هایی که با مصطفی احمدی روشن در این وضعیت دخیل بودند و این وضعیت را به لطف خدا به این مرحله رساندند و جمهوری اسلامی ایران از ان بهره برداری می کند به راحتی کنار گذاشته می شوند...»

پیوست:
لینک مطلب در سایت همت نیوز
لینک مطلب در سایت صابر نیوز
لینک مطلب در یالثارات

پی نوشت: اللهّم صلی علی فاطمه و ابیها

سه شنبه 5 آذر 1392

توافق ژنو از نگاهی دیگر...

نویسنده: احمد طحانی   

.................................................................

..................................................................

سلام

این مطلب در
سایت مسیر منتشر شده است:

توافق ژنو از نگاهی دیگر...
 
امتیازاتی که دادیم:
 
1: تعلیق غنی سازی بالای 5 درصد:
همین چهار سال قبل بود که دکتر احمدی نژاد دستور تولید سوخت 20 درصد را خطاب به رئیس وقت سازمان انرژی اتمی صادر کرد. رئیس جمهور سابق کشورمان پس از آنکه کشورهای آمریکا، روسیه و فرانسه حاضر به فروش سوخت 20 درصدی مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران نشدند این تصمیم مهم را اتخاذ کرد. دستور دکتر احمدی نژاد در 18 بهمن ماه 1388 صادر شد و در طی مدت نزدیک به دو سال، از صفحات سوخت 20 درصدی رونمایی شد. در توافق دولتمردان کشورمان در ژنو، به راحتی غنی سازی بالای 5 درصد ایران به حالت تعلیق در می آید و جالب تر اینکه طرف مقابل هم هیچگونه تعهدی نسبت به تامین سوخت هسته ای مورد نیاز کشورمان ندارد! به هر حال شاید مهمترین بند تعهدات کشورمان در ژنو، همین بند باشد، «توقف غنی سازی بالای 5 درصد.»
 
2: خنثی سازی 196 کیلوگرم مواد 20 درصد:
یکی دیگر از تعهدات ایران در توافق ژنو که دولتمردان از آن به عنوان پیروزی یاد می کنند، خنثی سازی اورانیوم های غنی شده توسط دانشمندان کشورمان، و در راس آنها شهدای بزرگوار هسته ای، در سالهای قبل است. در هر صورت این مهم در توافق ژنو وجود دارد و می شود نتیجه گرفت که زحمت شبانه روزی دانشمندان کشورمان، به همین راحتی خنثی سازی شده است! و البته، نیمی از آن قابل غنی سازی مجدد است!! به شرط اینکه طرف مقابل اجازه دهد!!!

3: عدم سوخت گذاری راکتور اراک:
راکتور اراک، بعد از راکتور تحقیقاتی تهران، یکی از مهمترین راکتورهای کشور است که می تواند بعد از پایان عمر مفید راکتور تهران، برای مصارف تحقیقاتی و همچنین تولید رادیو ایزوتوپ های پزشکی مورد استفاده قرار گیرد. البته در این بند از تعهد کشورمان در پیمان ژنو، دولتمردان متعهد شده اند که این راکتور را سوخت گذاری نکنند. شاید توجه به این مسئله که امکان خرید رادیو دارو از خارج کشور بصورت مطمئن تقریبا غیر ممکن است، و این نکته که کشورمان راکتور دیگری که بتواند این محصول را تولید کند ندارد، وضعیت تعهد صورت گرفته را بیش از پیش روشن کند. در هر صورت در این توافق و بدون تعارف، راکتور تقیقاتی اراک کارایی خودش را از دست می دهد...
 
4: ارائه اطلاعات در مورد معادن، شرکت های نورد اورانیوم و منابع مواد:
شاید در بین همه تعهدات کشورمان در ژنو، این سه مورد از همه عجیب تر به نظر برسد. ارائه اطلاعات، آنهم بصورت کاملا خودجوش! و داوطلبانه، به طرفهای مقابل علامت سوال بزرگی را در ذهن هر وطن دوستی می تواند ایجاد کند. اطلاعات معادن کشور، به چه کار 5+1 می آید؟ اطلاعات شرکت های نورد اورانیوم یک کشور مستقل و آزاد، چرا باید در اختیار دیگر کشورها قرار گیرد؟ و راستی چطور حاضر می شویم اطلات منبع مواد مورد استفاده کشورمان در تاسیسات تحقیقاتی و هسته ای را در اختیار 5+1 قرار دهیم؟ روشن است که طرف مقابل ایران، و علی الخصوص آمریکا که این روزها صدای جاسوسی و شنودهای مستبدانه اش از اقصی نقاط دنیا بلند است، به یک برد بزرگ دست یافته است. بطوریکه اگر این تعهد نبود، آمریکاییها حاضر بودند به خاطر این اطلاعات، دست به هر اقدامی بزنند. از جاسوسی گرفته تا شنود. و حاضر بودند مبالغ کلانی را برای رسیدن به هدفشان هزینه کنند. همانطور که قبلا این کار را انجام داده اند، و مثلا با هزینه ای بسیار زیاد، 90 شرکت جاسوسی را در آلمان تاسیس و اداره کرده اند!
 
آنچه در مقابل تحویل گرفتیم:
 
1: در مقابل همه 27 تعهدی که کشورمان در توافق ژنو به انجام آن ملزم شده است، 5+1 نیز 11 تعهد به کشورمان دارد. شاید در مقابل 27 تعهد کشورمان، این بندهای تعهدات 5+1 خنده دار به نظر برسند: «عدم اعمال تحریم جدید در شورای امنیت»، «عدم اعمال تحریم جدید در اروپا»، «عدم اعمال تحریم جدید در آمریکا». واقعیت اینست که تحریم های ظالمانه ای که علیه کشورمان در طول سالهای پس از انقلاب وارد شده است، از یک طرف باعث رشد و بالندگی کشور و اتکای به قدرت ها منابع داخلی بوده و از طرف دیگر باعث ضرر و زیان کشورهای تحریم کننده. بالاخره کشور ایران می تواند با جمعیت بالای 70 میلیون نفر، فواید اقتصادی زیادی برای کشورهای جهان داشته باشد. تحریم نفت و گاز ایران، بیشتر به زیان کشورهای استفاده کننده خواهد بود. وگرنه فروش این محصولات با دور زدن تحریم ها کار چندان دشواری نسیت. کمااینکه در همین چند وقت اخیر و اواخر دولت دهم، کار به همین منوال پیش می رفت. در هر صورت این چند بند، و بندی که به «فراهم کردن امکان ماندن صادرات نفت ایران در حد فعلی(!) و توقف روند کم کردن 20 درصد از آن هر شش ماه و دریافت مقدار مورد توافقی از پول نفتی که از این پس فروخته می شود(!!)» اشاره می کند نشان می دهد که آنچه طرف مقابل به آن متعهد شده، در نهایت حفظ شرایط فعلی کشور است با اندکی تغییر. یعنی تحریم خودرو، خطوط هوایی، طلا و فلزات گرانبها و صادارات پتروشیمی که حق هر کشوری است برداشته شده و باقی تحریم های ظالمانه همچنان در وضع موجود حفظ می شود.
 
2: بر اساس این توافق، چیزی نزدیک به 7 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران آزاد سازی می شود. اما بالغ بر 100 میلیارد دلار از آن همچنان امکان پذیر نخواهد بود. حال با یک محاسبه سرانگشتی، می توان حساب کرد که آیا توقف تولید و مطالعه رادیو داروهایی که برای درمان سرطان کاربرد دارد به آزاد سازی این مقدار ناچیز از دارایی هایی ایران که به ناحق از دسترس کشور خارج شده می صرفد یا خیر؟ همین مقدار هم در حالیست که محدودیت های متعدد دیگری نیز بر حقوق هسته ای مردم سایه انداخته است، از جمله توقف تولید سوخت بالای 5 درصد. به هر حال آزاد سازی این بخش از دارایی های کشور به حساب موقفیت مذاکرات ژنو گذاشته شده است، در حالیکه باید دید در این داد و ستد سیاسی چه داده ایم و چه گرفته ایم. بر همین اساس به نظر می رسد که متاسفانه وزن تنها یک مورد از تعهدات ایران، که همان عدم تولید سوخت بالای 5 درصد است، به آزاد سازی و بلکه پرداخت دهها برابری کل مبلغ بلوکه شده ایران می چربد. همین 7 میلیارد دلار هم در صورتی به عنوان امتیاز دهی 5+1 به ایران محسوب شده که تحریم هایی که صادرات کالاهای نفتی را مختل کرده و موجب از دست رفتن میلیاردها دلار از منابع کشور می شود همچنان به قوت خود باقیست! سوال اینجاست که اگر دولتمردان کشورمان بخواهند به ازای آزادسازی هر 7 میلیارد دلار از اموال بلوکه شدن کشورمان همین مقدار امتیاز بدهند، دیگر چه چیزی برای کشور باقی خواهد ماند؟
 
3: جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا هم در گفتگو با سی ان ان تاکید می کند که برنامه هسته ای ایران واقعا رو به عقب می رود و در حوزه های حساس عملا قفل شده است. همچنین اظهار می دارد که معماری اساسی تحریم ها علیه ایران همچنان برجای خود باقی مانده و تنها کاهش اندکی از تحریم ها مورد توافق قرار گرفته است. وی همچنین در جمع خبرنگاران خارجی می گوید گام اول مذاکرات نمی گوید که ایران حق غنی سازی دارد. در این سند هیچ موردی از حق غنی سازی نیامده و این حق در ان پی تی هم نیامده و در این توافقنامه هم این را نمی گوید. گرچه به صحبت های دشمنان نظام اسلامی که بارها نیت پلید خود را در عرصه های مختلف نشان داده اند اعتبار و اعتمادی نیست، اما هر یک از این اظهارات می تواند زنگ خطری را برای مردم و مسولان کشور به صدا در آورد تا بیش از پیش بهوش باشیم. آنچه سخنان جان کری را برای ما مهم جلوه می دهد، توجه فوق العاده اسرائیلی ها و لابی آیپک به متن توافقنامه است. متنی که «بازی با کلمات» نه یک کلمه به آن اضافه می کند و نه کم. هر چه هست و نیست همین است که بر سر آن توافق شده است.
 
4: حضرت امام جمله معروفی دارند با این مضمون که: «اگر ما یک قدم عقب نشینی کنیم، دشمنان ما صدگام پیشروی خواهند کرد.» حقیقتا معنای این جمله امام اینقدر عمیق و روشن است که در مقابل هر عمل و تصمیمی که گرفته شود، تا انتهای آنرا به راحتی روشن می کند. اگر مبنای بررسی توافقنامه ژنو را همین فرمایش حضرت امام قرار دهیم، باید از مذاکرده کنندگان کشورمان پرسید که چطور می خواهند جلوی پیشروی های بعدی دشمن را بگیرند؟ البته اگر تعلیق غنی سازی بالای 5 درصد، و نابودی آنچه در این سالها بدست آمده را عقب نشینی بدانند! واقعا چطور می شود جلوی پیشروی های بعدی دشمن را گرفت؟ اگر دادن اطلاعات مفت و مجانی به 5+1 یک قدم به عقب باشد، که هست، پیشروی های بعدی دشمن چه خواهد بود؟ آیا غنی سازی 5 درصد هم متوقف می شود؟ آیا قرار است سانتریفیوژهای موجود هم از بین بروند؟ آیا راکتور تهران هم غیر فعال می شود؟ واقعا چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ شاید هم مذاکره کنندگان به این امید نشسته اند که در قدم های بعدی، گروه های مذاکرده کننده بدون هیچ گونه چشم داشتی شروع کنند به امتیاز دادن به ایران و آزاد کردن اموال بلوکه شده ایران در اقساط 7 میلیارد دلاری!؟

پیوست:
لینک مطلب در سایت مسیر

پی نوشت: السلام علی حسن ابن علی ایّها المجتبی یابن رسول الله

سه شنبه 5 آذر 1392

مرگ بر سفارت شنود...

نویسنده: احمد طحانی   

...................................................................................

......................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
خیبر آنلاین  و یزد فردا منتشر شده است:

«مرگ بر سفارت شنود...»

به این اخبار توجه کنید:
 
1: آمریکا مکالمات تلفنی انتخابات ریاست جمهوری آذربایجان را شنود کرده است!/ایرانا به نقل از روزنامه ینی مساوات: کد 80892518
 
2: پاکستان روز پنجشنبه اعلام کرد در پی ارائه گزارش هایی مبنی بر جاسوسی آمریکا از مکالمات تلفنی مقامات این کشور، اسلام آباد این مسئله را با واشنگتن بررسی کرده است./تسنیم: کد 180316
 
3: پارلمان آلمان مسئله شنود مکالمات مرکل توسط آمریکا را بررسی می کند./پایگاه خبری آفتاب: کد 216587
 
4: جاسوسی های آمریکا به واتیکان هم رسید! شنود مکالمات پاپ!!/جام نیوز: کد 248546
 
5: شنود مکالمات تلفنی از سوی پلیس آمریکا بدون حکم دادگاه./ گرداب: کد 10193
 
6: آژانس امنیت ملی آمریکا مکالمات تلفنی شهروندان فرانسوی را شنود می کرده/سایت فارسی صدای روسیه
 
7: شنود مکالمه تلفنی 70 میلیون فرانسوی توسط آمریکا در یک ماه!/شبکه ایران: کد 175919
 
8: آمریکا 60 میلیون مکالمه در اسپانیا را شنود کرده است!/سایت آریا ایران
 
9: آمریکا بیش از 21 میلیارد تماس تلفنی را در افغانستان شنود کرده است!/سایت العربیه فارسی
 
10: صد و هشتاد و یک میلیون مورد جاسوسی و شنود آمریکا از متحدانش در یک ماه!/وبسایت مرصاد
 
و همینطور مطالبی که بعضی از روزنامه ها کار کردند:
 
1: خشم اروپا از جاسوسی گسترده آمریکا؛ شنود تلفن 35 رهبر جهان/ابتکار 92/8/4
 
2: واکنش بی سابقه اروپا علیه جاسوسی های آمریکا/اطلاعات 92/8/4
 
3: قربانی بزرگ شنود تلفنی آمریکا (تصویری از مرکل، صدر اعظم آلمان)/ایران 92/8/4
 
4: آمریکا و اروپا؛ اعتماد از دست رفته!/بهار 92/8/4
 
5: توفان جاسوسی آمریکا در اروپا/جام جم 92/8/4
 
6: سایه شنود آمریکایی بر نشست سران اروپایی/خراسان 92/8/4
 
7: افشای شنود مکالمات مرکل؛ اروپا: دیگر به آمریکا اعتماد نداریم!/کیهان 92/8/4
 
8: جهان گرفتار چتر جاسوسی واشنگتن؛ آمریکا تلفن 35 تن از سران جهان را شنود کرده است!/مردم سالاری 92/8/4
 
9: گسترش بحران در روابط آمریکا و اروپا/تهران امروز 92/8/4
 
10: اعتراض جهانی علیه جاسوسی های آمریکا/جمهوری اسلامی 92/8/4
 
احتیاجی به شرح آنچه توسط آمریکایی ها رخ داده و البته ادامه خواهد داشت نیست، اما نباید یادمان برود که آمریکایی ها با هم پیمانان خودشان چنین کرده اند! (آلمان، فرانسه، اسپانیا و...)
 
و در پایان فقط یک سوال:
از کشوری که با هم پیمانانش چنین می کند چه توقعی باید داشت!؟

پیوست:
لینک مطلب در خیبر آنلاین

لینک مطلب در یزد فردا

پی نوشت: السلام علی حسن بن علی ایّها المجتبی یابن رسول الله

شنبه 25 آبان 1392

درس های عاشورا...

نویسنده: احمد طحانی   

.......................................................................................

..........................................................................................

سلام

این مطلب در سایت یزد فردا منتشر شده است:



«درس های عاشورا...»
 
بخش اول:
 
1: نماز:
 
در اهمیت نماز همین بس که معیار قبول و رد دیگر اعمال معرفی شده است. براین اساس است كه حسین بن على (ع) با پیام و شعارش، پیروانش را بر اهمیت نماز متوجه ساخته است و از یاران و اصحابش كه در حساسترین شرایط از نماز حمایت كرده و حتى براى اقامه تنها یك نماز، جانشان را فدا كرده اند، تقدیر به عمل آورد است:
 
_ابوالفضل! به سوى آنان بر گرد و اگر توانستى همین امشب را مهلت بگیر و جنگ را تا فردا صبح به تاخیر بینداز امید است تا ما امشب به نماز، دعا و استغفار با پروردگار مان بپردازیم.
_آرى اینك اول وقت نماز است، از دشمن بخواهید دست از جنگ بردارد تا نماز خود را به جاى آوریم.
_ابوثمامه! نماز را به یاد آورى ، خدا تو را از نماز گزارانى كه به یاد خدا هستند، قرار بدهد.
 
2: امر به معروف و نهی از منکر:
 
_امام حسین (ع) خطاب به سپاهیان حر: مردم! پیامبر خدا فرمود هر كس سلطان جائر و زور گویى را ببیند كه حرام خدا را حلال نموده و پیمان او را در هم شكسته ، با سنت پیامبر، مخالفت مى ورزد، در میان بندگان خدا راه گناه و مخالفت با قانون الهى را در پیش مى گیرد و با چنین فردى با عمل و گفتارش مخالفت نكند، بر خداوند است كه چنین فرد (ساكت) را به محل همان طغیانگر (آتش جهنم) داخل كند.
_امام حسین (ع) در خطبه تاریخی خود دو سال قبل از مرگ معاویه، در سرزمین منی: اى مردم! از پندى كه خدا به اولیا و دوستانش به صورت نكوهش از علماى یهود داده، عبرت بگیرید، آنجا كه مى فرماید: چرا دانشمندان نصارى علماى یهود، آنان را از سخنان گناه آمیز و خوردن مال حرام، نهى نمى كنند. و باز مى فرماید: از بنى اسرائیل آن عده كه كافر شدند، مورد لعن و نفرین قرار گرفتند؛ زیرا آنان همدیگر را از اعمال زشتى كه انجام مى دادند، نهى نمى كردند و چه بدكارى كه مرتكب مى شدند.
_در حقیقت خدا سكوت آنان را از این جهت عیب مى شمارد كه آنان با چشم خود مى دیدند كه ستمكاران به زشتكارى و فساد پرداخته اند و باز منعشان نمى كردند و این سكوت به خاطر علاقه به چیزهایى بود كه از آن دریافت مى كردند و به خاطر ترسى بود كه از آزار و تعقیب آنان به دل راه مى دادند، در حالى كه خداوند مى فرماید:از مردم نترسید و از من بترسید. و مى فرماید:مردان و زنان مومن ، ولى (یار و یاور) یكدیگرند، همدیگر را امر به معروف و نهى از منكر مى كنند
 
3: مقاومت
 
اصل واژه «امام» از قران کریم گرفته شده است، به معنای رهبر، پیشوا، الگو و سرمشق است. الگو و سرمشق در همه فضایل معنوی و اخلاقی، در علم و دانش، در تواضع و فروتنی، در کرامت و عزت نفس، در عبادت و شجاعت، در کرم و سخاوت و بالاخره در صبر و شکیبایی به هنگام مقابله با دشمن. این است معنای امام؛ استقامت و پایداری در دفاع از اسلام و قران که بهترین نمود آن در حرکت حماسی و درس آموز امام حسین (ع) در صحنه کربلا جلوه می کند.
 
4: صبر و پایداری
 
الف) شش سخن از امام حسین (ع) در مورد صبر و پایداری:
 
_خواهرم! با استمداد از خداوند، صبر و شكیبایى در پیش بگیر و بدانكه همه مردم دنیا مى میرند و كسى از اهل آسمان باقى نمى ماند. (امام حسین (ع) خطاب به زینب کبری سلام الله)
_خواهرم ام كلثوم ! (دخترم ) فاطمه ! (همسرم ) رباب ! پس از مرگ من گریبان چاك نكنید، سیلى به صورت نزنید و سخنى كه از شما شایسته نیست بر زبان نرانید.
_براى سختیها آماده باشید و بدانید خداوند پشتیبان و حافظ شما است و در آینده نزدیك ، شما را از دست دشمنان نجات خواهد داد و فرجام كار شما را نیكو قرار مى دهد. و دشمن را به عذابهاى گوناگون معذب و براى شما در مقابل این گرفتارى ، نعمتها و عزتهاى فراوان ارزانى خواهد داشت ، پس شكوه نكنید و آنچه ارزش شما را كم مى كند، بر زبان نیاورید.
_خداوند اجازه داده كه من و شما در این روز كشته شویم ؛ (حكم جهاد، شامل حال ما گردیده است) بر شما است كه صبر و شكیبایى كنید و با دشمن بجنگید.
_اى بزرگ زادگان! صبر و شكیبایى كنید كه مرگ جز پلى نیست كه شما را از سختیها و رنجها عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهاى همیشگى مى رساند و چه كسى از شما است كه نخواهد از زندان به قصر انتقال یابد و همین مرگ براى دشمنان شما مانند آن است كه آنان را از كاخى به زندان و شكنجه گاه ، منتقل كنند.
_پدرم از رسول خدا نقل نمود اینكه دنیا زندان مؤمن و بهشت كافر است و مرگ پل آنان (مسلمانان) است براى بهشتشان و پل اینان (كافران) است براى دوزخشان ، نه به من دروغ گفته اند و نه من دروغ مى گویم.
 
ب) چهار فراز از خطبه امام حسین (ع) که در روز عاشورا پس از اقامه نماز صبح خطاب به یارانش ایراد نمود:
 
_اى بزرگواران برخیزید به سوى مرگ كه راه گریزى از آن نیست و این تیرها پیكهاى مرگ است كه از این مردم به سوى شما پرتاب مى شود.
_اى عزیزان! اى بزرگ منشان! اینك درهاى بهشت (به روى شما باز شده) كه نهرهایش جارى و درختانش سرسبز و خرم است و اینك رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم و شهیدان راه خدا منتظر شما هستند و ورود شما را به همدیگر مژده مى دهند، پس بر شماست كه از دین خدا و رسولش حمایت و از حرم پیامبر صل الله علیه و آله وسلم ، دفاع كنید.
_فرزند برادرم! صبور و شكیبا باش بر رنج و فشارى كه برتو وارد مى شود، زیرا خداوند تو را به نیاكان پاك و صالحت رسول خدا، على، حمزه، جعفر و حسن ملحق خواهد نمود.
_عموزادگان من! اهل بیت من! (در مقابل مرگ )، صبور و شكیبا باشید كه پس از این جنگ و بعد از شهادت ، روى خوارى نخواهید دید.
 
بخش دوم:
 
برخی از تاثیرات حماسه عاشورا:
 
_قطع نفوذ دینى بنى امیّه بر افكار مردم
_احساس گناه وشرمسارى در جامعه، بخاطر یارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكلیف
_فرو ریختن ترسها و رعبها از اقدام و قیام بر ضدّ ستم
_رسوایى یزیدیان و حزب حاكم اموى
_بیدارى روح مبارزه در مردم
_تقویت و رشد انگیزه هاى مبارزاتى انقلابیّون
_پدید آمدن مكتب جدید اخلاقى و انسانى (ارزشهاى نوین عاشورایى و حسینى)
_پدید آمدن انقلابهاى متعدّد با الهام از حماسه كربلا (انقلاب توابین. انقلاب مدینه. قیام مختار. قیام زید و...)
_الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهایى بخش و حركتهاى انقلابى تاریخ
_تبدیل شدن ((كربلا)) به دانشگاه عشق و ایمان و جهاد و شهادت، براى نسلهاى انقلابى شیعه
_به وجود آمدن پایگاه نیرومند و عمیق و گسترده تبلیغى و سازندگى در طول تاریخ ، بر محور شخصیّت و شهادت سیدالشهدا علیه السّلام
 
برخی از نتایج نهضت عاشورا:
 
_پیروزى مساءله اسلام و حفظ آن از نابودى
_هزیمت امویان از عرصه فكرى مسلمین
_شناخت اهل بیت بعنوان نمونه هاى پیشوایى امّت
_تمركز شیعه از بُعد اعتقادى بر محور امامت
_وحدت صفوف شیعه در جبهه مبارزه
_ایجاد حسّ اجتماعى در مردم
_شكوفایى موهبتهاى ادبى و پدید آمدن ادبیات عاشورایى
_منابر وعظ و ارشاد، به عنوان وسیله آگاهی دادن به مردم
_تداوم انقلاب بصورت زمینه سازى نهضتهاى پس از عاشورا
 
منبع بخش اول: کتاب پیام عاشورا. حاوی بیش از 160 پیام از حسین بن علی (ع). تالیف محمد صادق نجمی. چاپ دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
 
منبع بخش دوم: کتاب فرهنگ عاشورا. تالیف جواد محدّثی. انتشارات «نشر معروف».
 
توضیح: هر دو کتاب به صورت اینترنتی و در سایت مرکز اطلاع رسانی غدیر به راحتی در دسترس است.
 
گرد آوری:
الاعبد الحقر، احمد طحانی
التماس دعا

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: السلام علیک یا اباعبد الله (ع)

یکشنبه 19 آبان 1392

فواید هاله نور!

نویسنده: احمد طحانی   

.................................................................................................................

...............................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

1: روزنامه آفتاب یزد در تاریخ پنجشنبه نهم آبان ماه نود و دو در صفحه اول خود عکسی متفکرانه از رئیس جمهور پیشین کشورمان را در وسط صفحه با این جمله کار کرده است که: دولت روحانی دولت هاله نور نیست. اصل مطلب هم بخشی از سخنان جناب آقای خاتمی در دیدار اخیرشان با شورای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران است که فرموده اند دولت روحانی دولت هاله نور و معجزه نیست!

«این دولت که هاله نور ندارد و نمی‌تواند بصورت معجزه آسا یک شبه همه چیز را درست بکند، ما نباید به طلبکار از دولت دامن بزنیم.../مشروح سخنان آقای خاتمی. وبسایت نامه نیوز. کد79382»

اشاره رئیس جمهور پیشین کشورمان به ماجرای معروف هاله نور و دکتر احمدی نژاد است. ماجرایی که آنقدر درباره آن نوشته اند که کم کم دارد به ضرب المثل تبدیل می شود!

در هر صورت آقای خاتمی بسیار درست فرموده اند. دکتر روحانی هاله نور ندارد. آقای احمدی نژاد هاله نور داشت که با خزانه خالی یارانه ها را تمام و کمال پرداخت می کرد. هاله نور داشت که در دولتش فقیر و غنی به طور مساوی یارانه می گرفتند. هاله نور داشت که ری به ری مقابل رسانه ها نمی گفت کفگیر به ته دیگ خورده و خزانه تار عنکبوت بسته. هاله نور داشت که در شبانه روز 4 ساعت می خوابید. هاله نور داشت که به همه جای ایران، از دورترین روستاهای مرزی گرفته تا شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ کشور سر می زد. آقای احمدی نژاد هاله نور داشت که رک و راست علیه زورگویان عالم موضع می گرفت. هاله نور داشت که به دشمن ترین دشمنان «لبخند دیپلماتیک» تحویل نمی داد. هاله نور داشت که اگر در دولتش مسئله مهمی مطرح بود آنرا رک و راست با مردم در میان می گذاشت. هاله نور داشت که مذاکراتش با کشورهای مختلف علنی بود. هاله نور داشت که مردم را «نامحرم» نمی دانست. هاله نور داشت که اگر رهایش می کردی بدون کوچکترین ترسی می رفت وسط مردم...

2: روزنامه آرمان روابط عمومی هم در همان تاریخ، یعنی پنجشنبه نهم آبان ماه نود و دو بخش دیگری از سخنان رئیس جمهور پیشین کشورمان را کار کرده است: می خواهند روحانی را از عقبه اش جدا کنند!

«می خواهند آقای رییس جمهور را از عقبه‌اش جدا کنند و از طرفی چنان وانمود کنند که دولت ناکارآمد است .باید متوجه باشیم خیلی در زمین صاف و همواری راه نمی رویم.../مشروح سخنان آقای خاتمی. وبسایت نامه نیوز. کد79382»

چقدر فرمایش آقای خاتمی درست و منطقی است. آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور عزیز کشورمان از دیرباز به عنوان شخصیتی معتدل بین مردم و مسولان شناخته شده اند. عقبه ایشان چیست که عده ای قرار است رئیس جمهور امروز را از عقبه دیروزش جدا کنند؟ قطعا سوابق ریز و درشت ایشان.
آقای دکتر روحانی سالها عضو جامعه روحانیت مبارز تهران بوده اند. تشکلی اصولگرا و انقلابی که پرونده اش کاملا مشخص است. چه کسی قرار است ایشان را از آنروزها جدا کند؟
آقای روحانی سالها به عنوان نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی فعالیت کرده اند. پستی که از عنوانش پیداست که چقدر خطیر و حساس است و چقدر هوشمندی و بصیرت می طلبد. چه کسانی قرار است دولت ایشان را به سمت و سوی اقدامات خاص سوق دهند و ایشان را از آن گذشته درخشانش جدا کند؟

آقای روحانی بسیار محکم و قاطع در مقابل فتنه گران حوادث تیر 78 موضع گرفتند:

«آنها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند، بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند چه خواهند کرد. آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و اسلامیت نظام است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است. مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است/ ویکیپدیا. صفحه دکتر حسن روحانی».

چه کسی می خواهد ایشان را از این صلابت و قاطعیت جدا کند؟ و از این اقتداری که در دفاع از آرمان های انقلاب و رکن رکین ولایت فقیه در کلامشان موج می زند؟
راستی مگر می شود رئیس جمهور عزیز را از عقبه روشنش جدا کرد؟ هیهات!

3: بحث یارانه های نقدی و ماجرای قطع یارانه ثروتمندان، بقدری قابل تامل است که از شروع آن، رسانه های مختلف بارها و بارها به آن پرداخته اند. رسانه ملی برنامه های متعددی را با حضور کارشناسان اقتصادی و در قالب میزگرد و مناظره به آن اختصاص داده است. روزنامه ها و خبرگزاری ها یادداشت و مقاله های زیادی در این مورد نوشته اند. بحث کارشناسی حذف یارانه ثروتمندان به کنار. سوالی که در این بخش کمی به آن می پردازیم اینست که چطور می شود یک عده خاص، وقتی در دولت دهم صحبت از خوشه بندی یارانه ها و بعد از آن حذف یارانه ثروتمندان مطرح می شود، داد و هوارشان بلند است که عدالت له شد! حق الناس شد! حق ناحق شد! و... اما امروز که این بحث، نه به واسطه دلایل کارشناسانه که به دلیل ناتوانی دولت در پرداخت یارانه به «همه مردم» مطرح شده موضعی کاملا متفاوت می گیرند!؟

دولت دهم نزدیک به سه سال یارانه نقدی را بدون هیچ کم و کاستی به همه مردم کشور پرداخت کرد، و اگر عده قلیلی که داوطلبانه از گرفتن یارانه نقدی انصراف دادند را فاکتور بگیریم، این مبلغ به همه مردم کشور پرداخت می شد. حتی به ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می کردند. شیوه اجرای مرحله اول طرح هدفندی یارانه ها هم، درست یا غلط، و فارغ از بحث های کارشناسانه که اهلش باید انجام دهند در همان دولت اجرا شد. و اتفاقا در طول مدتی که کشور درگیر اجرای این طرح بزرگ اقتصادی بود، ایرادات ریز و درشت فراوانی به شیوه اجرای آن وارد شد که خیلی از آنها بجا و درست بود. در هر صورت دولت دکتر احمدی نژاد این طرح را آغاز و اجرا کرد و حتی یکبار هم از کمی بودجه و ناتوانی دولت در پرداخت یارانه به همه مردم سخن به میان نیاورد. جالب اینکه قرار بود فاز دوم هدفمندی هم در همان دولت آغاز بشود، که البته مجلس به واسطه بحث های قانونی و اشکالاتی که در فاز اول این طرح رفع و رجوع نشده بود مانع شد. حال این شرایط را بگذارید در کنار شرایط فعلی. دولت یازدهم یک مرحله پول را به حساب سرپرستان خانوار واریز کرده و بعد از آن بحث خالی بودن خزانه و ناتوانی دولت در پرداخت یارانه به همه مردم مطرح شده است. گرچه عمر زیادی از دولت جدید نگذشته و قطعا نمی شود به این مدت محدود برای نقد و بررسی عملکرد دولت اکتفا کرد، اما به هر حال بحث هایی که مطرح می شود نشان از تفاوت عمده نگاه دولت جدید به بسیاری از طرح ها و کارهای مثبت دولت قبل دارد.

امید که با همکاری و همیاری همه مسولان، فشار اقتصادی ناشی از تحریم های ناجوانمردانه دشمن از کمر اقتصاد کشور برداشته شود و مردم عزیزمان روز به روز به رفاه و امنیت و آسایش نزدیک و نزدیک تر شوند...

والسلام

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: السلام علیک یا قمر بنی هاشم (ع)


...........................................................................................

...............................................................................................
سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

کدامیک درست می گویند: رئیس جمهور سابق یا فعلی؟

ماجرا با یک اتفاق عجیب شروع شد: توهین به رئیس جمهور

بعد از اتفاقاتی که هنگام بازگشت رئیس جمهور از نیویورک اتفاق افتاد، سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین کشورمان، طی سخنانی که در دیدار با جمعی از ایثارگران و جانبازان و آزادگان داشت اینگونه اظهار نظر کرد: "اگر جلوی جریانات تخریبی گرفته نشود، مثل زمان اصلاحات می شود که اوایل این طور بود و بالاخره منجر به ترور شد". اشاره رئیس جمهور پیشین کشورمان، به ماجرای ترور سعید حجاریان است. بعد از اظهارات سید محمد خاتمی بود که چند نفر از نمایندگان مجلس واکنش نشان دادند. حجت الاسلام حمید رسایی، یادداشت مفصلی نوشت و مستنداتی را مطرح کرد که ماجرای ترور حجاریان را بسیار پیچیده و برنامه ریزی شده نشان می داد. همینطور مهندس مهدی کوچک زاده نیز در گفتگویی که با سایت فارس داشت، ماجرای ترور را پیچیده توصیف کرده و آنرا کار نزدیکان دولت وقت دانست. به هر حال همه آنچه در این چند وقت پیش آمده، بر می گردد به آرمان ها و سلایق افراد و نیروهای مختلف. بعضی معتقدند ارتباط با رئیس جمهور آمریکا، آنهم بعد از 35 سال اشتباه بوده است. اما سوال اینجاست که اگر کسانی، با توجه به فرمایشات امام راحل که آمریکا را «شیطان بزرگ» می خواندند و همینطور فرمایشات مقام معظم رهبری که این کشور را «غیر قابل اعتماد»، «خود برتر بین»، «غیر منطقی»، و «عهد شکن» می خوانند، رابطه با آمریکا را صحیح ندانند چگونه با انتقاد خودشان را نشان دهند؟ چه کنند که افراطی گری تلقی نشود؟ و چه کنند که از آن بوی ترور به مشام نرسد!؟ به هر حال سید محمد خاتمی، بعد از واکنش هایی که از صحبت هایش در بین سیاسیون به وجود آمد، در مصاحبه ای که در حاشیه بازدید از ششمین جشنواره نانو داشت اظهار می دارد: "من فقط هشدار داده ام که افراطی گری ممکن است به ترور بیانجامد، منظورم این نیست که کسی قصد ترور دارد. ما خودمان مورد ترور قرار گرفتیم". ایشان همینطور در مورد انتقاداتی که مطرح است اینگونه اظهار نظر می کنند که: "اینها حرفهای بی خودی است و کسانی که ناراحت هستند مردم اصلاحات و اعتدال را به افراطی گری ترجیح داده اند آنرا مطرح می کنند. آنها فقط به دنبال جبران شکستی هستند که از مردم خورده اند." این بخش از فرمایشات رئیس جمهور سابق کشورمان، که داعیه نقد پذیری دارند، واقعا تامل برانگیز است. اولا که چطور می شود وقتی قرار است دولت های نهم و دهم و نیروهایی خاص مورد انتقاد قرار گیرند، انتقاد مثبت و سازنده است و همینکه اظهار نظری از ایشان و جریان مطبوعشان مورد نقد قرار می گیرد، می شود افراطی گری و تخریب و انتقام؟ و ثانیا، چطور وقتی رئیس جمهور محترم، خود و دولت خود را فراجناحی معرفی می کنند و قائل به صف کشی بین نیروهای انقلابی نیستند، حضرت ایشان دولت را به اصلاح طلبان منتسب می کنند؟ آقای خاتمی در پاسخ به سوالی که در مورد وزراتخانه های باقیمانده از ایشان می شود اینگونه پاسخ می دهد که: من معتقدم باید دست رئیس جمهور را باز گذاشت تا وی نیروهای خود را انتخاب کند". با توجه به این فرمایش آقای خاتمی، سوال ما از ایشان و طیف مطبوعشان اینست که فشارهای ریز و درشتی را که برای تغییر وزیر محترم کشور، جناب آقای رحمانی فضلی، از چپ و راست به رئیس جمهور وارد می کنند، نتیجه همین «باز گذاشتن دست رئیس جمهور» است؟ و یا ظاهر قضیه با باطنش تفاوت دارد؟ در هر صورت جناب آقای خاتمی، دولت را اصلاح طلب و اعتدال گرا می خوانند و اسمی از جریان اصولگرایی نمی آورند. در حالیکه خود دکتر روحانی، رئیس جمهور عزیز کشورمان، در سخنانی اظهار می دارند: "چه انتخابات شکوهمند و زیبایی داشتیم به طوری که نه کسی گله و شکایتی کرد و نه کسی از این انتخابات ناراضی بود و هیچ‌کس و هیچ جناحی احساس نکرد در این انتخابات شکست خورده است و آن خادمی هم که رای آورد آن‌قدر در زندگی‌اش با معتدلین جناح‌ها نزدیک بود که هر دو جناح احساس پیروزی کردند. آنهایی که در صحنه انتخابات به ظاهر با هم رقابت می‌کردیم احساس پیروزی کردند گرچه به زبان نگفتند اما به دل احساس پیروزی داشتند. من در ملاقات‌هایی که بعد از انتخابات با این عزیزان داشتم این را احساس کردم که این پیروزی جز با اراده‌ی حق و لطف اهل بیت و توجه حضرت ولی‌عصر (عج) امکان‌پذیر نبود". حال این سوال پیش می آید که آقای خاتمی که انتقادات را در چارچوب تخریب دولت دانسته و رای مردم را به نفع اصلاحات مصادره می کنند درست می گویند یا آقای دکتر روحانی؟

والسلام

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: ناد علیّا مظهر العجائب

شنبه 27 مهر 1392

غوغاسالاری رسانه ای...

نویسنده: احمد طحانی   

.......................................................................

..........................................................................
سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

حاشیه ای بر تماس اوباما با دکتر روحانی
غوغاسالاری رسانه ای...

متاسفانه، آنچه برخی از مطبوعات و خبرگزاری ها از آن به عنوان «غوغاسالاری» یاد می کنند، چیزیست که در عمل خودشان مرتکب می شوند و در حقیقت قصد دارند رندی کرده و آنرا به گروهی نسبت دهند که صادقانه و به خاطر آرمان ها و اعتقاداتشان دست به انجام کارهایی خاص می زنند. به طور مثال، در بحث  سفر رئیس جمهور محترم به نیویورک و تماس تلفنی اوباما با ایشان، به گفته همین طیف خاص، توهین هایی به رئیس جمهور صورت گرفته است. حتی می گویند به سمت آقای دکتر روحانی لنگ کفش پرت شده است. و بعد هم می بینم و می شنویم که چگونه به خاطر انتقاد جمعی از دانشجویان، رگ گردن برخی از حضرات باد کرده و شروع کرده اند به شانتاژ رسانه ای و خبرسازی های جعلی. شکی نیست که توهین به رئیس جمهور یک کشور، آنهم کشوری با این عقبه فرهنگی که نظامش اسلامیست، بسیار نارواست. هیچ کس توهین به رئیس جمهور را نمی پذیرد و احترام به رای اکثریت مردم، خواسته همه بزرگان نظام است. اما کاش در همه دوره ها اینگونه باشد. یادمان نرفته که چگونه رئیس دولت های نهم و دهم را مورد هجمه قرار می دادند. دروغ گو و ماجراجو خطابش می کردند و هر کس در هر نقطه یا گوشه ای پلیدی می دید، شمشیر می کشید و غرض ورزانه می گفت و می نوشت. اما امروز یک نقد ساده و یک سوال را همین حضرات بر نمی تابند. در مورد ماجرای سفر رئیس جمهور و هیات همراه به نیویورک، اصل قضیه، یعنی سخنرانی رئیس جمهور و مذاکراتی که ایشان و هیات همراه در این سفر داشته اند، مورد تایید همه بزرگان نظام است. ریاست محترم مجلس و قوه قضائیه و همینطور ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام از مواضع دکتر روحانی تقدیر و تشکر کرده اند. شخصیت های بزرگ لشکری و کشوری هم از مواضع انقلابی رئیس جمهور به وجد آمده اند و آنرا انقلابی و از موضع قدرت می دانند. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مواضع رئیس جمهور را انقلابی می داند و... . در چنین فضایی، بحث در مورد تماسی که دکتر روحانی با رئیس جمهور آمریکا داشته اند، نقطه عطفی است که مورد اختلاف نظر بین شخصیت ها و تفکرات مختلف است. اما نباید بهانه به دست دشمن داد. عناصر جریان زلال حزب الله، نباید بهانه به دست «غوغاسالاران» رسانه ای بدهند. آنها باید با بصیرت عمل کنند. باید عرصه را بشناسند و اصل را از فرع تشخیص بدهند. امروز برهه ای است که شرایط بد اقتصادی و مشکلات معیشتی بر جامعه سایه انداخته است. اگر مذاکرات رئیس جمهور مفید فایده واقع شود و از طریق دیپلماسی بتوان ریشه برخی از تحریم ها را خشکاند، مسلما آینده بهتری به لحاظ مادی در انتظار کشور خواهد بود. شواهد هم همین را نشان می دهد. چند تحریم از آغاز دولت یازدهم برداشته شده است. دنیا و سران کشورهای مختلف از مواضع آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور کشورمان استقبال کرده اند. خود دکتر روحانی نیز از شخصیت های برجسته نظام و معتمد مقام معظم رهبری اند. حال با چنین توصیفی، خدای نکرده توهین به ایشان چه معنایی می تواند داشته باشد؟ آیا نتیجه این توهین مثبت است؟ و یا بهانه به دست «غوغاسالاران» می دهد تا تیتر رسانه ها و روزنامه هایشان را با بزرگنمایی علیه جریان اصیل انقلابی علم کنند؟ حقیقتا سعه صدر می تواند در این مورد بسیار رهگشا باشد. جناب آقای دکتر روحانی، و همینطور جناب آقای دکتر ظریف، بسیار حساب شده عمل می کنند. حرف های آقای رئیس جمهور و وزیر امور خارجه، همان حرف های انقلاب است. دفاع از مظلوم است، چه فلسطین باشد و چه سوریه. دفاع از حقوق مسلم ملت ایران است، چه تجارت های جهانی و بین المللی باشد و چه انرژی هسته ای. حال اگر اختلاف نظر و سلیقه ای در بعضی موارد باشد، باید با دیده بصیرت به آن نگریست. به عنوان مثال، بعد از تولد خجسته انقلاب اسلامی تا به امروز که نزدیک به 35 سال از آن می گذرد، هیچ مذاکره ای بطور رسمی بین مقامات کشورمان با ایالات متحده صورت نگرفته است. عده ای هم هستند که در کشور، همه مشکلات را به خاطر همین عدم رابطه و مذاکره با کشوری مثل آمریکا می دانند. چه اشکالی دارد که این مذاکره صورت پذیرد، تا اگر مفید بود، از یک طرف انقلاب اسلامی در سراسر جهان و از طرف دیگر کشور عزیزمان ایران از فواید آن بهره مند شوند؟ و اگر مضر بود، تاریخ در مورد آن قضاوت کند؟ بهتر نیست تا مشخص شدن نتیجه تامل و تحمل کنیم و بعد با توجه به حاصل مذاکرات به بررسی آن بپردازیم؟ مطمئنا اگر امروز جلوی چنین اتفاقی گرفته شود، هستند کسانی که فردا باز شروع کنند به گفتن که اگر آنروز مذاکره صورت می گرفت چنین و چنان می شد. شکی نیست که بر سر اصول انقلاب و کشور، همانطور که رئیس محترم جمهور فرمودند، هیچ مذاکره ای نیست. اما می شود بر سر مسائل دیگر بحث و بررسی های کارشناسانه را ادامه داد تا بعد دیگری از انقلاب شکوهمند اسلامی برای جهانیان مشخص شود...
و العاقبه للمتقین

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: نادعلیا مظهرا العجائب!

..........................................................................................

.............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت یزد فردا منتشر شده است:

عزت، اقتدار و عقلانیت
تاملی بر سخنان مهم رئیس جمهور در سازمان ملل
 
بعد از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، و پیروزی کاندیدای میانه رو و اعتدال گرایی که دولتش با عنوان دولت «تدبیر و امید» شناخته می شود، جایگاه کشورمان در جهان دچار تحول چشمگیری شد. از همان ساعات نخست پیروزی دکتر حسن روحانی، تحریم ها یکی پس از دیگری برداشته شد که تحریم های نرم افزاری توسط شرکت های معتبری چون گوگل و اپل از جمله آنها بود. گفتمان اعتدال گرایانه دولت تدبیر و امید، روزنه های فراوانی را برای پیشرفت هرچه بیشتر ایران در سطح منطقه و بین الملل بوجود آورده است که لغو پیاپی تحریم ها و پویایی اقتصاد و صنعت ایران، نشانه های امیدوار کننده ای از آن است...
 
نمونه ای از تحریم های لغو شده:
 
1. لغو تحریم های بانکی برای واردات غذا
2. لغو تحریم کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران
3. لغو تحریم 17 شرکت مهم داخلی
4. لغو تحریم شرکت اپل برای شهروندان ایرانی
5. لغو تحریم شرکت گوگل برای شهروندان ایرانی
6. لغو تحریم فروش تلفن همراه و کامپیوتر به ایران
و...
 
بدون شک در لغو تحریم های یادشده عوامل زیادی تاثیر گذار بوده و هستند. هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که همه این دلایل را کنار بگذاریم و تنها بروی تدبیر دولت جدید تمرکز کنیم، اما در هر صورت یکی از مهمترین عوامل لغو تحریم ها، اتخاذ تدابیر همراه با عقلانیت توسط دولت جدید است. بازار خوب کشور پر جمعتی مثل ایران، و همینطور دور زدن تحریم های کشورمان، توسط کشورهای صاحب اقتصاد و البته پایان یافتن مهلت دادگاه اروپا و عدم وجود دلایل کافی برای ادامه روند تحریم ها می تواند از دیگر علل لغو تحریم ها باشد...
 
 
بعد از تغییر در روند گفتمان دولت جدید با سایر کشورها، سخنان رئیس جمهور کشورمان در شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از زوایای گوناگونی اهمیت پیدا کرد. کشورهای مختلف و سران آنها منتظر بودند تا رویکرد جدید ایران را نسبت به اتفاقات مهم جهان بدانند، و همین، باعث شد سخنان دکتر حسن روحانی در مقر سازمان ملل، اهمیتی ویژه ای پیدا کند...
 
بررسی برخی از نکات مهم سخنان رئیس جمهور در سازمان ملل:
 
صلابت و اقتدار:

آقای روحانی در حضور نمایندگان سایر کشورها، به بررسی اوضاع کنونی جهان پرداخته و با نقد سیاست های دشمنان نظام اسلامی در تبلیغاتی که اسلام، تشیع و ایران را تهدید نشان می دهند، با سخنان کوبنده ای خود تبلیغ کنندگان را تهدید برای صلح و امنیت بین المللی معرفی می کند. آنچه در این سخنان اهمیت دارد، موضع قدرتمندانه رئیس جمهور، و صلابت و اقتداری است که در این سخنان موج می زند:
«گفتمان های تبلیغاتی و بی اساس دین ستیزانه، اسلام هراسانه، شیعه هراسانه و ایران هراسانه به واقع تهدیدی جدی علیه ثبات جهانی و امنیت انسانی است. این گفتمان تبلیغاتی، با طرح و القای تهدیدات فرضی و خیالی شکل خطرناکی به خود گرفته است. یکی از این تهدیدات خیالی، خطر موهوم ایران است. به بهانه این تهدید موهوم، چه اقدامات ناهنجار و چه جنایت ها در سه دهه گذشته صورت نگرفته است؟ تسلیح صدام حسین به سلاح های شیمیایی و حمایت طالبان تنها نمونه ای از این جنایت هاست. صریحاً و با قاطعیت تمام و با استناد به مدارک و شواهد متقن اعلام می دارم که آنهائی که دم از تهدید ایران می زنند، یا خود تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی اند یا به تهدید دامن می زنند. ایران نه فقط تهدید نیست، بلکه در آرمان و عمل، پیوسته منادی صلحِ عادلانه و امنیت همه جانبه بوده است.»
 
حمایت قاطع از فلسطین:
 
ظلم اسرائیل و کشورهای حامی اش به فلسطین، سالیان درازی است که ادامه دارد. برای بعضی متاسفانه این ظلم تکراری شده است و انگار اگر از آن سخنی به میان بیاید، اتلاف وقت صورت گرفته است! شعارهایی که بعضی از سیاست مداران در سالهای قبل مطرح می کردند، از قبیل اینکه ما باید به وضع کشور خودمان برسیم، و به گرسنگان کشور خودمان بیاندیشیم، نه دیگر کشورها، در حقیقت منافی پیام نوع دوستی اسلام است. در دین مبین اسلام، هر کس به ظلم ظالمی راضی باشد، در ظلم او شریک است. و هر کس صدای فریاد مظلومی را بشنود و به یاری او نشتابد مسلمان نیست! بنابراین اهمیت مسئله فلسطین بیش از آنست که گذر زمان آنرا به ورطه فراموشی بکشاند. فریاد های متفکر شهید، استاد مطهری هیچ گاه کهنه نخواهد شد، آنجا که فریاد می زد: «والله و بالله ما در برابر این قضیه‏ مسئولیم . به خدا قسم مسئولیت داریم . به خدا قسم ما غافل هستیم . و الله قضیه‏ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است ، این قضیه است . داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده ، این قضیه است . اگر می‏خواهیم‏ به خودمان ارزش بدهیم ، اگر می‏خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش‏ بدهیم ، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری کنید ، می‏گفت چه شعاری بدهید ؟ آیا می‏گفت بخوانید : ” نوجوان اکبر من” یا می‏گفت بگویید : ” زینب مضطرم الوداع ، الوداع ” ؟! چیزهایی که من ( امام حسین ) در عمرم هرگز به اینجور شعارهای پست و کثیف ذلت آور تن ندادم و یک کلمه از این حرفها نگفتم؟! اگر حسین بن‏ علی بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد . شمر امروز موشه دایان است. شمر هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمر امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان بخورد. هی دروغ در مغز ما کردند که‏ آقا این یک مسئله داخلی است. مربوط به عرب و اسرائیل است...»
دکتر حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان نیز در سخنانشان به این مهم اشاره کرده و می گویند:
«آنچه بر مردم مظلوم فلسطین می رود، چیزی جز یک خشونت ساختاری نیست. سرزمین فلسطین در اشغال است. حقوق اولیه فلسطینیان به طور فاجعه باری نقض می شود و آنها از بازگشت به خانه، محل تولد و دسترسی به سرزمین مادری محرومند. جنایاتی که بر مردم بی گناه فلسطین می رود، خشونت نهادینه ای را به نمایش می گذارد که برای توصیف آن، آپارتاید مفهوم و واژه کم وزنی بنظر می آید.»
 

تحریم جلوه ای از خشونت:
 
مسئله تحریم، اگر آلت دست زورگویان و مستکبران قرار گیرد، و اگربه دور از هیاهوی رسانه ای به آن پرداخته شود، مشخص خواهد شد که مسئله ای کاملا ضد انسانی است. و دلیل این ادعا، تاثیر مستقیم آن بر معیشت مردم است. کشوری که تحریم می شود، در سطوح مختلف، ممکن است در تامین حداقل های مورد نیاز زندگی مردمش دچار مشکل شود. به لحاظ دارویی و غذایی، و به لحاظ آموزشی و حتی سیاسی. رئیس جمهور کشورمان، با یادآوری وضعیت اسف بار مردم عراق، تحریم های ناعادلانه را زیر سوال می برند. دکتر حسن روحانی در بخشی از سخنانشان می گویند:
«تحریم های غیر عادلانه،به عنوان جلوه دیگری از خشونت، ذاتاً ضد صلح و ضد بشری هستند که برخلاف تبلیغات تحریم گران، دولت ها و نخبگان سیاسی را هدف قرار نمی دهند، بلکه بیش از همه، مردمان عادی را قربانی دعواهای سیاسی خود می کنند. میلیون ها عراقی را فراموش نکنیم که در اثر تحریم هائی که با زَروَرق های حقوقی در نهادهای بین المللی پیچیده شده بودند، آسیب دیدند؛ جان باختند؛و هنوز عده قابل توجهی از آنها در سرتاسر زندگی باید زجر بکشند. این تحریم ها خشونت آمیزند. هوشمند و غیر هوشمند ویک جانبه و چند جانبه ندارند. این تحریم ها ناقض حقوق مسلم بشری، از جمله حق صلح، حق توسعه، حق دسترسی به بهداشت، حق آموزش و فراتر از همه حق حیات می باشند. نتیجه تحریم ها، علیرغم هرگونه لفاظی و بازی با واژه ها، همان آتش افروزی و جنگ طلبی و نابودی انسان هاست. این آتش فقط دامن قربانیان تحریم را نمی گیرد، بلکه به اقتصاد وزندگی مردمِ جوامع تحریم کننده نیز، لطمه وارد می کند.»
 
تدبیر راه حل بحران های جهانی:
 
رئیس جمهور کشورمان، تدبیر را کلید حل مشکلات اساسی در سطح بین الملل دانسته و برخورد مسولانه را حلال مسائل می دانند. دفاع از صلح و دموکراسی نیز به جای راه حل های خشونت آمیز در حل مسائل کشورهایی مثل سوریه در سخنان آقای روحانی مورد توجه قرار می گیرد. ایشان درباره سیاست خارجی دولت تدبیر و امید می گویند:
«ترکیب امید و تدبیر و اعتدال در سیاست خارجی به آن معناست که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای نسبت به امنیت منطقه و جهان، مسئولانه برخورد می کند و آمادگی همکاری چند جانبه و همه جانبه با سایر بازیگران مسئول در این عرصه ها را دارد. ما از صلح مبتنی بر دموکراسی و صندوق رأی در همه جای جهان از جمله در سوریه و بحرین و دیگر کشورهای منطقه دفاع می کنیم و معتقدیم راه های خشونت آمیز برای بحران های جهانی وجود ندارد و تنها به کمک خرد انسانی و با تعامل و اعتدال می توان بر واقعیت های تلخ جامعه بشری غلبه کرد. لذا تضمین صلح و دموکراسی، و تأمین منافع مشروع همه کشورها در جهان، و از جمله در منطقه خاورمیانه، با نظامیگری محقق نمی شود.»
 
سخنان ماندگار:
 
رئیس جمهور کشورمان، با اشاره به صدایی که پیاپی و به حالت تهدید گوشزد می کرد که «گزینه جنگ (نظامی) روی میز است»، جمله ای زیبا را بیان کرد که می تواند برای همیشه ماندگار شود؛ «صلح در دسترس است». بعد از آن پیشنهاد طرح «جهان علیه خشونت و افراطی گری» را مطرح کرد که جا دارد برای همیشه مورد اهتمام قرار گیرد. به هر روی مطرح کردن صلح به جای جنگ و دعوت همه به ایجاد بستری مملو از تدبیر و امید، نکات مثبتی است که می تواند برای سایر کشورها مورد توجه قرار گیرد...
 
بیتی از فرودسی بزرگ:
 
یکی از شهرت های آقای روحانی به سخنرانی های جذاب و گیرایشان است. ایشان به خوبی می دانند که چگونه از آیات قران و احادیث معصومین استفاده ببرند. همینطور استفاده از اشعار بزرگان در سخنان ایشان، سنتی است که تقریبا از قدیم صورت می گرفته است. در خاطرات یکی از بزرگان بود که سخنان آقای روحانی، خصوصا بعد از انقلاب و در جمع دانشجویان، همیشه پر حرارت و جذاب بوده و قطعا یکی از دلایلش همین حسن سلیقه هاست. در سخنرانی سازمان ملل رئیس جمهور نیز، بیتی ماندگار در بهترین جای سخنرانی آورده می شود. قبل از خواندن بیت، جملاتی می آید که در حقیقت بیت فرودسی، معنی آن جملات را کامل کرده و به اوج می رساند:
«ما باید بپذیریم و بتوانیم در اینجا افقی را بگشاییم که درآن به جای جنگ، صلح،به جای خشونت، مدارا، به جای خونریزی، پیشرفت،به جای تبعیض، عدالت،به جای فقر، برخورداری و به جای استبداد، آزادی درسراسرجهان بهتردیده شود. به گفته فردوسی، شاعر بلند آوازه ایران:
بکوشید نیکی به کار آورید
چو دیدید سرما بهار آورید...»

 
آیه ای از قران کریم:
 
رئیس جمهور کشورمان در پایان با قرائت آیه ای از قران، حسن ختامی قابل تامل داشت که: «و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون»
 

و چه عجیب آیه ای است این آیه که:
 
زمین به بندگان صالحش به ارث خواهد رسید...
اللهّم عجّل لولیک الفرج

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا
 
پیوست: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

......................................................................................................

.........................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

 
پیوند آتش و مرگ در حادثه اتوبان تهران قم...
 
نگاه:
 
شوخی دارد؟ 44 نفر از هموطنانمان، جانشان را در یک سانحه از دست داده اند! چه فرقی می کند اسکانیا مقصر باشد یا لاستیک؟ عزیزانمان بر می گردند؟ گیرم 99/99 درصد اسکانیا مقصر باشد، اصلا گیرم کشور سوئد مقصر حادثه باشد! چه کسی جوابگوی داغ دیده هاست؟ عجیب نیست که بعد از حوادثی اینچنینی، وقتی جان انسانها براحتی از دست می رود، یادمان می آید که فلان شرکتی متخلف است؟ آیا اسکانیا قبلا مشکلی نداشته؟ آیا قبلا در حوادثی کوچکتر جان انسانهایی بی گناه از دست نرفته؟ چرا بعد از فجایعی تلخ، یادمان می آید که دنبال مقصر بگردیم و انگشت ملامت به سمت این و آن بگیریم؟ اگر اسکانیا نقص فنی دارد، که دارد، چرا تا بحال کسی به فکر نیافتاده بود که جلوی ترددش را بگیرد؟ توپولف نرفت، اما وقتی رفت، جان خیلی از هموطنانمان را با خودش برد. اسکانیا هم همیطور است. نمی رود، اما وقتی برود، جان خیلی ها را با خود خواهد برد...
 
شرح حادثه:
 
مطبوعات کشوری و محلی، اینطور گزارش دادند که برخورد شدیدی بین دو اتوبوس اسکانیا، در محور قم به تهران اتفاق افتاده که متاسفانه جان 44 نفر از هموطنان عزیزمان را گرفته است. اسکانیای شرکت «آسیا سفر» از اصفهان به مقصد تهران در حرکت بوده که یکی از لاستیک هایش می ترکد. راننده کنترل ماشین را از دست می دهد، به گاردریل وسط جاده می زند و وارد مسیر مقابل می شود. از آن طرف اسکانیای دیگری که از تهران به سمت اردکان در حرکت بوده با غول خشمگینی مواجه می شود که به سمتش می آید. هر چقدر تلاش می کند تا از حادثه فرار کند موفق نمی شود. دو اتوبوس در یک برخورد وحشتناک آتش می گیرند. آتش سوزی می شود و متاسفانه هموطنان عزیزمان دچار مرگ دلخراشی می شوند...
 
علت حادثه:
 
سردار اسکندر مومنی، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی، علت اصلی تصادف را ترکیدن لاستیک اتوبوس عنوان می کند. وی ضعف بدنه اتوبوس ها و نقصی که در سیستم برق رسانی اتوبوس اسکانیا وحود دارد را علت آتش سوزی بیان می کند. ایشان همچنین اضافه می کند که علت ترکیدگی اتوبوس در دست بررسی است، و اگر غیر استاندارد بودن آن ثابت شود، با شرکت مسافربری مربوطه برخورد خواهد شد...
 
مقصرین حادثه:
 
معمولا در کشور ما بعد از اتفاق افتادن حوادث تلخ اینچنینی همه به دنبال مقصر می گردند. در این حادثه هم سهم شرکت اتوبوس اسکانیا (عقاب افشان) 50 درصد عنوان می شود. همچنین اگر لاستیک استفاده شده در اتوبوسی که در مسیر اصفهان_تهران در حرکت بوده نامرغوب بوده باشد، شرکت «آسیا سفر» نیز مقصر خواهد بود، اما...
 
واکنش ها:
 
رئیس جمهور و رئیس مجلس، در پیام های جداگانه ای، حادثه دلخراش سانحه مرگبار آتش سوزی اتوبوس های اسکانیا و از دست رفتن جان تعداد زیادی از هموطنانمان را تسلیت گفتند. نمایندگان استان یزد در مجلس شورای اسلامی، در پیام های جداگانه، حادثه را به بازماندگان تسلیت گفتند. محمد رضا عارف نیز در پیامی با خانواده های داغدیده ابراز همدردی کرد. آیت الله اعرافی، امام جمعه میبد نیز در پیامی این حادثه را تسلیت گفتند. دکتر توفیقی، سرپرست وزارت علوم نیز مرگ سه تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان را در این حادثه غم انگیز تسلیت گفت. همچنین محمد رضا تابش، نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی ضمن ابراز همدردی با داغ دیدگان گفت: از وزرای راه، کشور، بعداشت و صنایع در اینباره سوال خواهم کرد. وی افزود از وزیر راه درباره وضع جاده محل تصادف، وضع استحکام گاردریل ها، ایمنی اتوبوس و مهارت راننده سوال خواهم کرد. از وزیر کشور راجع به حضور آتش نشانان، عملکرد پلیس راه و اقدامات ستاد مدیریت بحران در قم و یزد سوال خواهم کرد. از وزیر بهداشت و درمان راجع به امداد جاده ای و زمان حضور آمبولانس ها و نیروهای امداد خواهم پرسید و از وزیر صنایع درباره علت آتش سوزی اتبوس ها و مشتعل شدن آنها و اینکه آیا ضوابط لازم در ساخت آنها رعایت شده یا نه سوال خواهم کرد. همچنین احمد نعمت بخش، دبیر انجمن خودرو سازان ایران، صاف بودن تایر جلوی اتوبوس اسکانیا را علت اصلی حادثه می داند، و بنابراین به کار پلیس راهنمایی و رانندگی ایراد وارد می کند که چرا از تردد اتوبوس هایی که لاستیک های معیوب دارند جلوگیری نمی کند. دکتر صادق زیباکلام نیز در مقاله ای که روزنامه آرمان آنرا منتشر کرده، از نبود ایمنی کافی در وسایل نقلیه عمومی و همینطور استاندارد نبودن جاده ها و گاردریل های جاده انتقاد می کند.
 
کلام آخر:
 
کاش قبل از وقوع چنین اتفاقی، جلوی تردد خودرویی که اعلام می شود در سیستم برق رسانی اش دچار مشکل است گرفته می شد. کاش قبل از حادثه تمهیداتی اندیشیده می شد تا کیفیت اتوبوس هایی که مستقیما با جان هموطنانمان در ارتباطند بررسی شود. کاش قبل از این حادثه جلوی حرکت اتوبوس معیوب گرفته می شد. و قبل از آن، ای کاش جلوی تردد اتوبوس اسکانیایی که قبلا هم در حادثه ای دیگر در استان خوزستان جان 14 نفر را گرفته بود گرفته می شد...

پی نوشت:
لینک مطلب در سایت یزد فردا

پیوست: السلام علیک یا علی ابن موسی الرّضا المرتضی

سه شنبه 5 شهریور 1392

مبارک آزاد شد...

نویسنده: احمد طحانی   

.................................................................................................

.....................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

انقلاب بی انقلاب...

حسنی مبارک آزاد شد!
 
آزادی حسنی مبارک، دیکتار مخلوع مصر از زندان، خبر عجیبی است که متاسفانه اتفاق افتاده، و جز حرکت در مسیر نابودی تدریجی آثار انقلاب مردم مصر و بازگشت به روال سابق، هیچ انگیزه دیگری نمی تواند پشتوانه آن باشد...
 
روال آزادی:
 
1. این اولین قدم مهم است. در یک روال منظم و کاملا حساب شده فرزندان دیکتاتور مصر، «علاء» و «جمال» از زندان آزاد می شوند. دادگاه اعلام می کند که دوران بازداشت آنها سپری شده است و آنها آزادند. البته به شرطی که محل اقامتشان مشخص باشد و در پرونده دیگری تحت تعقیب نباشند. به هر حال فرزندان مبارک، که در دوران حکومت پدر، مسولیت های ریز و درشتی داشته اند، و البته در کشتار مردم انقلابی مصر هم نقشی پر رنگ ایفا کرده اند، به همین راحتی آزاد می شوند تا نقشه حساب شده تخریب آثار قیام مردمی کلید بخورد.
 
2. در قدم بعدی دادگاهی در قاهره برگزار می شود، و مبارک را از اتهامات درآمدهای غیر قانونی و کشتار معترضان انقلاب مصر تبرئه می کند. جالب است که مبارک، قبل از این دادگاه، در محکمه دیگری به حبس ابد محکوم شده است! به هر حال بعد از تبرئه مبارک، زمزمه های آزادی وی به گوش می رسد.
 
3. بالاخره با طرح مقامات مصری و کودتاگرانی که انقلاب را از چنگ مردم مصر درآورده و رئیس جمهوری که با رای قانونی مردم سر کار بوده را برکنار کرده اند، و با نقشه ای حساب شده مبارک آزاد می شود. به این ترتیب که مراحل اداری آزادی مبارک کم و بیش از طریق رسانه ها اعلام می شود و بالاخره پس از طی مدت کوتاهی که از شدت تنش های ایجاد شده در جامعه کاسته می شود، حسنی مبارک از زندان آزاد شده و به وسیله بالگرد به محل اقامت اجباری خود در بیمارستان المعادی منتقل می شود.
 
توطئه و فریب:
 
می گویند مبارک در حصر خانگی است. می گویند هنوز اتهامات دیگری وجود دارد که دادگاه به آنها رسیدگی نکرده است، از جمله رشوه گیری در کاخ ریاست جمهوری مصر. می گویند آزادی مبارک موقتی است. می گویند نظامی ها طرفدار مردم اند. می گویند محمد مرسی، رئیس جمهور مخلوع مصر قصد داشته کشور را به نفع حزب مطبوعش، یعنی اخوان، مصادره کند، و می گویند این حرکت کودتا گونه انقلاب مردم را نجات داده است. خیلی چیزهای دیگر هم گفته می شود، اما چه کسی است که نداند همه حرف ها، بهانه هایی واهی است که خشم مردم انقلابی مصر را از شنیدن خبر آزادی مبارک فرو نشاند؟ مبارک به همین راحتی آزاد می شود. و بعضی توقع دارند مردمی که عزیزانشان را در راه انقلاب از دست داده اند، و مهمتر از آن، برای خدا قیام کرده اند، به این حرفها راضی شوند و انقلابشان را بسپارند به دست نظامی های پیر و فرتوتی که حلقه به گوش غرب و دلبسته رژیم سابقند!
 
نقش کج سلیقگی های مرسی:
وقتی قیام مردمی در مصر آغاز شد، آمار شهدای مصری که برای رسیدن به استقلال و آزادی قیام کرده بودن روز به روز بیشتر می شد، و زیاد شدن آمار شهدا، نشان می داد که دستان حسنی مبارک، دیکتاتور مصر، هر چه بیشتر به خون مردم آغشته می شود. بالاخره مردم پیروز می شوند و مبارک سقوط می کند. تفاله های رژیم مبارک اما هنوز بر سر کارند. نظامی های پیر و وابسته ای که جز قدرت به چیز دیگری نمی اندیشند. آنها تصور می کنند با برگزاری انتخابات می توانند ذره ذره به قدرت باز گردند. انتخابات مصر تقریبا دو قطبی می شود. از یک طرف حزب انقلابی اخوان المسلمین، و از طرف دیگر کاندیدایی که مورد حمایت آمریکا و غرب است. بعد از شمارش آرا، محمد مرسی به ریاست جمهوری می رسد. تا اینجای کار همه چیز به نفع انقلاب و مردم مصر است. حتی قانون اساسی جدید هم به تصویب می رسد. اما در این بین، کج سلیقگی ها و کوتاهی های مرسی، دوامی به خوشحالی مصری ها نمی دهد. مرسی از یک طرف در مقابل خواسته انقلابی ها بد عمل می کند، و در مقابل خروش مردمی و خواسته مردم برای لغو پیمان های ننگ آلودی مانند کمپ دیوید محافظه کارانه برخورد می کند و از  طرف دیگر تمایلات حزبی اش برای ماندن به قدرت انتقادات زیادی را بوجود می آورد. رفتار محمد مرسی، با همه نکات مثبتی که دارد، به هیچ وجه شبیه به یک رئیس جمهور انقلابی با مدیریتی قوی نیست. بالاخره کم کاری ها و توطئه ها و ساده لوحی ها دست به دست هم می دهند و رئیس جمهور جدید مصر را سرنگون می کنند. دولت موقت تشکیل می شود. مردم اما کوتاه نمی آیند. آنها از مرسی رضایت کامل ندارند، اما به نبودش هم راضی نیستند. هرچه باشد مرسی با انتخابات بر سر کار آمده و اگر در مقابل آمریکا و اسرائیل برش کافی را ندارد، حداقل سرسپرده هم نیست. مقامات، رهبران اخوان المسلمین را یکی پس از دیگری بازداشت می کنند. نارضایتی مردم به اوج می رسد. دولت موقت، نظامیان و ارتش مردم را به خاک و خون می کشند، به خیال اینکه به زور اسلحه می شود آنها را ساکت کرد. اما غافلند از اینکه اگر کار قرار بود با اسلحه پیش برود، هیچ وقت مبارک سقوط نمی کرد...
 
در هر صورت اکنون حسنی مبارک از زندان آزاد شده است، و این یک پیام بزرگ است؛ بازگشت به عقب. مردم منطقه، علی الخصوص کشورهایی که بیداری اسلامی در آنها اتفاق افتاده، و بویژه بحرین، به دقت حوادث مصر را زیر نظر دارند. آنها امیدوارند. امیدوارند انقلاب مردم مصر به ثمر بنشیند. امیدوارند دموکراسی در کشور اهرام ثلاثه حاکم شود. خدا کند امیدشان نا امید نشود، تا امواج خروشان بیداری همچنان در تلاطم باشد...

پی نوشت:
لینک مطلب در سایت یزد فردا

پیوست: اللّهم عجّل لولیک الفرج

سه شنبه 5 شهریور 1392

در مصر چه می گذرد؟

نویسنده: احمد طحانی   

......................................................................................................

.........................................................................................................

سلام

این مطلب  در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

فتنه، آشوب، کودتا...

در مصر چه می گذرد؟
 
همین چند روز قبل بود که خبر تاسف بار کشته شدن صدها نفر از مردم مصر، فضای رسانه ای کشور را تحت تاثیر خود قرار داد. روزنامه ها و خبرگزای ها از این موضوع گفتند و نوشتند، و رسانه ملی هم گزارشات مختلفی در این زمینه مخابره کرد، و خلاصه اینکه فضای این روزهای کشور، متاثر از کشته شدن برادران و خواهران مسلمانمان در مصر، فضایی بهت انگیز بود...
 
اما ماجرا چیست؟
با یک نگاه کلی به اوضاع مصر، از آغاز بیداری اسلامی تاکنون، شاید بتوان مسئله را بهتر درک کرد:
 
مصر، یکی از پرجمعیت ترین کشورهای آفریقایی خاور میانه است و جمعیتی نزدیک به 80 میلیون نفر دارد. بعد از جرقه ای که «محمد بوعزیزی»، جوان تحصیلکرده و دستفروش تونسی در اعتراض به ضبط گاری اش توسط پلیس تونس انجام داد، و با آتش زدن خود در برابر ظلم و جور، آتشی در دل مسلمانان رنج دیده عالم روشن کرد، بیداری اسلامی در ظاهر آغاز شد. گرچه حقیقت بیداری اسلامی، طلوع بعثت حضرت رسول اکرم (ص) بوده، و در تاریخ معاصر هم بدون شک بیداری مردم ایران توسط امام خمینی (ره) و تشکیل جمهوری اسلامی نقش بسزایی در آن داشته است. به هر روی رژیم فاسد و ظالم حسنی مبارک هم با خیزش مردمی مصر فرو ریخت، و دوران تازه ای در آن کشور آغاز شد. جنایت های رژیم مبارک در کشتار مردم، بعد از انقلاب مردم این کشور باید در دادگاه صالحه ای محاکمه می شد. گرچه این اتفاق تا حدی صورت گرفت، اما هیچ وقت نتوانست خشم مردم رنج دیده مصر را فرونشاند. چرا که این مجازات، با اهمال و نادیده انگاری بسیاری از جنایات مبارک دنبال می شد...
بعد از انقلاب مردمی در مصر، محمد مرسی، رئیس حزب آزادی و عدالت که از احزاب اخوان المسلمین است، در انتخاباتی که سال 2012 صورت گرفت به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد. انتخابات مصر، که اولین انتخابات بعد از انقلاب این کشور بود، به همراه انتخاب مرسی که از حزب اخوان المسلمین آمده بود، و شعارش مبارزه با ظلم و عدالت گستری بود، فضایی آکنده از امید را در دل مسلمانان سراسر جهان ایجاد کرده بود. مردم مصر امیدوار بودند که بعد از رژیم مستبد مبارک، دولتی سر کار آمده که می تواند خواسته هایشان را اجابت کند و کشورشان را به سمت پیشرفت و آبادانی سوق دهد. در این بین قانون اساسی جدید مصر هم تصویب شد. اوضاع در ظاهر روبراه بود، اما در باطن توطئه هایی که توسط مخالفان داخلی و خارجی مردم مصر در حال شکل گیری بودند، به سرعت اوضاع را به سمت دگرگونی سوق می داد. کوتاهی هایی که محمد مرسی در جهت رفع مطالبات مردمی داشت نیز به نقشه های دشمنان مصر کمک می کرد. از جمله اینکه وی، و رهبران اخوان المسلمین، بعد از انقلاب مصر، نشان دادند که چندان هم به رابطه با آمریکا و اسرائیل بی تمایل نیستند. بالاخره در ژوئن 2013 و بر اثر همین رفتارها، و البته توطئه های ریز و درشت آمریکا و اسرائیل، موج جدیدی از اعتراض شکل مردمی در مصر گرفت، و مخالفان دولت، در حالی که نزدیک به سالگرد تشکلیش بود، خواستار برکناری مرسی شدند. آمریکا و اسرئیل، که حرکت های اسلامی را مخالفت با سیاست های خود می دانند، همواره در تلاش برای ضربه زدن به بنیان این حرکات، یعنی اصل اسلامند، و از هیچ تلاشی هم برای سرکوب کردن حرکت های ریز و درشت اسلامی در سراسر جهان دریغ نکرده و نمی کنند. در مصر هم وضع به همین منوال پیشرفت. نقشه های آمریکا و اسرائیل، برای منحرف کردن انقلاب، و روی کار آوردن دولتی که بطور کامل باب میل آنها باشد، تا حدی نتیجه داد، و کودتای نظامی در مصر اتفاق افتاد. اما حضور و پیگیری مردم، برای بازپس گیری انقلابشان، از بازماندگان رژیم مبارک، و عوامل آمریکا و اسرائیل، نشان داد که ماجرا به آن سادگی که آمریکا و اسرائیل فکر می کردند نیست. بلکه بعد از روی کار آمدن مرسی، و نرمش های وی در مقابل آمریکا و اسرائیل و پیمان های ننگ آلودی مانند کمپ دیوید، مردم انقلابی مصر، از قبل بیدارتر شده اند. آنها اینبار دقیقتر از قبل خواسته هایشان را مطالبه کردند. تظاهرات کردند. تحصن به راه انداختند و ساعت ها در میادین بزرگ شهر به تجمع ادامه دادند. مردمی که در مقابل کودتاگران قرار گرفته اند، در ظاهر خواستار بازگشت مرسی، رئیس جمهور قانونی کشورشان هستند، تا او در آرامش و به تدریج خواسته هایشان را پیش ببرد. اما در باطن، این حرکات انقلابی و حضور مردم در صحنه، نشان می دهد که آنها به دولت و تشکلیلاتی نیاز دارند تا اهداف بلند انقلاب را در حرکاتی انقلابی و نه دیپلمات گونه، پیش ببرد. در مقابل خیزش مردم و طرفداران مرسی، ارتش مصر، بعد از تذکراتی که نتوانست مردم را از صحنه به در کند، دست به جنایت وحشتناکی زد که کم از جنایات رژیم مبارک نداشت. آنها هزاران نفر از مردم را به خاک و خون کشیدند و قتل عام به راه انداختند. سران ارتش، و نظامیان غرب زده مصری، دست به کشتار وحشیانه مردم زدند، و حمام خونی براه انداختند که تعداد کشته هایش، بین 500 تا 2200 نفر اعلام شده و مجروحان آنرا تا 10000 نفر گزارش کرده اند...
 
این روزهای پر التهاب مصر می گذرد. هر انسان آزاده ای و هر مسلمانی در هرکجای دنیا، تا جاییکه در توان دارد، برای نصرت مسلمانان سراسر جهان، تلاش می کند. اما آنچه برای ما، به عنوان مردمانی که زیر پرچم جمهوری اسلامی روزگار می گذرانیم اهمیت دارد، درس گرفتن از اتفاقات مصر و بلکه از همه اتفاقاتی است که در گیتی رخ می دهد:
 
1. اوضاع پیچیده مصر، نشان می دهد که مردم مصر به ریسمان محکمی نیاز دارند تا هم بتواند تفرقه و چند دستگی را از بین ببرد، و هم قدرت ایستادگی در مقابل دشمنان و برآورده کردن خواسته دوستان را داشته باشد. چنین ریسمانی در نظام اسلامی، اصل مترقی ولایت فقیه است که با دستان با برکت حضرت امام خمینی بنا نهاده شد. اصلا ولایت فقیه، که فصل الخطاب امور مهم جامعه ی دینی و سیاسی است، از اسلام ناب محمدی برآمده و در سال 57 و توسط حضرت امام خمینی، فرصت پیدا کرده تا بطور رسمی اجرا شود.
 
2. اوضاع دردناک مصر نشان می دهد که آمریکا و اسرائیل، تا چه برای رسیدن به خواسته هایشان تلاش می کنند. ساده انگاری است اگر امروز کسانی تلاش های دشمنان را برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و بلکه اصل اسلام نادیده بگیرند. ید طولای آمریکا در جنایت برای رسیدن به اهدافش، در اقصی نقاط جهان نشان می دهد که نظامی مستقل و پویا مثل جمهوری اسلامی، باید به طور قطع برای مقابله با نقشه های شوم دشمنان برنامه ریزی داشته باشد، که انشاء الله همینطور است.
 
3. بلوغ سیاسی یکی دیگر از درس های اتفاقات مصر است. بعد از انتخاب مرسی به ریاست جمهوری، عده ای که به هر دلیل به وی رای نداده بودند، اقدامات نه چندان انقلابی وی را تاب نیاورده و دست به اعتراض و تجمع زدند. به هر حال با روی کار آمدن نماینده ای از اخوان المسلمینی ها با رای مردم، باید به روندی که قرار است در چارچوب متعارف سیاسی اتفاق بیافتد احترام گذاشت. نه اینکه به هر بهانه ای دست به تخریب دولت زد. اگرچه آن اتفاقات نمی تواند ریشه کودتای نظامی علیه مرسی باشد، اما به هر حال نشان داد که آرامش مردمی و کمک به دولت می توانست اوضاع را از آنچه پیش آمده بسیار بهتر نگهدارد. اتفاقات مصر نشان داد که اعتراض و انتقاد داشتن به بعضی از امور دولتی که پرچمدار اجرای امور است، نباید باعث آشوب و بلوا در کشور بشود...
 
اما بررسی سخنان رهبر عظیم الشان انقلاب، در مورد مصر می تواند زوایای پنهانی از این اتفاقات را بیش از پیش روشن کند:
 
الف) «خود این بیدارى اسلامى یك پدیده‌ى بسیار مهمى است؛ اینجور هم نیست كه حالا با آنتى‌تزهائى كه به قول خودشان برایش درست كردند، بگوئیم این بیدارى از بین رفته است؛ نه، اینجورى نیست؛ این بیدارى به وجود آمده. همین حوادثى كه امروز شما در مصر و در بعضى جاهاى دیگر مشاهده میكنید، اینها همه‌اش نشانه‌ى این است كه عمق بیدارى اسلامى در این كشورها وجود دارد_دیدار دانشجویان.6/5/92»
رهبر معظم انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی را یک پدیده مهم و ریشه دار ارزیابی می کنند که به سادگی از بین رفتنی نیست. به فرمایش ایشان، آنتی تزهایی که برای از بین بردن یا انحراف انقلاب های مردمی در کشورهای اسلامی ایجاد شده است، شاید بتواند در کوتاه مدت اثری بر روند پیشروی بیداری بگذارد، اما در بلند مدت اثر عکس خواهد داشت و به روشن شدن هرچه بیشتر اذهان کشورهای مذکور می انجامد.
 
ب) «به نظر من مهم است كه بدانیم و مقایسه كنیم بین انقلاب اسلامى و تشكیل نظام اسلامى در ایران، و آنچه كه به عنوان انقلاب اسلامى مثلاً در كشور بزرگى مثل مصر اتفاق افتاد. آنجا این آفتها به وجود آمد. امروز صحنه‌ى مصر، صحنه‌ى بسیار دردناكى است؛ براى ماها كه نگاه میكنیم، واقعاً دردناك است. این به خاطر اشتباهاتى است كه صورت گرفت؛ یك كارهائى نباید میشد، شد؛ یك كارهائى باید میشد، نشد. آن‌وقت اینها مقایسه شود با نظائر خودش در نظام جمهورى اسلامى؛ اینجااز اول چگونه عمل شد، و آنجا چگونه؟ به نظر ما اینها خیلى مهم است. امروز استكبار یك صف‌آرائى عجیبى دارد، یك خاكریز طولانى‌اى در مقابل این بیدارى به‌وجود آورده؛ حالا یك بخشهائى‌اش را شما در این كشورها و در این حوادث و همچنین در حوادث كشور خودمان دارید مشاهده میكنید. كار، خیلى كار مهمى است_دیدار دانشجویان.6/5/92»
مقام معظم رهبری، مقایسه بین انقلاب اسلامی و انقلاب مصر را یک امر مفید و مهم می دانند، چراکه این مقایسه می تواند نقاط منفی و تاریکی که اتفاق افتاده را روشن کند و همینطور می تواند باعث عبرت و بصیرت افزایی مسلمانان ایران و جهان گردد. در هر صورت شناخت و ریشه یابی آفتهایی که در مصر بوجود آمده، می تواند باعث پیشگری از بروز آن حوادث در دیگر کشورها شود. اشتباهاتی که در مصر صورت گرفته، درس عبرتی برای سایر کشورهای اسلامی خواهد بود. دولتمردان دیگر کشورهای اسلامی باید بدانند که اهداف انقلاب و اقداماتی که باید انجام بپذیرد، مماشات پذیر نیست. کارهایی که «باید» انجام بپذیرد، و ریشه و اصول انقلاب محسوب می شوند را نمی شود انجام نداد و یا به تاخیر انداخت. برعکس این مسئله نیز صادق است و «نباید» کارهایی را که با اصول و اهداف انقلاب سازگاری ندارد، به نام انقلاب صورت داد. در هر صورت تعریف یکسری اصول و ارزشها که تخطی از آن موجب نارضایتی در بین مردم مسلمان خواهد شد، در این کشورها ضروری به نظر می رسد.
 
پ) «اینكه میگوئیم بیدارى اسلامى، این حرف پایه‌دار است، ریشه‌دار است. ملتهاى مسلمان عدالت را میخواهند، آزادى را میخواهند، مردم‌سالارى را میخواهند، اعتناى به هویت انسانها را میخواهند؛ اینها را در اسلام مى‌بینند، نه در مكاتب دیگر؛ چون مكاتب دیگر امتحان‌داده و شكست‌خورده‌اند. بدون مبناى فكرى هم كه نمیشود به این اهداف بلند دست پیدا كرد. آن مبناى فكرى بر حسب ایمان و اعتقاد ملتهاى منطقه عبارت است از اسلام و بیدارى اسلامى. ماهیت جنبشها این است_سالگرد حضرت امام (ره).14/3/91»
رهبر معظم انقلاب، ریشه قیام ملت ها در کشورهای عربی را اسلام می دانند، و البته آنرا ناشی از آزادی خواهی، عزت طلبی و عدالت خواهی مردم می دانند. مقام معظم رهبری معتقدند که همه این موارد در سایه یک حکومت اسلامی تحقق یافتنی است. و بنابراین، همین موارد از وظایف یک حکومت اسلامی می شود که آن حکومت باید آنها را محقق کند. توجه به کرامت انسانی و اعتنای به هویت انسانها، نیاز مردم است، و دین مبین اسلام، به همه جنبه های انسانی و اجتماعی توجه دارد.
 
به امید رهایی همه مردم جهان از چنگال ظلم و ستم
و به امید فردایی آباد
در سایه حکومت عدل گستر مهدوی

پی نوشت:
لینک مطلب در سایت یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

سه شنبه 5 شهریور 1392

برگ دیگری از حماسه سیاسی...

نویسنده: احمد طحانی   

...........................................................................................

..............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

به بهانه رای باشکوه مجلس به وزرای دولت یازدهم

برگ دیگری از حماسه سیاسی...
 
بدون شک، رای قابل توجه و اعتماد نمایندگان مردم در خانه ملت به وزرای پیشنهادی دولت یازدهم، یکی از اتفاقات به یادماندنی سال 92 خواهد بود. آیندگان در تاریخ انقلاب خواهند خواند که رئیس جمهوری که با رای اکثریت مردم انتخاب شده بود، توانست با بصیرت نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی، رای با شکوهی برای اعتماد به وزرایش بگیرد...
 
1. مقام معظم رهبری سال 1392 را سال «حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی نامگذاری» کردند:
«سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری می كنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز كشور تحقق پیدا كند.»
 
2. مردم عزیز ایران اسلامی، در بیست و چهارم خرداد ماه، با حضور گسترده و با شکوه خود پای صندوق های رای، حماسه ماندگاری را رقم زدند:
« به هر حال انتخابات حقیقتاً یك پدیده‌ى برجسته و مهم بود؛ و این فضل الهى بود، لطف پروردگار بود كه دلهاى ملت را هدایت كرد و نیروهاى عظیم مردم وارد صحنه شدند و این حماسه را به وجود آوردند. انتخابات حقیقتاً حماسه شد؛ مردم همان چیزى را كه آرزوى خیرخواهان بود كه یك حماسه‌ى سیاسى به وجود بیاید، تحقق دادند.»
 
3. با رای مردم، فردی بر مسند امور نشست که سالهاست در سنگرهای مختلف مشغول خدمترسانی است:
«جناب آقاى روحانى - همان‌طور كه اشاره كردند - جزو عناصر خدمتگزار قدیمى به نظام اسلامى در بخشهاى مختلف هستند؛ یك فرد آزموده شده‌اى در نظام جمهورى اسلامى هستند؛ چه در دوره‌ى دفاع مقدس، چه در مجلس شوراى اسلامى، چه در شوراى عالى امنیت ملى، كارهاى فراوانى  بر دوش ایشان بوده است، كه آن خدمات بزرگ را انجام دادند؛ امروز هم به عنوان رئیس جمهور بحمدالله مفتخرند به این كه آراء مردم ایشان را به این سِمت منصوب كرده است. امیدواریم ان‌شاءالله خداى متعال به ایشان كمك كند، از ایشان دستگیرى كند، هدایت كند.»
 
4. از همان آغاز، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، با حمایت قاطع و بی نظیر خود، برگ دیگری از حماسه سیاسی را رقم زدند:
«من به همه‌ى مسئولین محترم توصیه میكنم كه ان‌شاءالله همكارى‌هاى خودشان را در زمینه‌ى برطرف كردن مشكلات كشور بیش از پیش كنند؛ قواى مجریه، مقننه و قضائیه حداكثر همكارى را بكنند.»
 
رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزرای دولت یازدهم، نسبت به دوره های قبل، چند ویژگی منحصر به فرد داشت که به آنها اشاره می شود:
 
الف) بالاترین رای اعتماد مجلس به یک وزیر معرفی شده را در همه ادوار رای اعتماد مجالس به دولت های پیشین را، وزیر اقتصاد به دست آورد. دکتر علی طیب نیا بالاترین رای اعتماد را از مجلس گرفت.
 
ب) پنج وزیر معرفی شده، توسط رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی، موفق شدند بالاترین رای اعتماد را در همه ادوار گذشته به خود اختصاص دهند. به غیر از وزیر اقتصاد، آقای علی طیب نیا، که رکورد دار بالاترین رای اعتماد بود، وزرای نیرو، دفاع، بهداشت و درمان و کشور، یعنی به ترتیب آقایان حمید چیت چیان، حسین دهفان، حسن قاضی زاده هاشمی و عبدالرضا رحمانی فضلی بالاترین رای اعتماد در همه ادوار را بدست آوردند.
 
پ) از مجموع 18 وزیر معرفی شده، 15 وزیر رای اعتماد مجلس را بدست آوردند، و از این تعداد، 8 وزیر رای اعتماد بالای 80 درصدی گرفتند که این اتفاق نیز رکورد قابل توجهی بود.
 
ت) میانگین رای اعتماد مجلس شورای اسلامی، به وزرای پیشنهادی دکتر حسن روحانی، عدد قابل توجه 204 بود.
 
و اینکه رای بی سابقه نمایندگان مردم در خانه ملت، به 8 وزیری که به طور مستقیم و غیر مستقیم با اقتصاد کشور سر و کار دارند، اهمیت این حوزه را نشان می دهد. بی شک، مردم هم بعد از حضور با شکوه در انتخابات، اکنون از منتخبان خود، چه در دولت و چه در مجلس، توقع دارند تا با همکاری و مساعدت هم، هرچه سریعتر مشکلات ریز و درشت اقتصادی کشور را حل کرده و نظام اسلامی را به سمت پیشرفت و آبادانی هر چه بیشتر سوق دهند...
 
والسلام
 
منابع:

1. پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سال 92
2. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسولان و کارکنان قوه قضائیه
3. بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری
4. بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری
5. روزنامه همشهری، شماره 6044

پی نوشت: لینک مطلب در سایت یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

یکشنبه 27 مرداد 1392

خستگی را خسته کرد و رفت...

نویسنده: احمد طحانی   

.................................................................................................

.....................................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

به بهانه پایان دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد

خستگی را خسته کرد و رفت...


1. ماشین حامل دکتر احمدی نژاد که به نارمک می رسد، مردمی که به استقبال آمده اند، برای سلامتی اش صلوات می فرستند. او از مردم می خواهد برای سلامتی همه ایرانیان صلوات بفرستند، و از آنها تشکر می کند که مورد لطفش قرار داده اند. اهالی محل، گوسفندی پیش پای دکتر قربانی می کنند. حالا نوبت اوست که پاسخ محبت مردم را بدهد: «شما بزرگواری کردید و برادر کوچک خود را مورد لطف قرار دادید، همانطور که طی 8 سال گذشته همراه و پشتیبان ما بودید. راضی نبودم در عصر ماه مبارک رمضان برای استقبال از بنده به زحمت بیفتید، امروز افتخار می کنم که در خدمت شما هستم و خوشحالم که از این به بعد بیشتر یکدیگر را می بینیم...»

2. سال 84 وقتی دکتر احمدی نژاد، که به قول حیدری مجری سیما موی سپیدی بر سر و صورت نداشت به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، در دوران انتقالی و قبل از شروع رسمی خدمتش شروع به فعالیت کرد. به پروژه نطنز سر زد. از پروژه های عسلویه بازدید کرد، و... . او پر انرژی شروع کرد، و تا آخرین روز و آخرین لحظه، پر انرژی ادامه داد. در روز آخر کارش و بعد از هشت سال، همانند صبح روز اول، پر تلاش ظاهر شد، و با حضور در منطقه پردیس تهران، از روند ساخت واحدهای جدید مسکن مهر بازدید کرد. پس از آن به تهران غرب رفت و از کارگاه عملیاتی پروژه احداث متروی تهران به شهر جدید پرند بازدید کرد، و چند کار ریز و درشت دیگر هم انجام داد. او مردانه تلاش کرد، از روز اول تا آخرین روز.
 
3. وقتی ردای ریاست جمهوری هنوز بر قامتش بود، مشایی برای انتخابات ثبت نام کرد. شورای نگهبان هنوز اسامی تایید صلاحیت شده ها را اعلام نکرده بود که دوست و دشمن شمشیر کشیدند و گفتند و نوشتند و تاختند که وای! چه برنامه های وحشتناکی دارد؛ گفته در صورت رد صلاحیت مهندس مشایی استعفا می دهد! گفته می خواهد خیلی از فسادهای گسترده نظام را افشا کند! سی دی قرمز پخش می کند! وزیر کشور را عزل می کند! انتخابات را برگزار نمی کند! در روز انتخابات رای نمی دهد، یا رای سفید می دهد! در کشور آشوب به راه می اندازد! در مراسم ارتحال امام راحل شرکت نمی کند! و... . اما احمدی نژاد اهل این برنامه ها نبود و آنهایی که اینگونه می گفتند و می نوشتند، او را نشناخته بودند. همانطور که بعد از رفتنش هم هنوز خیلی ها او را نشناخته اند. او مظلومانه آمد و غریبانه رفت.
 
4. احمدی نژاد قبل از آمدنش یک دانشگاهی بود. یک علم و صنعتی. او با رتبه عالی 132 در سال 54 تحصیلات خود را در مهندسی عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد. در سال 65 کارشناسی ارشد همان دانشگاه پذیرفته شد و به عضویت هیات علمی دانشکده عمران دانشگاه در آمد. در سال 76 موفق به دریافت مدرک دکتری مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل از همان دانشگاه شد. امروز هم بعد از گذشت سالها خدمت، چه در کسوت شهردار تهران، و چه ریاست جمهوری، و البته خدمات گوناگونی که قبل از این موارد داشته، قرار است باز به دانشگاه برگردد و در حال انجام مراحل قانونی ثبت دانشگاه است. می خواهد گوشه ای از بار رشد علمی کشور را به عهده بگیرد، و در این سنگر خدمت کند. اما، هنوز چیزی مشخص و قطعنی نشده، حضرات منتقد شروع کرده اند! یک روز می گویند اسم دانشگاهش «ایرانیان» است، و روز دیگر فریاد بر می آورند که «جریان انحرافی» می خواهد قطبی برای خودش درست کند! حرف داشتن و انتقاد کردن کاری ندارد، کاش کمی انصاف داشته باشیم...
 
5. اصلا فرض را بگذاریم بر اینکه احمدی نژاد هیچ کاری انجام نداده و هیچ خدمت چشم گیری نکرده است. اما آیا پر تلاش بودنش را هم می شود منکر شد؟ بعضی می گویند کارهای احمدی نژاد، کارشناسی نشده بوده است. به آنها عرض می کنم، مصاحبه آخر رئیس دولت دهم را از شبکه اول سیما دیدید و شنیدید؟ یا بعدا از جایی خواندید؟ اگر نه، یادآوری می کنم که در بخشی از برنامه آقای حیدری مجری سیما، از احمدی نژاد خواست احساسش را نسبت به کلماتی که می گوید بیان کند. حیدری گفت هلی کوپتر، و احمدی نژاد که واکنش چهره اش نشان می داد از آنهمه پرواز هنوز دلهره دارد، احساسش را اینگونه بیان کرد: «از هلیکوپتر خیلی خاطره دارم. هلی کوپتر یعنی چهار بند بدن آدم از هم جدا شوند، البته وسیله بسیار خوبی است و برای جابجایی بسیار کمک کرد و من جا دارد در همین جا از همکاران خود در آشیانه جمهوری اسلامی تشکر کنم که فداکاری بسیاری کردند و جان خود را گذاشتند. بچه‌های هلی کوپتری هلال احمر و در یکی دو مقطع بچه‌های سپاه آمدند اما عمدتا بچه‌های ارتش بودند و خیلی فداکاری کردند.». بیایید یک ذره انصاف داشته باشیم. همین یک قلم را اگر از باقی خدماتش جدا کنیم، و زیر ذره بین معرفت بگیریم، می بینیم او جانش را خیلی جاها کف دست گرفت تا راحت تر اینطرف و آن طرف برود، و در بازه زمانی کمتر، کارهای بیشتری انجام دهد. حادثه ای که اخیرا برای هلی کوپتر حامی احمدی نژاد اتفاق افتاد، و خوشبختانه به خیر گذشت را در نظر بگیرید، و حساب کنید که بالای صد پرواز با هلی کوپتر، با انسان چه می کند. معلوم است که موی سیاه جا نمی گذارد!

6. در دولت های نهم و دهم، که رشد علمی، صنعتی، عمرانی، و اقتصادی کشور رونق چشمگیری پیدا کرد و کشور در زمینه علوم هسته ای و نانو تکنولوژی، هوا و فضا، و تسلیهات نظامی به پیشرفت های قابل توجهی دست یافت، طبیعی بود که تحریم های دشمنان ملت ایران هم افزایش پیدا کند. به عبارت دیگر، دشمنان که در خیال خام خود تحریم ها را ترمزی برای رشد کشورمان می دانستند، همزمان با سرعت گرفتن پیشرفت کشور، میزان تحریم ها را نیز افزایش دادند. اما عده ای، با نادیده گرفتن این حقیقت که «دشمن دشمنی می کند»، مدام از سیاست های احمدی نژاد انتقاد کردند. گفتند دارد دشمن تراشی می کند و... . اما بعد از انتخاب جناب آقای دکتر روحانی، و درست در همان زمانی که رسانه های مختلف در سراسر جهان، از آغاز روند تازه همکاری ایران با کشورهای جهان خبر می دادند، و البته عنوان می کردند که با «تغییر» در سیاست خارجی ایران، تحریم ها نیز  شکسته خواهد شد، دور جدیدی از تصویب ها علیه کشور عزیزمان تصویب شد! تحریم هایی که قرار است بیشتر تمرکزش بر نفت و گاز باشد. اما راستی چرا؟ مگر مشکل احمدی نژاد نبود؟ پس چرا بعد از رفتنش باز هم همان مسیر را ادامه می دهند؟ واقعیت اینست که دشمنان ملت ایران، با نظام حاکم بر کشورمان، و در اصل با اسلام ناب محمدی دشمنند. فرقی نمی کند چه کسی بر مسند امور باشد. آنها می خواهند به اسلام، ایران و انقلاب ضربه بزنند. آنها می خواهند مردم را از نظام حاکم بر کشورشان دلسرد کنند. مشکل آنها با تنه درخت تنومند نظام است، نه شاخه هایی که می آیند و می روند...
 
7. وقتی آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات حائز اکثریت آراء شدند، دکتر احمدی نژاد به دیدار ایشان رفت و پیروزی شان را تبریک گفت. جالب است که بعد از انقلاب، اولین دولتی که تمام وزرایش خدمت رئیس جمهور دولت بعد رسیدند و گزارش دادند، همین دولت دهم بود. خلاصه که آقای احمدی نژاد کار را با جدیت تحویل گرفت، جلو برد، و با جدیت هم به دولت بعد تحویل داد. انشاء الله که با تلاش های دولت «تدبیر و امید» روز به روز بر پیشرفت های ملت بزرگ ایران افزوده شود.

با آروزی سربلندی ایران
و به امید فردایی روشن و آباد

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

....................................................................................

........................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا منتشر شده است:

«مرور بخشی از کارنامه ورزشی دولت های نهم و دهم...»

1. حضور درخشان در المپیک:
کاروان ورزشی کشورمان در بازی های المپیک لندن (2012) با مجموع 12 مدال، در رتبه دوازدهم قرار گرفت، و بهترین نتیجه تاریخ حضورش در تاریخ این رقابت ها را رقم زد. این درحالیست که کاروان ورزشی کشورمان در دوره قبل، یعنی سال 2008 (پکن) تنها با دو مدال در رده پنجاه و یکم و در دوره قبل از آن یعنی 2004 (آتن) با کسب شش مدال در رده بیست و نهم جای گرفته بود.
2. حضور درخشان در پارالمپیک:
کاروان ورزشی ایران، در رقابت های پارالمپیک لندن (2012) با مجموع 24 مدال در رتبه یازدهم قرار گرفت و بهترین نتیجه تاریخ حضورش در این رقابت ها را رقم زد. حالیکه کاروان ورزشی کشورمان، در رقابت های 2008 پکن، در رتبه بیست و دوم و در رقابت های سال 2004 آتن، در رتبه بیست و سوم قرار گرفتند.
3. نتایج درخشان گوانگجو:
تیم کشورمان، در بازی های آسیایی گوانگجو 2010، با مجموع 59 مدال، در رتبه چهارم جدول رده بندی کشورها قرار گرفت و بهترین نتیجه ورزش ایران در این رقابت ها پس از انقلاب شکوهمند اسلامی را رقم زد. و این موفقیت در حالیست که کاروان ورزشی کشورمان در دوره قبل از آن، یعنی سال 2006 با مجموع 48 مدال در رتبه ششم، و در سال 2002 با مجموع 36 مدال در رتبه دهم قرار داشت.
4. صعود مقتدرانه به رقابت های جام جهانی فوتبال:
تیم ملی فوتبال کشورمان، در رقابت های مقدماتی جام جهانی موفق شد برای اولین بار به عنوان تیم نخست به جام جهانی صعود کند. این صعود مقتدرانه در حالی شکل گرفت که تیم کشورمان قبل از آن و در سال 2010 از صعود باز ماند، و در سال 2006 نیز به عنوان تیم دوم و بعد از ژاپن به جام جهانی صعود کرد.
5. نتایج درخشان در کشتی:
تیم ملی کشتی کشورمان، در جام جهانی 2012 باکو، هم در آزاد و هم در فرنگی موفق به کسب مقام قهرمانی شدند و نتیجه ای درخشان را کسب کردند. بعد از آن نوبت به رقابت های المپیک لندن رسید، تا تیم ملی کشتی فرنگی کشورمان، کاری کند کارستان، و با مدال های خوشرنگی که یکی پس از دیگری به دست می آمد، برای اولین بار در تاریخ حضورش بر سکوی قهرمانی این رقابت ها بایستد.
6. نتایج درخشان در والیبال:
تیم ملی والیبال کشورمان، با برتری در دو دیدار برابر ژاپن، آنهم با پیروزی در شش ست، برای اولین بار به لیگ جهانی والیبال صعود کرد. نتایج خیره کننده تیم ملی کشورمان در این رقابت ها، از جمله برد ایتالیا، صربستان و کوبا، هیچگاه از یاد ورزش دوستان کشورمان نخواهد رفت.
7. نتایج درخشان در فوتسال:
تیم ملی فوتسال آقایان، در بازی های آسیایی داخل سالن کره جنوبی توانست با برتری مقابل ژاپن به مقام قهرمانی برسد. در بخش بانوان نیز، تیم ملی کشورمان در این رقابت ها، برای اولین بار، به افتخار نائب قهرمانی و کسب مدال رسیدند.

...................................................................................

......................................................................................

اما:
اگر بخواهیم ادامه دهم، و موفقیت های دیگر را بنویسیم، اگر بخواهیم از تیم ملی فوتبال ساحلی بگوییم، یا از دو و میدانی کاران عزیز، اگر بخواهیم از نتایج درخشان وزنه برداری سخن به میان آوریم، اگر بخواهیم درخشش بانوان ورزشکار کشورمان را قلمی کنیم، اگر بخواهم پیروزی های عجیب و غریب جوانان و نوجوانان کشورمان، در عرصه های مختلف را بازگو کنیم، و اگر بخواهیم از موفقیت های ورزش کشورمان در سالهای اخیر، تنها فهرستی تهیه کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذی می شود که هم خواندنش از حوصله مخاطب خارج است و هم تهیه اش از توان ما. اما این چند خط نوشته شد، تا آنهایی که وقتی در المپیک قبل نتیجه نگرفتیم، به جای آنکه واقع بینانه نگاه کنند و ببینند که نتیجه ای که در آن دوره به دست آمد، عملکرد هشت ساله و بلکه سی ساله دولت های قبل را انعکاس می دهد، از مظلومیت احمدی نژاد و دولتش سوء استفاده کردند و شروع کردند به گفتن و نوشتن که آی! ورزش کشور نابود شد! و... این چند خط فقط برای آنهاست که امروز سر در لاک فرو برده اند، و البته آنهایی که در وقاحت، به حد اعلی رسیده اند، و در نهایت بی انصفای می گویند همّت و همیّت و غیرت مردان و زنان ایرانی در این موفقیت ها موثر بوده است! بر منکرش لعنت!! اما این همت و غیرت، در سالهای مدیریت حضرات بر کشور کجا بود؟ غیر از اینست که شعار «می شود و می توانیم» احمدی نژاد، ایران را بر قله های مختلف ورزشی، علمی، عمرانی و... رساند؟ شخص رئیس جمهور و همفکران و طرفدارانش، این موفقیت ها را ناشی از غیرت و تعصب ایران و ایرانی می دانند. رئیس جمهور بارها و بارها اعلام که باید برقله بایستیم، چون لیاقت و شایستگی اش را داریم. در دیدار چند وقت پیش  ملی پوشان فوتبال کشورمان با آقای احمدی نژاد، ایشان گفتند به موفقیت چشمگیر در جام جهانی فکر کنید، گرچه شاید این موفقیت در جام جهانی پیشرو، آنچنان عملی نباشد، و با توجه به افت زیرساختی فوتبال کشورمان در سالهای قبل از دولت نهم، خود همین صعود مقتدرانه هم مایه مباهات و افتخار باشد، اما همین حرف رئیس جمهور، و همین باور و روحیه او، این امید را در دل ملی پوشان زنده می کند که: می شود، می توانیم. در سایر رشته ها و زمینه ها هم همین است. این موفقیت ها لیاقت مردم ایرانست، اما چاشنی اش، روحیه خود باوری و جسارتی است که با مدیریت شخص دکتر احمدی نژاد بر کشور حاکم شده. و این تنها ورزش کشور نیست که متحول شده و بزرگی می کند. تاریخ در مورد سایر خدمات رئیس جمهور مظلوم و مکتبی کشورمان، و آنچه بر سرش آوردیم بخوبی قضاوت خواهد کرد...

پی نوشت: لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

.........................................................................................

............................................................................................

سلام

این مطلب در سایت
یزد فردا و روزنامه همشهری ضمیمه چارسو منتشر شده است:

به بهانه گرمای بی سابقه هوا

«بادگیر، نماد استفاده درست از طبیعت...»

چند سالی است که وقتی گرمای تابستان را حس می کنم، و صدای کولرهای آبی را می شنوم، به فکر فرو می روم که سالهای سال قبل، خیلی پیش از اینکه برق اختراع شده باشد، یا حتی بعد از آن که دستگاه های خنک کننده هوا هنوز اختراع و تولید نشده بود، مردم چگونه گرمای هوا را تحمل می کردند؟ چگونه فصل تابستان را می گذراندند؟ و چگونه آفتاب تیر و مرداد را به سادگی در زندگی شان می پذیرفتند؟ برای مردم یزد، جواب این سوال خیلی ساده است، و در یک کلمه می شود: «بادگیر». اما کسانی که کمتر به بافت تاریخی دسترسی دارند، و یا این مورد را ندیده و نشنیده اند، ممکن است تعجب کنند! چطور ممکن است در منطقه ای گرم و خشک یزد، آنهم در فصل تابستان و چله تیر ماه که گرمای هوا گاهی حتی به پنجاه درجه می رسد، بتوان با بادگیر سر کرد؟
راستی ممکن است؟
استفاده از بادگیر، تنها مختص یزد نیست، اما یزدی ها در ساخت بادگیر و استفاده از آن شهره اند. شاید به واسطه «بلندترین بادگیر جهان» که در باغ دولت آباد یزد است، و شاید هم به واسطه اینکه هنوز بخشی از بافت تاریخی این شهر حفظ شده است. به هر حال بادگیرها، نمونه ای از تاسیسات سرمایشی در معماری اصیل ایرانی اند، و «شهر بادگیرها»، با بادگیرهای متنوعش، نمونه کاملی از استفاده بهینه از انرژی های خدا دادی است. بناهایی که حقیقتا شگفت انگیزند، و اگر کمی در ساز و کار آنها تامل کنیم، در می یابیم که چطور گذشتگانمان از انرژی های سالم خدادادی همچون آب و باد، برای خنک کردن محیط زندگی شان استفاده می کردند. ساختمان بادگیر در عین پیچیدگی، بسیار ساده است. پیچیده است از این جهت که می تواند در اضلاع مهندسی خاص ساخته شود، مثلا در چهار، شش یا هشت ضلع، و ساده است از این جهت که ساختنش نسبت به ساخت سایر قسمت های یک منزل مسکونی آسانتر است. اگر بخواهیم بر نحوه ساخت و ساز و کار بادگیر تاملی داشته باشیم، می بینیم که ساختمان این بنا، در عین سادگی، ظرافت خاصی دارد. اصولا بادگیر برجی است که هوا را در داخل ساختمان به جریان می اندازد. در درون تنه بادگیر، دو مسیر قرار دارد، مسیری برای وارد شدن هوا، و مسیر دیگری برای خروج هوا. اگر هوایی که از بیرون به داخل وارد می شود، راه خروج دیگری نداشته باشد، منفذی که درون تنه بادگیر قرار دارد می تواند راه خروج مناسبی برای جریان داشتن هوا باشد، و اگر مسیر دیگری وجود داشت، هوا بهتر جریان پیدا می کند. بادگیرها معمولا در چند ضلع ساخته می شوند، و اضلاع آنها، بستگی به منطقه جغرافیایی محل ساخت آنها دارد. بادگیرهای شهر یزد که در منطقه ای بین دو رشته کوه قرار گرفته و کمتر بادهای کویری دارد، اغلب در شش یا هشت ضلع ساخته شده اند. البته نمونه های زیادی از بادگیرهای چهار وجهی هم در یزد وجود دارد. اما در مناطقی که بادهای آزار دهنده کویری بیشتر جریان دارد، معمولا ساختمان بادگیرها یک طرفه و با ارتفاع کم است. زیر تنه اصلی بادگیر منازل مسکونی، معمولا محفظه ای پر از آب قرار دارد. بادی که از منفذ ورودی بادگیر وارد می شود، با عبور از روی آب، هم خنک می شود و هم مطبوع، و چه بسا آلودگی احتمالیش هم کمتر شود. اما بناهای اصیل یزدی، دارای قسمت های مجزای زمستان و تابستان نشین است، و اکثر بادگیرهای مسکونی در یزد، در مرکز قسمت تابستان نشین ساختمان ساخته می شوند. محلی که بادگیر در آن تعبیه شده است، اتاق مانند است. به این صورت که یا از این اتاق، پنجره هایی به اتاق های مجاور تعبیه شده که باد خنک را در آنها به جریان بیاندازد، و یا به جای پنجره، دربی تعبیه شده است که باز گذاشتن آن، می تواند به خنک شدن اتاق های مجاور کمک کند. گرچه هستند ساختمان هایی که درب و پنجره ای به اتاق مرکزی که بادگیر دارد ندارند، و راهروهایی کوتاه یا ورودی هایی معمولی، باد را در آنها به جریان می اندازد. نکته جالبی که در این مورد وجود دارد، استفاده نعمت «باد زمستانی» در فصل سرماست. به این ترتیب که اتاق هایی که بادگیر دارند، با بسته شدن ورودی اتاق های مجاور به یخچالی تبدیل می شوند که می توان از آن برای نگهداری میوه و آب آشامیدنی و... استفاده کرد. به هر روی، تامل و تفکر بر بافت تاریخی کشورمان، علاوه بر اینکه ما را با نحوه زندگی مردمانی که قبل از ما بوده اند آشنا می کند، می تواند فرهنگ قناعت و ساده زیستی را به ما بیاموزد. و همانطور که نشان می دهد می توان از انرژی های خدادای بهترین استفاده را داشت، به ما می آموزد که اگر با طبیعت مهربان باشیم، و از آن درست استفاده کنیم، حتی در گرم ترین مناطق هم آسایش و آرامش مهمان خانه هایمان می شود. متاسفانه بخشی از ساختمانهایی که امروزه ساخته می شوند، بدون توجه به این مهم، یعنی استفاده بهینه از انرژی های طبیعی ساخته می شوند. یک ساختمان قدیمی در بافت تاریخی، از نور مفید صبح بهترین استفاده را می برد. پنجره هایی که رو به شرق قرار گرفته اند به خوبی نشان دهنده این اتفاقند. همانطور که اکثر این ساختمان ها، نور غرب را که همراه با اشعه های مضر است، نمی گیرند یا کمتر می گیرند. بطوریکه انگار رو به شرق ایستاده اند و پشتشان به غرب است. از طرف دیگر از باد و آب بهترین استفاده را می برند. و نمونه بارز این استفاده بهینه از انرژی های خدادای، «بادگیر» است. بعد از آن، می بینیم که از خنکی زیر زمین ها در فصل گرما نیز به نحو احسن استفاده شده است. یعنی زیر زمین هایی که در بناهای قدیمی وجود دارند، کاربری دارند. نه اینکه صرفا محلی باشند برای انبار وسایلی که ضروری نیستند. در هر صورت، روشن است که تامل در هر بخش از بناهای تاریخی می تواند برای ما که تکنولوژی های روز، کمی از فرهنگ ساده زیستی و قناعت دورمان کرده و ناخواسته به اسراف و تجمل گرایی سوقمان داده، حاوی درس های آموزنده بسیاری باشد؛ همانطور که «بادگیر» به ما می آموزد که می شود از انرژی پاک باد، و زلالی و خنکای آب، برای تحمل گرمای کویر بهترین استفاده را برد...

پی نوشت:
لینک مطلب در یزد فردا
پی نوشت 2: متاسفانه ضمیمه چارسوی روزنامه همشهری پایگاه اینترنتی ندارد، و بنابراین مطلب وب، با مطلب چاپ شده کمی متفاوت است.

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

........................................................................

...........................................................................

سلام

این مطلب در سایت یزد فردا منتشر شده است:

«یزدی ها با سوادترین مردمِ کشور و رتبه آخر در...»

همین چند وقت پیش بود که در خبرها اعلام شد یزدی ها با سوادترین مردم کشورند. البته جای تعجب ندارد. مردمی که سالها جزو پیشتازان کنکور سراسری بوده اند، و طی 17 سال رتبه های نخست کنکور کشور را به دست آورده اند، باید هم باسوادترین مردم کشور باشند. شهری که بزرگانی چون آیت الله العظمی حائری یزدی، بنیان گذار حوزه علمیه قم و آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، صاحب عروه الوثقی را در دامان خود داشته، باید هم مردمش باسوادترین باشند. و بالاخره دیاری که بزرگانی چون وحشی بافقی را در دامن خود پرورانده، البته که مردمش در سواد سرآمدند. اما نکته ای که تعجب انسان را بر می انگیزد، آمار دیگری است که اعلام شده است: کسب رتبه آخر مطالعه روزنامه توسط یزدی ها در کشور! و البته رتبه سی ام استانمان در مطالعه کتب غیر درسی! در این خصوص هم باید گفت به همان نسبت که خبر اول عادی بود، این خبر غیر عادی است، و باور نکردنی. چطور مردمی که در صدر جدول با سوادان کشور قرار دارند، همزمان قعر نشین مطالعه روزنامه اند؟ چرا اینگونه است؟ و چرا همین مردم با سواد، مطالعه کتب غیر درسی را آنطور که باید و شاید در برنامه زندگی خود جای نداده اند؟
از یک طرف رئیس سازمان نهضت سواد آموزی کشور، در گزارشی اعلام کرده است:« 9 میلیون و 719 هزار بی سواد در گروه سنی بالای شش سال در کشور وجود دارد که از این میان یزد به لحاظ تعداد افراد با سواد در رتبه ششم کشور قرار دارد، که اگر آمار اتباع بیگانه بی سواد را در نظر نگیریم، یزدی ها رتبه نخست با سوادی در ایران را از آن خود می کنند»، و از طرف دیگر «مقدار مطالعه کتب غیر درسی در استان یزد، برای هر فرد 74 دقیقه است که اگر تلاوت قران و ادعیه را از این عدد کم کنیم، میزان مطالعه خالص یزدی ها 24 دقیقه در روز خواهد بود. همچنین در بخش دیگری از این آمار که از نظر سنجی سال 89 به دست آمده و به نظر نمی رسد تا کنون تغییر چشمگیری پیدا کرده باشد، میزان مطالعه روزنامه در استان یزد، از میان همه استانهای کشور، رتبه آخر است».
حال این سوال پیش می آید که چرا باسوادترین مردم کشور، یا روزنامه و مجله نمی خوانند و یا وقت خیلی کمی را به آن اختصاص می دهند؟
شاید جواب این سوال را بتوان از یکی از مسیرهای زیر به دست آورد:
1. مشکلات اقتصادی: قطعا مشکلات ریز و درشت اقتصادی که متاسفانه بر کل کشور حاکم است، بر مردم قانع و نجیب یزد نیز اثر گذاشته است، و این بدان معنا نیست که این مشکلات بر مردم نقاط دیگر کشورمان اثر نمی گذارد، بلکه به این معناست که یزدی ها، به دلیل دو ویژگی مهمی که ذکر شد، یعنی قناعت و نجابت، ضربه بیشتری از مشکلات اقتصادی می خورند. به عنوان مثال اگر هر یزدی برای مطالعه روزنامه و مجله، در هر ماه رقم تقریبی 30000 تومان را در نظر گرفته باشد، و برای موارد دیگر هم به همین ترتیب بخشی از درآمدش را اختصاص داده باشد، قطعا وقتی به مشکل می خورد، اولین قسمتی که از برنامه اش حذف می شود، آن برنامه ای است که تنها به خودش بر می گردد و از نظر سایرین کمتر ضروری محسوب می شود. با این حساب، مبلغی که باید برای خرید روزنامه و مجله صرف شود، به راحتی حذف می شود.
2. پایین بودن کیفیت نشریات: دلیل دیگری که به نظر می رسد می تواند در آمار روزنامه خوانی مردم استان اثر گذار باشد، کیفیت پایین نشریات است. هرچند، بی انصافی است با توجه به تنوع عجیب نشریات کشور که تعدادشان هر روز بیشتر می شود، نسبت به زحماتی که کشیده می شود بی توجه باشیم، ولی به هر روی بدیهی است که کیفیت روزنامه ها و مجلاتی که منتشر می شود، با سطح ایده آل خود فاصله زیادی دارند. با این حال اگر یک نگاه کلی به وضع چاپ نشریات کشور بیاندازیم، از تعداد زیاد و تنوع نشریات در حوزه های مختلف ورزشی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرفته تا حوزه های تخصصی و علمی، به قدری تنوع و تکثر وجود دارد که می توان از ضعف های موجود چشم پوشی کرد. و بنابراین بهانه کیفیت پایین نشریات، دلیل مناسبی برای مطالعه نکردن آنها نیست.
3. عدم وجود فرهنگ سازی و تبلیغات مناسب: از آنجا که در کشور ما و به خصوص در رسانه ملی، چه در بخش تلوزیونی و چه در بخش رادیویی، انواع و اقسام کالاهای غیر ضروری و حتی مضر، از قبیل انواع نوشابه تبلیغ می شود، این سوال بوجود می آید که چرا نباید نسبت به تبلیغ نشریات کشور که جزو تولیدات فرهنگی هستند و غذای روح جامعه را باید تامین کنند اقدام شود؟ متاسفانه در تلویزیون، تبلیغ انواع چیپس و پفک را می بینیم، اما دریغ از حتی یک تبلیغ کوتاه برای نشریات.
و کلام آخر اینکه یک جامعه وقتی می تواند ادعای پیشرفت داشته باشد که در همه زمینه ها رشد کند. همانطور که خوشبختانه در سواد آموزی، استانمان در صدر استان های کشور قرار گرفته، باید در زمینه های دیگر نیز تلاش کنیم تا انشاء الله روزی برسد که در جمیع جوانب جزو اولین ها باشیم.

پی نوشت: لینک مطلب در یزد فردا

پیوست: اللهّم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

نویسندگان

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :